فیک کامل شده
•¬کاپل: چانبک | هونهان | کایسو | کریسهو
•¬ژانر: پزشکی| علمی| عاشقانه| احساسی
•¬خلاصه:
بیون بکهیون ، پسر کوچولوی شیطون و بامزه ای که پدر مادرش رو در جریانات سیاسی از دست میده اما توسط خانواده پارک پذیرفته میشه ..
پسر اون خانواده ، پارک چانیول با وجود پنج سال اختلاف سنی ای که دارن خلأ تنهایی خودش رو با بکهیون پر میکنه..
وقتی چانیول پی ببره که کارهای بکهیون مثل بچه های هم سن و سال خودش عادی نیست یا اینکه بکهیون قدرت های عجیب مخفی در بدنش داره که باعث میشه به برادر ناتنیش حسی متفاوت از فضای خانواده پیدا کرده..
پدربزرگ پدری بکهیون با نام کنیگ بزرگ برای گرفتن حق سرپرستی نوه ی عزیزش دست به قتل خانواده اش میزنه و از قدرت بکهیون به عنوان جعبه ابزار پزشکی برای شبیه سازی انسان یا زنده کردن مردهها استفاده میکنه..
حالا بیون بکهیون موفق ترین نسخه شبیه سازی شده، بزرگترین عضو سازمان مافیایی و جاسوسی کره و پارک چانیول ، ماهرترین جراح مغز و اعصاب روبه روی هم قرار میگیرن تا به چانیول اجازه نده پارک بکهیون واقعی رو از خواب مصنوعی بیدار کنه
لحظهای که چانیول فراموش میکنه محبوبش در خانه روی تخت خوابیده.. روزی که بکهیون یادش میره کسی رو که میکشه همون پسریه که یه موقع برادر صداش میکرد...
═ ∘♡༉∘ ═
#Litt
💌White hearts^^💟
🥂:Couples: ChanBaek . KaiSoo . SuLay
🥂: Genre: Romance . Dram . Flaff . Medical . NC+18
🥂: Author: Pati :)
🥂: Tel Me : @t_a_r_a_n_Pati
💒About:
"داستان از اونجایی شروع شد که من احمق فکر کردم میتونم تغییرش بدم..فکر کردم شاید اگه تلاش کنم میتونم کاری کنم منو ببینه...کی فکرشو میکرد قراره یکی بیون بکهیون پسر ریزه میزه خونگرمی که باید برای امتحان مهم پیش روى دانشگاه پزشکی آماده بشه...
و در طی قبول شدنش توی ازمون مدرک تصمیم میگیره برای جدی تر درس خوندن بیاد به همون پانسیونی که سرنوشتش تصمیم گرفته بود توش تقدیرش رو عوض کنه... و پارک چانيول ميشه همون هم یونیتی ای که قرار بود تبدیل به چیزی فراتر از یه هم یونیتی ساده بشه....🌟
شايد به خاطر خوی اجتماعیش باهاش صمیمی شد که تو این راه یکم زد به جاده خاکی...شاید... یکم بیشتر از یکم...💌 مثل من جوری تغییر کنه که حتی خودشم دیگه خودشو نشناسه...
احساس میکنم یکم زیادی سرنوشت بازیمون داد...!"🍃
(بکيهون)✨
خلاصه :
زندگی لوهان نسبتا خوب پیش میرفت، اون شوگر ددی ای داشت که به لطفش میتونست خرج تحصیلش رو بده و امکانات لازم برای خانواده.ی پر جمعیتش رو فراهم کنه؛ اما با وارد شدن پسر جذاب آقای اوه به زندگیش همه چیز یهو عوض شد! بیبی بوی بودن برای پدر اوه سهون دیگه اون قدرها هم کار آسونی به نظر نمیرسید!
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
«پایان یافته» ✅
اسم فیک :
I love my sugar daddy ('s son!)
کاپل ها: هونهان / چانبک
ژانر : اسمات / رمنس / زندگی روزمره / ددی کینک
نویسنده : a4w4
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
سخن نویسنده : خب قبل از هر چیزی یاید بگم که ردهی سنی این فیک +18 هستش. لطفا بهش توجه کنین.
امیدوارم از این فیک خوشتون بیاد توجه کنین که موضوعش کمی خاصه و ممکنه همه پسند نباشه. اگر فکر میکنین نمیتونین با مدل داستان کنار بیاین لطفا دیگه ادامش ندین.
و اینکه ممنونم از وقتی که میذارین، لطفا اگر دوست داشتین حتما ووت بدین و کامنت بذارین و به بقیه معرفیش کنین که به شدت به حمایتت هاتون نیازمندم ❤
من پارک چانیول ،تاپ آیدل کره، یه صبح بیدار شدم و دیدم اون رازی که به مدت ده سال سعی در مخفی کردنش داشتم، توسط ساسنگ فن نفرت انگیزم که به اسم BBH معروف بود فاش شده‼️
و اون راز چیزی نبود جز اینکه من یه گی لعنتیم💦🌝
اما این نکته افتضاح ماجرا نبود....💢
من تو مستی اون پسر روانی رو روی تخت خودم به فاک داده بودم و بکهیون فیلم رابطه هاتمون رو تو چنل یوتیوبش آپلود کرده بود🔥
و حالا باید تصمیم میگرفتم که ساسنگ فن بیست ساله شیطان صفتم رو بعنوان دوست پسرم معرفی و یا برای همیشه از صنعت سرگرمی خداحافظی کنم🛵✨