Iuehdbh's Reading List
24 stories
Confessions Of A Gay Disney Prince [L.S] *Persian Translation* ni Esslarrie
Esslarrie
  • WpView
    MGA BUMASA 14,093
  • WpVote
    Mga Boto 3,848
  • WpPart
    Mga Parte 56
" جای شما اینجا نیست، عزیزم، چون هیچ همجنسگرایی تاحالا وجود نداشته و نخواهد داشت. تو فقط عقلتو از دست دادی. اما من نجاتت نمیدم؛ خودت رو نجات بده! " ____________________________________ سلام، این اولین تجربه ی من از نوشتن فن فیکشن تو واتپده و امیدوارم خوشتون بیاد. این داستان در اصل ترجمه هست و نویسنده ی واقعی Jayme Dray هست. ____________________________________ بخش اول《 پرنسس داخل برج 》: چَپتر ۱ تا ۲۲ بخش دوم《 پرنسسی که توانایی پرواز داشت 》 : چپتر ۲۳ تا ۴۹ بخش سوم《 شاه به لاما🦙 تبدیل شد 》: چپتر ۵۰ تا ۶۹ بخش چهارم《 ملکه ی قلب ها ثابت شد 》: چپتر ۷۰ تا ۹۰ بخش پنجم《 شرور با یک دوک 》: چپتر ۹۱ تا ۱۰۰ بخش ششم《 نبرد برای پا ها 》: چپتر ۱۰۱ تا ۱۱۵ بخش هفتم《 اژدها، خر را دوست دارد 》: چپتر ۱۱۶ تا ۱۳۰ ____________________________________ هشدار ❗❗ این داستان شامل صحنه های جنسی، خشونت گرافیکی و سناریو هایی است که میتواند یادآور حمله جنسی باشد. اگر نمیخواین این صحنه هارو بخونین به علامت ⚠️ دقت کنید.
دوپنجره ni ishouka
ishouka
  • WpView
    MGA BUMASA 14,566
  • WpVote
    Mga Boto 3,296
  • WpPart
    Mga Parte 12
[تمام شده] دستات خودت نیستن، اما جزئی از تو ان...
Irresistible ni nari02_lp
nari02_lp
  • WpView
    MGA BUMASA 42,875
  • WpVote
    Mga Boto 4,872
  • WpPart
    Mga Parte 39
[completed] حادثه های کوچیک... اتفاقات بزرگ... تغییرسرنوشت... یه دیدار ساده... یه اتاق با نور و در و دیوار سفید.... یه پرونده ی قتل... یا یه عشق ابدی.... اینا همش داستان زندگی من و توئه.... نمیدونم پایانش طناب دار دور گردنمه یا دستای گرم تو... ولی امیدوارم بفهمیش چون اگه تا ابد هم برا من نشی قلب من به نام تو خواهد موند...
mr.secret ni Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    MGA BUMASA 87,123
  • WpVote
    Mga Boto 6,489
  • WpPart
    Mga Parte 11
لوییس تاملینسون..پسری که درمورد افراد غریبه یکمی زیادی کنجکاوه!
He Was Blue ni Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    MGA BUMASA 280,052
  • WpVote
    Mga Boto 25,322
  • WpPart
    Mga Parte 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
•Λsian BOҰ• ni iamvdepp
iamvdepp
  • WpView
    MGA BUMASA 125,496
  • WpVote
    Mga Boto 20,590
  • WpPart
    Mga Parte 53
ل-هی آسیایی ز-ولم کن ! ل-انقد ازم فرار نکن !
Same Ocean Eyes [L.S] ni rojii_tommo
rojii_tommo
  • WpView
    MGA BUMASA 128,480
  • WpVote
    Mga Boto 19,433
  • WpPart
    Mga Parte 86
_نایل؟حالت خوبه؟من صدای داد شنی... هری سرشو بالا اورد و پسر با دیدنش انگار کلماتش رو از یاد برد _تو... اون با شوک زمزمه کرد +لو..لویی...!؟ ~roji tommo 2 in fanfiction🖇 1 in larrystylinson🖇 1 in harrytop🖇 1 in harrystyles🖇
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED ni mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    MGA BUMASA 359,626
  • WpVote
    Mga Boto 59,369
  • WpPart
    Mga Parte 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
•Fading• [L.S]  ni SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    MGA BUMASA 221,908
  • WpVote
    Mga Boto 31,847
  • WpPart
    Mga Parte 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Feel Me ni ziam_ir
ziam_ir
  • WpView
    MGA BUMASA 171,538
  • WpVote
    Mga Boto 15,590
  • WpPart
    Mga Parte 55
@SAaraah__1995