Larry & ziam
41 historias
Angel [L.S] por stillunknowwn
stillunknowwn
  • WpView
    LECTURAS 88,103
  • WpVote
    Votos 17,806
  • WpPart
    Partes 64
[Completed] *Under edit* هری به خاطر دوست صمیمیش و تصمیم‌های غلط اون وارد ماجرایی می‌شه که باید از تنها دارایی به جا مونده ازش مراقبت کنه. اما ورق‌ها تک‌تک برمی‌گردن و می‌فهمه واقعیت هیچوقت اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کرده. وقتی تنها چیزی که حس می‌شه درده، چه می‌شه که یک نفر مرهم باشه؟ پی‌نوشت: در این کتاب تمرکزی روی تاپ یا باتمی کاراکتر‌ها نبوده. [Larry Stylinson Fanfiction] Written by: unknown. Start: 18.sep.2019 The end: 16.may.2021
INCURABLE (L.S) por story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    LECTURAS 67,283
  • WpVote
    Votos 8,636
  • WpPart
    Partes 35
هیس... حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام...بگو کسی حرفی نزند... بگذار لحظه ای آرام بگیرم...
Words[L.S] por ghazale7858
ghazale7858
  • WpView
    LECTURAS 57,459
  • WpVote
    Votos 11,195
  • WpPart
    Partes 70
باید از همان اول میفهمیدم که داستان ما عشق نبود.. داستان ما روحی بود که درون زندگی‌مان جریان یافت.. و دست ترسناک مرگ آن روح شیرین را با خود برد.. باید میدانستم که من و تو..عاشق نیستیم.. من و تو زندگی هستیم که درون هم میجوشیم..! ایده:98/1/4 Words have power💚💙
Dangerous Love(Larry Stylinson) por S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    LECTURAS 67,188
  • WpVote
    Votos 5,948
  • WpPart
    Partes 18
اولين فن فيك من!! وقتي در زندگي لويي و هري يك اتفاق غير منتظره ميوفته!
Our Destiny (L.S) por Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    LECTURAS 1,173,679
  • WpVote
    Votos 128,459
  • WpPart
    Partes 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Different (L.s) (completed) por Larryfanfic_HL
Larryfanfic_HL
  • WpView
    LECTURAS 175,701
  • WpVote
    Votos 19,844
  • WpPart
    Partes 99
+اين داستان عشق نيست +داستان اعتياده
Sea's whisper [L.S | Z.M] por Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    LECTURAS 196,709
  • WpVote
    Votos 44,534
  • WpPart
    Partes 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
Hidden( translated to persian ) por deliiiled
deliiiled
  • WpView
    LECTURAS 406,615
  • WpVote
    Votos 37,516
  • WpPart
    Partes 96
He was like a moon part of him was always hidden. اون شبیه ماه بود قسمتی از اون همیشه مخفی بود.
•Fading• [L.S]  por SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    LECTURAS 222,545
  • WpVote
    Votos 31,871
  • WpPart
    Partes 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Half-Blood por atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    LECTURAS 119,427
  • WpVote
    Votos 29,628
  • WpPart
    Partes 162
«دورگه» پایبند اقوام و اماکن نشو. انسان باش. بدون مرز! A Louis Tomlinson Fanfiction highest ranking: #4 in fanfiction