❥︎NCT"
Couple :Jaeyong . Yuwin . Johnten. Luwoo
Genre :.....;)
" تو شهری که هرگز اسمشو نشنیدی
دانشگاهی وجود داره که در اونجا پسر جدی
به اسم جهیون که به امید بیرون اومدن از این شهر کوفتی درس میخونه
سپس دانشجوی انتقالی فرا میرسه که .......
_ تمام شده ..
•یونجون پسری که با خوشحالی به سمت خونه میره تا خبر قبولیش تو اودیشن کمپانی بیگ هیت رو بده ، چی میشه اگه با پدرش کیم تهیونگی روبرو بشه که درحال خیانت به مادرش اون هم با مدیربرنامش جانگ کوکه !؟
•yeonbin
• taekook
وضعیت : درحال تایپ
روز های اپ : دوشنبه
🍷خلاصه:
کیم تهیونگ دانشجوی رشته روانشناسیه و قراره برای پایان نامهاش، درباره یک بیمار روانی تحقیق کنه. عاشق نقاشی کشیدنه و به طور اتفاقی یک فرد نقابدار داخل تمام نقاشیهاش مشترکه و هیچ ایدهای در رابطش نداره!
جئون جونگوک. معروف به خرگوش دیوانه. اون ادعا میکنه دیوانه نیست و بهبود پیدا کرده و اونقدر طبیعی نقشش رو بازی کرد که همه باور کردند و حالا...
برای انتقام گرفتن برگشته اما فرد اشتباه و بیگناهی رو انتخاب کرد...
───────•••───────
🐰نام فیک: خرگوش دیوانه
🍷کاپل: کوکوی(اصلی) / نامجین (فرعی)
🐰ژانر: خشن/تراژدی/روانشناسی/اسمات/دارک
🍷تعداد پارت : _
🐰وضعیت: درحال اپ
🍷روز های آپ : پنج شنبهها
🐰نویسنده:R_Venus ✨
───────•••───────
⛓️امیدوارم لذت ببرید و اگر دوستش داشتید اونو به ریدینگ لیستتون اد بزنید و به بقیه معرفی کنید🔥
#1 Kookv =)♡
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook
با چشم های براق با پدر خوندش نگاه کرد و لبش رو گزید تا بدون لکنت حرفش رو بیان کنه
× ددی
یونگی نیشخندی کوچیکی زد و دستی به موهای جیمین کشید
_ ددی ؟؟
به آبروی بالا رفته پرسید و لیسی به لبش زد
_ این کلمه رو به همه نمی گن بچه
جیمین لب هاش رو اویزون کرد و اخم کوچیکی رو بین ابروهاش نشوند
× ولی م...من مییی خوام ببگم چون ...
پاهاش رو به هم نزدیک کرد ، لب پایینش رو به دندون گرفت ، با دست ای کوچولوش چنگی به لبه ی هودی تو تنش زد و لا چشم های پاپی طوری به پدر خوندش نگاه کره کرد
× توو. . ددیه منی
کاپل ها کوکوی ، یونمین و نامجین
ژانر لیتل ، اسمات ، ددی کینک،روزمره
نویسنده مین کوالا و سولمیتم
Kim_mahsa
تموم شده
[افسانه ی افسونگر] 🌧
[ نویسنده] 🌧 اندیشه
[ خلاصه ] 🌧
_مهم نیست مردم عادی چی صداش میکنن
تقدیر؟؟ سرنوشت..؟؟
من و تو که میدونیم هیچ کدوم از اینها وجود ندارن..!
اگه الان تو رو توی بغلم دارم نتیجش سرنوشت نبوده.....این فقط بازی انتخاب هاست...!
من انتخاب کردم که افسونگری هات رو ببینم..... انتخاب کردم با چشم های سرکِشت افسونم کنی، قلبم رو لابهلای انگشت های ظریفت بگیری و ناباورانه بهش نگاه کنی....
مردمک مشکی چشم هات می لرزید و باور نداشتی بالاخره این افسر بی رحم و سنگدل بخش جنوبی اینطور در برابر نگاه افسونگرت شکست بخوره....
تو بُردی تهیونگ....!
من بازنده نیستم، فکر میکردم با داشتن تو دیگه بازنده نیستم...!
می خواستم همیشگی باشی....
پس چرا نبودی لعنتی؟؟
[ کاپل ] 🌧 کوکوی، یونمین
[ ژانر ] 🌧 رمنس، جنایی، اسمات، انگست
تهیونگ بچه پولداره هورنی و بیقیدی که دوست داره توسط بادیگارده جذابش که بهش پا نمیده به فاک بره
چی میشه یه روز طاقتش تموم بشه و با یه تنپوشه حوله ای رویه تخت واسش شویه سکسی بره تا اغواش کنه ؟
مینی فیک (شاید فیک🍭) بادیگارد من
ژانر : رومنس~کمی کمدی~اسمات~درتی~جنایی~شاید ددی کینگ؟
کاپل: کوکوی~یونمین~سکرت(تو فیک متوجه میشین**)
#kimaj
#kookv
#my-bodyguard
اسپرم لعنتی🍸
کاپل ها:کوکوی، یونمین، نامجین
ژانر:خون آشام خشن امپرگ اسمات
_جونگ کوک با چشمانی که از خشم سرخ شده بود به مراسم ازدواج نگاه میکرد با خشم غرید:به چه جراتی با بچه من تو شکمش داره ازدواج میکنه
وضعیت: پایان یافته