[زندگی توی ساعتشنی]
"اون گرگ سیاه کیه؟"
"جفتِ جیمین."
"جفت جیمین؟ و تواینجا ایستادی و هیچ کاری نمیکنی؟"
یونگی با عصبانیت جواب داد:"چیکار میتونم بکنم وقتی کشش گرگش به سمت جفتشه؟ فکر کردی برام آسونه که جیمین با چشمهای ملتمس بهم نگاه میکنه اما نمیتونه جلوی قدم هاش که به سمت اون میرن رو بگیره؟ آره ما عاشق همیم ولی عشق کافی نیست... هیچوقت نبوده."
" اشتباه میکنی، عشق کافیه... اون تنها روزنهی امید برای ادامه دادنه. فقط به کیم نگاه کن! بعد از 100 سال انتظار، حالا داره با یه لبخند روی لبهاش و دستی روی قلبش میمیره و هیچ اعتراضی نداره."
---------------------------------
کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین
ژانر:سوپرنچرال (خونآشام، امگاورس، جادوگر)، رمنس، انگست
داستانِ دُو بازَندِه
"تکمیل شده"
_____________________
روزی روزگاری...
دو بازنده ی زخمی مقابل هم زانو زدن.
و داستان شروع شد...
_____________________
ژانر: روزمره، رومنس، یه کوچولو خشن، طنز؟
کاپل: سُپ
شروع آپ: سیزدهم اکتبر 2021
پایان آپ: سیزدهم جولای 2022
*هیونگ دارم بهت میگم به منم خوش گذشت.
یونگی زانوهاش رو بغل کرد. نمیتونست حالت چهره جیمین رو تو تاریکی تشخیص بده.
-هیونگ من خوشم اومد. وقتی چشمام رو گرفتی خوشم اومد.
-جیمینا... *
کاپل:یونمین
از وقتی که ما بچه بودیم تو بهترین دوست من بودی.
تو منو میشناسی ، و منم تو رو میشناسم.
تو همه چیز رو راجب من میدونی اما خب، من همه چیز رو راجب تو نمیدونم .
وقتی راجب عشقت به یه نفر دیگه بهم گفتی ، قلب من کاملا شکست .
نمیتونم واسه خوشحالیت خوشحال نباشم ، ولی نمیتونم جلوی گریه های از رو حسودی ام رو بگیرم .
امیدوارم یه روز برسه که راجب احساساتم بهت بگم ، چیزی که تاحالا شانس گفتنش رو نداشتم .
قلب من کاملا شکست و دیگه نمیخوام عاشقت باشم .
یا بهتر بگم .
الان ازت متنفرم .
________________________
#1 bangtan
#1 gay
#1 boyxboy
#2 vmin
جیمین در بدترین زمان ممکن میفهمه عاشق جونگ کوک شده وبه بدترین شکل ممکن باهاش باهاش کنار میاد.
*این فیک ترجمه شده س و ورژن اصلیش تو سایت Ao3 اپ شده.اولین کار ترجمه منه پس لطفا باهام مهربون باشید:)*