complete V^V
44 stories
☁︎𝑴𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 202,477
  • WpVote
    Votes 25,721
  • WpPart
    Parts 24
نام فیک :✨my white wolf✨ کاپل : ☕کوکوی☕ 🍩 ژانر 🍩 : 🐺امگاورس🐺 🍑ددی کینگ🍑🍥رمنس🍥 🍷اسمات🍷 🍼فلاف🍼 خلاصه :🍓 تهیونگ از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... 🍓 🍸جئون جونگ‌کوک آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ 🍸 🍨 « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »🍨 ✨🍑🍓🌈«بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ تهیونگ زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم کیم ... " "ددی...اههه..."» 🌈🍓🍑✨
The Last Waltz[9] by blueside_demian
blueside_demian
  • WpView
    Reads 3,266
  • WpVote
    Votes 261
  • WpPart
    Parts 5
《کامل شده》 نمیدونم اسنیپ آدم خوبیه یا نه، ولی میدونم که تو آدم خوبی هستی. با عشق، خوشگله. سد اند نیست! 🎼 king raam: the last waltz دیالوگ های فیلم سینمایی: Camp X-Ray
نگاهم کن | Look At ME by Noqreh
Noqreh
  • WpView
    Reads 95,159
  • WpVote
    Votes 21,285
  • WpPart
    Parts 49
Fiction (فصل اوّل-کامل شده) •Genre: هیجانی/معمایی • رمنس/کمدی • اسمات/درام •Couple: Chanbaek,Kaisoo,Hunhan,Vkook •Read on: mostly 3 days a week. •Nc +18🔞 🌈(فصل دوّم در حال آپ) ••Author: نُقره 💫 - Noqreh ••Start: 08.Jan.20 توجّه!توجّه! : این فیک کاپل اصلی و فرعی نداره.. داستانِ همه به طور مساوی روایت می‌شه.. چون نویسنده همه رو دوست داره! 😍 A summary of the Story: هر آدمی بالاخره یک نقطه‌ی زمانی از زندگیش، می‌ایسته و به پشت سر نگاه می‌کنه.. تا ببینه جایگاهی که الآن ایستاده، نتیجه‌ی کدوم یک از تصمیم‌گیری‌هاش بوده.. چهار دوست .. با چهار سرگذشت متفاوت الآن در اون نقطه ایستادن و به راهی که پشت سر گذاشتن، خیره شدن.. یکی نگاهش خشمگینه.. یکی بهت‌زده.. چشمهای یکی خیس از اشک.. و دیگری.. با سری خمیده به روی زانوهاش سقوط می‌کنه.. « چانیول، کافه‌ای در گوشه‌ای از شهر داره با مشتری‌های محلی و باحال.. امّا چی می‌شه اگه یک روز یک "مشتری خاص" واردِ کافه‌اش بشه؟.. کسی که تمام معادلاتِ زندگیِ خودش و اطرافیانش رو بهم بریزه! » " نگاهم کن" هیجانی/رمنس • فلاف/کمدی • اسمات/ هپی اندینگ چانبک - کایسو- هونهان - ویکوک کاری از " نُقره " .
On My Way by ex_blackmoon
ex_blackmoon
  • WpView
    Reads 164,269
  • WpVote
    Votes 24,084
  • WpPart
    Parts 56
_ چرا اینجوری شدی؟ + این چیزا رو دوست نداشتم... سر راهم قرار گرفتن!
𝑩𝒂𝒄𝒌 𝑻𝒐 𝒀𝒐𝒖 •< 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 >•  [ 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ] by vk_vita
vk_vita
  • WpView
    Reads 196,049
  • WpVote
    Votes 23,123
  • WpPart
    Parts 13
Back To You •< Vkook >• [ Completed ] جونگکوک معاون یک شرکت توی سئول که متوجه میشه رئیس بخشی که توش کار میکرد عوض شده و جایگزین اون کسیه که از شعبه ی دئگو انتقالی گرفته... و حالا باید به کیم تهیونگ دوست پسر سابقش که دو سال پیش باهاش کات کرده بود بگه رئیس.. ᴡʀ: @vk_vita @Moonlike_Rmy 사이데 🌙 ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ. sᴍᴜᴛ 🔥 Start: 20/03/2020 End: 01/04/2020
Time; YoonMin | Per Translation by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 62,161
  • WpVote
    Votes 12,716
  • WpPart
    Parts 38
زمان | Time خلاصه: پارک جیمین ناراحت و تنهاست؛ پارتنری که 15 سال باهم بودن، از نظر احساسی و فیزیکی بعد از سالها سواستفاده و سورفتار اون رو رها کرد و روش اثر بدی گذاشت و باعث شد توی تمام زندگی همچین احساس سنگینی داشته باشه. اون آرزو می کنه یه شانس دیگه برای برگشت به عقب داشته باشه و توی اون زمان که تو دبیرستان بودن؛ دیگه احساسات اون مرد رو نپذیره. یه تصادف، یه تغییر، یه شانس.. وقتی جیمین با یه ماشین تصادف میکنه و به سمت مرگش ته یه دریاچه ی یخ زده می بره جیمین میدونه که قرار بمیره اما با اینکه فقط 30 سالشه از این رفتنش خوشحاله. هرچند، مرگ نقشه دیگه ای برای این مرد داره. مرگ به جیمین پیشنهادی رو میده که همیشه می خواسته. یه شانس دوم. تنها نکته ای که وجود داره اینکه اون دوباره تو 30 سالگی، همین روزی که کشته شده؛ خواهد مرد اما تو این زمان به سن 15 سالگیش برمیگرده تا زندگیش رو دوباره شروع کنه. جیمین هم با اشتیاق و بدون توجه به عواقب این تصمیم قبول میکنه. چه اتفاقی میوفته وقتی همین قدم، تمام دنیاش رو تغییر بده. چه اتفاقی میوفته وقتی به خودش اجازه میده که با نوجوون پردردسر و تنهایی که سال ها قبل به خاطر ترس ازش کناره گرفته رو به روشه و اون رو بپذیره. چه اتفاقی میوفته اگه اون چیزی که قلبش این همه سال نداشته رو (عشق)،
Seawater Kisses | Yoonmin | Persian Translation by YoonminFiction
YoonminFiction
  • WpView
    Reads 7,765
  • WpVote
    Votes 1,285
  • WpPart
    Parts 9
جیمین یه سایرنه، اونا شناخته شدن، ولی همه افتخار دیدنشون رو به دست نمیارن، چه برسه به اینکه یکیشون رو شخصا بشناسن. یونگی، وقتی روی اقیانوس مشغولِ بررسی موجودات دریایی و همچین چیزاییه، جیمین رو ملاقات میکنه. با این حال، اون دریانورد، هیچوقت فکر نمیکرد تا این حد، درگیر جیمین و شخصیت واقعیش بشه. translated by @xXfakeziamxX
Brothers (Taekook) by katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    Reads 254,340
  • WpVote
    Votes 30,045
  • WpPart
    Parts 27
*به من نگو هیونگ،من برادرت نیستم* **پس چی باید صدات کنم؟** *ددی*
You're Mine by bangtan_fantan
bangtan_fantan
  • WpView
    Reads 101,148
  • WpVote
    Votes 10,584
  • WpPart
    Parts 14
با حس دستای کسی که صورتشو نوازش میکردن اروم چشماشو باز کرد. اطراف شو از نظر گذروند و چشمش به غریبه ای که کنارش نشسته بود -تو کی هستی...! سعی کرد از رو تخت بلند بشه ولی پاهاشو دستاش محکم به تخت بسته شده بودن! با عجز نالید: -توروخدا باهام کاری نداشته باش +واقعا جیمین؟؟ تو فکر میکنی من بهت صدمه میزنم؟ غریبه دستاش رو بسمت گونش برد و نوازش وار روش کشید -به من دست نزن! +نمیدونی چقد منتظر بودم که اینجوری دوباره لمست کنم. روزهای آپ: سه شنبه ها Main couple : kookmin Sub couple : Yoonmin Genre : Angst - psycho - stalker Au Tr : Happiness
Devil Inside by Sumi_ssi
Sumi_ssi
  • WpView
    Reads 763
  • WpVote
    Votes 172
  • WpPart
    Parts 4
قضاوت !! چیزی که هر کدوم از ما توی زندگیمون باهاش مواجه میشیم و انجامش میدیم اما چقدر از این قضاوت کردن ها درست از اب درمیاد ؟؟؟؟ چی میشه اگر فکری که جیمین درباره آدمها داشت با دیدن مین یونگی به کلی عوض بشه؟؟؟؟