Larry 💙💚
8 histoires
Royal Blue [L.S|Mpreg] par siler_xr
siler_xr
  • WpView
    LECTURES 57,765
  • WpVote
    Votes 12,840
  • WpPart
    Chapitres 30
×on going× زندگی ای که بعد از ملاقات با چشم هاش به رنگ آبی سلطنتی در میاد.
Always You [L.S] ~ By Miss X par larry_diary
larry_diary
  • WpView
    LECTURES 3,314,681
  • WpVote
    Votes 303,371
  • WpPart
    Chapitres 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Our Destiny (L.S) par Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    LECTURES 1,173,681
  • WpVote
    Votes 128,459
  • WpPart
    Chapitres 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
To the ends of the earth~L.S [Completed] par blueheartedme_
blueheartedme_
  • WpView
    LECTURES 62,678
  • WpVote
    Votes 7,974
  • WpPart
    Chapitres 21
"تا آخرِ دنیا دنبالم میکنی؟ اونجا جهانی وجود داره که فقط برای چشم های ما ساخته شده..." Persian translation
Say Something~L.S [Completed] par gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURES 127,849
  • WpVote
    Votes 17,872
  • WpPart
    Chapitres 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) par PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    LECTURES 139,707
  • WpVote
    Votes 30,095
  • WpPart
    Chapitres 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation) par larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    LECTURES 163,400
  • WpVote
    Votes 16,413
  • WpPart
    Chapitres 18
هرى و لويى ٢٠ ساله كه باهمن، كه هرى خيانت ميكنه، و لويى ميشكنه، و هرى يك سال مهلت داره تا ازدواجشون رو درست كنه.
End Game (L.S) par harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURES 634,060
  • WpVote
    Votes 88,775
  • WpPart
    Chapitres 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....