kookv/vkook
127 stories
scenario  by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 28,510
  • WpVote
    Votes 2,263
  • WpPart
    Parts 17
Just.... Nothing (:
It's hurt  by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 281,239
  • WpVote
    Votes 35,770
  • WpPart
    Parts 34
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد = کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد =گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره به زور باهات بودم ولی.... اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی = به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت ×ازت متنفرم یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت _ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت ×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره کاپل ها کوکوی و یونمین ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و..... نویسنده مین کوالا
𝗵𝗲𝗹𝗹𝗯𝗼𝘆|𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by lika_kpop
lika_kpop
  • WpView
    Reads 41,859
  • WpVote
    Votes 6,126
  • WpPart
    Parts 19
سادس اون یک شیطان بود ولی وقتی یه فرشته اومد تو زندگیش همه چیز فرق کرد Couple➪︎kookv yoonmin Genre➪︎Romance Fantasy
𝐀𝐛𝐬𝐜𝐨𝐧𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐍𝐮𝐦𝐞𝐫 𝟖 | Yoonmin by Green-YM
Green-YM
  • WpView
    Reads 14,566
  • WpVote
    Votes 1,798
  • WpPart
    Parts 9
『 فـراری شـماره هشـت 』 | •Yoonmin ،Yeonbin | •completed✔ | •criminal ,harsh ,smut شوگا قاتلی که تو زندان آلاسکا گرفتار شده. واقعا گرفتار نشده اون فقط قلبش گرفتار نگهبان توش شده که براش کلکسیون عروسک هارو درست کرده و میخواد که نشونش بده. - "اِس ملقب به شوگا ،قاتل روانی ,لعنتی روحیه درست و حسابی نداره " نگاهش رو از همکارش جنی کیم دختری که بخاطر رفتار و شغل موردعلاقش مردای عادی رو از خودش میروند گرفت. "وجودشم خیلی ترسناکه ،پارتنری نداشته؟" "نمیدونم اگرم داشته بدبخت هوس کابوس کرده بوده" "قضاوت نکن ببین چی باعث روانش شده میس جنی کیم." وارنینگ:خشنه دیه❗
game ! by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 34,797
  • WpVote
    Votes 6,163
  • WpPart
    Parts 27
با ابروی بالا رفته به مرد که چاقو رو روی گلوی کوک گذاشته بود خیره شد و قهقه ای سر داد = پس تو فکر من تو دام تو گیر افتادم ؟؟ اشک فیک کنار چشمش رو پاک کرد و موهای بلندش رو بالا داد = کاملا اشتباه می کنی من تو این بازی نه برندم و نه بازنده ! بلکه من..... اسلحه رو سمت مرد گرفت و نیشخندی زد = سازنده ی این بازی ام ! ******************************** _ به نظرت آخر این ماجرا چی می شه ؟؟ جیمین تیر تفنگ رو عوض کرد و نگاهی به یونگی انداخت ×هر چی که من بخوام مین یونگی چون..... با گرفتن دست یونگی اون رو پشت خودش کشید و تفنگ رو سمت در گرفت ×تو این بازی ... با گذاشتن دستش روی ماشه نیشخندی زد و اون رو کشید × من همیشه برندم ! ******************************** % من نمی خواستم بازم کنی ! با نشستن روی پاهای نامجون دستش رو پشتش برد و زنجیرش رو باز کرد ÷ این بازی من کیم نامجون و من..... با باز کردن دست های نامجون نیشخندی زد و ازش فاصله گرفت ÷ هر جور دوست داشته باشم پیش می رم کاپل ها : یونمین ، کوکوی، نامجین ژانر : پلیسی ، جنایی و..... نویسنده : مین کولا پایان یافته
Look like a....deja vu  by min_koala
min_koala
  • WpView
    Reads 12,086
  • WpVote
    Votes 2,419
  • WpPart
    Parts 31
انگشت های رنگیش رو روی صورت پسر داخل نقاشی هاش کشید و نفسش رو صدا دار بیرون داد +دوباره......دوباره و دوباره تویی! با پایین گذاشتن قلمش چنگی به موهای مواج و بلندش زد و به پایین خیره شد + حتی یبار هم ندیدمت ولی صدای خنده هات، لحن گرمت و حتی نوازش انگشتات رو روی صورتم حس کنم درست.... تلخندی زد و به چشم های طلایی رنگ پسر خیره شد +مثل دژاوو ! ********* * * * * * * * * * * * * * * * * روی موتورش دراز کشید و چشم هاش رو روی هم فشورد تا از سردردش کم بشه _ درست وقتی که می خوام بمیرم... تلخندی زد و دستش رو روی قلبش گذاشت _ با لحن ارومت بهم می گی دوستم داری و می تونم نوازش انگشت هات رو بین موهام حس کنم درست.... با باز کردن چشم هاش به اسمون تیره ی بالای سرش خیره شد و نفسش عمیقی کشید _مثل دژاوو ! با نشستن روی موتور سیگارش رو بین لب های صورتیش گذاشت و پک دروغینی بهش زد _دژاوویی که ما رو به هم وصل می کنه ! کاپل ها : کوکوی ، یونمین ژانر : رومنس، تاریخی و. ... نویسنده : مین کوالا
𝐒𝐨𝐟𝐭 𝐒𝐧𝐨𝐰  by bariew
bariew
  • WpView
    Reads 37,620
  • WpVote
    Votes 5,726
  • WpPart
    Parts 24
[سافت اسنو🌨] تهیونگ : تو خیلی گوگولی ای جونگکوک : چی؟ تهیونگ : مثله برف ، گوگولی ، سافت و سفید... . . . چی میشه اگر کوک وقتی لایوه تهیونگ رو که مثله خودش بلاگره اینستاست ببینه؟ ژانر : کریسمسی - اینستگرام - رومنس - اسمات - انتخابی - کمدی - چت پایان داستان بر اساس انتخاب های خودتونه ^~^هردو پایان هپی انده کاپل اصلی : ویکوک کاپل های فرعی : یونمین ، نامجین ، یونبین
Little Merman by kimjungkookbabby
kimjungkookbabby
  • WpView
    Reads 153,965
  • WpVote
    Votes 19,569
  • WpPart
    Parts 21
♡کاپل : تهکوک خلاصه : تهیونگ فکر میکرد که پری های دریایی وجود ندارن، اما چی میشه که یدونه از نوع خوشگل و لیتلش توی زندگیش جا باز کنه؟؟!! ༶•┈┈⛧┈♛ ژانر : لیتل، فانتزی، اسمات و...
Not Your Toy!! | Vkook Namjin § Full by Delenefer
Delenefer
  • WpView
    Reads 537,816
  • WpVote
    Votes 68,705
  • WpPart
    Parts 34
-تهلون؟ تهیونگ هومی گفت و برگه های تو دستش رو ورق زد. -تدی.. نیدا تن با کلمه های عجیب کوکی سر تهیونگ برگشت. -کوکی؟؟؟ صدای شوکه شده تهیونگ کوکی رو ترسوند. کار بدی کرده بود؟ بغض کرد و لب پایینیش لرزید. به ثانیه نکشیده صدای گریه اش بلند شد و تهیونگو ترسوند. -گریه نکن.. گریه نکن.. اشکال نداره کوکی. بیبی چیزی نشده که. معذرت میخوام -تدی نالاحت شد -نشدم. ببین.. خوشحالم . کار خوبی کردی بیب -دلوخ میگی؟ -نه. نه. اشکال نداره. لباس خودته اشکال نداشت کوکی لباسشو با قیچی تیکه تیکه بریده باشه. اصلا اشکال نداشت.تهیونگ میتونست بازم بخره. . .. ... تغییر کردن کار سختی نیست.. تنها چیزی که نیاز داره یه انگیزه درست حسابیه! اگه به کیم تهیونگ رئیس مافیا میگفتن یه روز قراره واسه یه پسر بچه غش و ضعف کنی قهقهه میزد.. اما حالا همه چیز عوض شده.. کسی که مثل آب خوردن بدن آدمو با چاقو پاره می‌کرد، واسه آروم کردن یه پسر بچه خودشو به در و دیوار میزنه! Name : Im not your toy!! Genre: Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff Start: 1399/8/24 End: 1399/11/24 32 parts
Step Brother Dearest  by officiallostmerorr
officiallostmerorr
  • WpView
    Reads 210,746
  • WpVote
    Votes 22,440
  • WpPart
    Parts 28
[ پایان یافته ] وقتی که برادر ناتنیش اومد تا باهاشون زندگی کنه، هیچ ایده‌ای نداشت که میتونه عاشق برادر کوچیک ترش بشه. اون به همون سرعتی که وارد زندگیش شد، وارد تختش شد و اون رو ترک کرد. اما کارما اونقدرا هم مهربون نیست، بعد هفت سال، هردوشون درحالی که جایگزین هم رو پیدا کرده بودن، روبه‌روی هم قرار میگیرن، و حالا که بزرگسال شده بودن، هیچ ایده‌ای برای حسشون نداشتن! ---- - واقعیت اینِ که یه تفاوت بزرگ وجود داره... تو تنها آدمی هستی که تو کل دنیا برام ممنوعه...و لعنت بهم که اگه تو رو بیشتر از هرچیزی که توی دنیاست نخوام... ---- Translation ! Couple: taekook, Unknown ?! Genre: Incest, Romance, Smut # 1 Taekook # 7 jk # 77 Kookv # 1 Drama # 110 BTS # 77 Taehyung # 87 Junggok