سرنوشت یک دانشجوی دامپزشکی با دیدن عجیب ترین گربه ی زندگیش به طور کلی عوض شد
هشدار: این یک کتاب تخیلی است، اگر با بیش از حد بامزه بودن بیش از حد تخیلی بودن مشکل دارید کتاب رو مطالعه نکنید-
Mpreg
[Completed]
تیهونگ متوجه میشه همگروهیش با تاریک شدن هوا سرگرم موبایلش میشه
اما چی میشه وقتی میفهمه در واقع اون پسر نصف شبا در حال نوشتن فنفیکشن توی اکانت مخفی واتپدشه؟
فصل دوم آگوست دی.فیک ترجمه شده.
یونگی داره بیخیال میشه. داره آگوست رو رها میکنه. چون با وجود آفتاب، درخت های نخل و دریا، کی به یه آدم کش نیاز داره؟
ولی به شکل بی رحمانه ای بهش یادآوری میشه نمیتونه از هویتش فرار کنه، نه تا یه میلیون سال دیگه.
چون به یه چیز تیره تر، یه چیز سرد تر از آگوست نیازه تا تیم از این مخمصه نجات پیدا کنه.
هیچوقت نباید چیزی که مال اونه رو ازش بگیری.
هیچوقت.
(این فیک هنوز توسط نویسنده در حال آپه، پس لطفا قبل خوندن به ریسکش توجه کنید)
Written by: Hopefullylost
فیک ترج مه شده.
در طول روز، یونگی به عنوان پزشک قانونی واسه پلیس کار میکنه.
ولی وقتی شب میاد، اون تبدیل به یه کابوس میشه.
یه قاتل زنجیرهای.
کاپل اصلی: سپ
کاپل فرعی: نامجین - ویمینکوک
تعداد قسمت: ۴۵
فیک ترجمه شده.کامل شده.
روز شوگا به اندازه کافی بد هست.
دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه.
مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش.
خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه.
امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه.
یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص
Written by: hopefullylost
سوپ: سوییچ
کوکوی: کوکی تاپ
نامجین: جین تاپ
جیمین و ریچارد: جیمین باتم
یه فیکشن #فلاف و کیوت از کاپل #سپ🍫✨پسری که از سیاره ش💫 تبعید میشه و #احساساتش رو با تغییر رنگ #موهاش نشون میده🍃
Couples: Sope & Namjin
Gener:fluff.romance.smut(maybe)
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن
حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟
ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید)
میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T
امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
هوسوک خون آشامی که صد ها سال تنها زندگی کرده یک روز با یک ماشین تصادف کرده رو به رو میشه و به جای اینکه بزاره نوزادی که توی آغوش مادر مرده اش گریه میکرد مثل خانوادش بمیره اون رو به کلبه ی خودش میاره و بزرگش میکنه...
ژانر: سوپرنچرال - درام - رمنس
نویسنده: Razi and Moonlike
کاپل: hopemin