Larry:"
9 cerita
You can be the Boss daddy  oleh dea_d_writer
dea_d_writer
  • WpView
    Membaca 167,666
  • WpVote
    Vote 17,701
  • WpPart
    Bab 76
من بیهوشت کردم از نزدیک ترین آدم های زندگیت جدات کردم با چاقو روی بدنت نقاشی کردم و تو انقدر شکسته بودی که به هر حال عاشقم شی باید فکرش و میکردی که من از چیزی که به نظر میام خطرناک ترم... #1 Gangster #2 Louis Tomlinson #2 Stylinson #3 Larry #3 Larrystylinson #14 Harry Styles
Losing Mage [ZOUIS] oleh icallmaat
icallmaat
  • WpView
    Membaca 5,277
  • WpVote
    Vote 1,558
  • WpPart
    Bab 31
[ COMPLETED ] من را با خودت ببر به هر کجا که مغز هایمان پرواز می‌کنند. من را با خودت ببر... . . . من مدام در حال "از دست دادن" هستم. برای همین شده losing...
Change My Mind~L.S [Completed] oleh gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Membaca 125,826
  • WpVote
    Vote 17,681
  • WpPart
    Bab 63
"یکم صبر داشته باش، همه‌چیز تغییر میکنه..." "همه‌چیز؟! نه...هیچ چیزی عوض نمیشه، مگه اینکه اون لعنتی تغییر کنه..." "پس انجامش بده...نظرش رو تغییر بده..." پابلیش مجدد کتاب کامل شده‌ی change my mind. نوشته شده در اول فوریه‌ی 2018. پایان، پنجم سپتامبر2018.
Look at me [L.S] oleh barry__s
barry__s
  • WpView
    Membaca 188,082
  • WpVote
    Vote 34,975
  • WpPart
    Bab 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
MR STYLES ( l.s persain translation) oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 205,463
  • WpVote
    Vote 27,577
  • WpPart
    Bab 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Our Destiny (L.S) oleh Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    Membaca 1,173,762
  • WpVote
    Vote 128,459
  • WpPart
    Bab 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
mask of lies  ( l.s persain translation)  oleh ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Membaca 89,824
  • WpVote
    Vote 11,221
  • WpPart
    Bab 19
لویی تاملینسون ، بازیگر معروف، باید وارد رابطه فیک با هری استایلز ،خواننده ی مشهور ، میشد. چی میشه اگه اون احساسات واقعی به خواننده ی جذاب پیدا کنه ؟ منیجمنتشون قبول میکنه ؟ رابطشون اونقدر قوی هست که تو سختی ها بجنگن ؟
When Hate Turns Into Love [Persian Translation] oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 51,281
  • WpVote
    Vote 7,832
  • WpPart
    Bab 26
[OnGoing] استایلزها و تاملینسون ها. این دو خونواده به دلیل اتفاقی در گذشته، هیچوقت باهم کنار نیومدن. به همین دلیل لویی تاملینسون از هری استایلز متنفره، به همین سادگی. هرچند چیزی که لویی -یا هرکسی توی خونوادشون- نمیدونه اینه که هری از لویی متنفر نیست، درواقع کاملا برعکسش. اون همیشه از پسری که موهاش مثل پر نرم بود خوشش میومد. چرا ؟ خودشم نمیدونه، ولی از دوران مهدکودک اونها یه چیزی درمورد اون پسر، خاص و استثنایی بود. دست انداختنا و اذیت کردنای هری هم واسه بدتر کردن شرایط کاملا کافی بود! اون دوس داره لویی رو عصبی و مضطرب کنه، چیزی که لویی ازش متنفره‌. لویی همیشه تلاش میکنه اونو برونه و بهش بگه که گورشو گم کنه، که فقط باعث میشه هری حتی بیشتر دوسش داشته باشه. پس وقتی لویی بالاخره تسلیم لمس های هری میشه و بهش اجازه میده هرکاری که میخواد باهاش بکنه چه اتفاقی میفته ؟ عشق بوجود میاد ؟ اگه آره، خونواده هاشون چه فکری راجبش میکنن ؟
EXPERIMENT (L.s) oleh story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    Membaca 326,306
  • WpVote
    Vote 45,517
  • WpPart
    Bab 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#