یک روز صبح، روزی که قرار بود خیلی معمولی و عادی باشه، بکهیون بعد از بیدار شدن از خواب شبانه در کنار همسرش، متوجه میشه که چانیول اون رو فراموش کرده و خاطراتش به سالها قبل زمانی که ازش متنفر بود برگشته .
------------
در علم نجوم NewMoon زمانیست که نور خورشید سمت دیگری از ماه را روشن میکند و ساکنین زمین قادر به دیدن ماه نیستند . ماه تا چند روز آینده که دوباره درخشان شود در فاز تاریکی قرار دارد .
نیومون داستان چانیول و بکهیونی را روایت میکند که در فاز تاریک زندگی قرار گرفتند .
فیک NewMoon دارای سه فصل یا بخشه که در هر فصل یک زمان از زندگی شخصیت ها روایت میشه .
------------------
'جزیره' Island
فصلی که دوران نوجوانی کاراکترهای اصلی رو روایت میکنه .
'عاشقم باش' LoveMe
در این فصل با دوران جوانی کاراکترها همراه میشیم و رابطه ها شکل میگیرن .
' از یاد رفته ' Forgotten
این فصل اصلی ترین فصله و در واقع پوینت داستانه . و چند سال بعد از عاشق شدنشون رخ میده .
🐾
چانیول یه آلفای تنها و بدون جفته!
چطور میشه اگه یه روز یه امگای کیوت و تنها رو که از قضا حتی * مارک نداره * درحال جابه جایی به آپارتمان روبه روییش ببینه؟
🐾
ژانر: فلاف-ولف🐾
رِیتینگ: [M](+15)
کاپل:چانبک
نویسنده : woodlandsparrow
مترجم : Avina🐰
💀عنوان:جادوگر "HEX" (فصل1&2)
💀کاپل:چانبک سکای
💀ژانر:فانتزی ترسناک عاشقانه درام
💀وضعیت:
فصل اول کامل شده🚫
فصل دوم درحال تایپ❌
⛔خلاصه فصل یک⛔
هکس،جادوگری که برای زنده ماندن محکوم به جنگ است اما جنگ مقابل آینه، برنده ای نخواهد داشت!
او کسی است که قلبش از نفرت خوناشام ها سنگ شده...
آیا آن قلب سنگی با عشق یک خوناشام به تپش می افتد؟
چانیول برای بکهیونِ جادوگر مرهم است یا زخمی بر زخم هایش؟
🚫خلاصه فصل دو🚫
ترس همه جا را فرا گرفت وقتی آوازه ی تولد دوباره ی جادوگر بزرگ "هکس" در شهر پیچید
آن پسر با موهای سفید و اقبالی عجیب در شبی که دوماه در آسمان پدیدار شد متولد شد
اما اینبار با یک روح شیطانی در میانه های قلبش و فراموشی که او را از خودش هم دور میکرد
خون ، نیش ....... خون ، چنگ .......... خون ، شلاق ........ خون ، تو ......
.
.
.
اینا تنها چیز هایی هست که الان میتونم ببینم ....
و باز هم تو از همیشه زیباتری و قطرات خون بیرحمانه بین پوست سفیدت ورنگ سرخ هارمونی خیره کننده ای میسازند و من را دوباره به زانو در میاورند .
( خلاصه رو توی پارت اول گذاشتم .)
ژانر : اکشن ، امگا ورس ، ومپایر ، رمنس ، اسمات ، فانتزی ، تخیلی و .....
کاپل : چانبک ، هونهان ، ویکوک ، کریسهو ، یونمین .
.
.
.
.
💙❤اگه ایده ای برای این داستان دارید خوشحال میشم باهام درمیون بزارید😘
Love you
#Mohi💙
بکهیون عضو گروه اکسو ، از زندگی سخت آیدلی خسته شده و میخواد به یک سرزمین عجیب و ناشناخته فرار کنه 🆘
اون به خاطر قرارداد سختی که با کمپانی داره نمیتونه به راحتی پا پس بکشه و به جز رفتن به اون سرزمین راه دیگه ای نداره ⛔️
اما یک مشکل وجود داره ، اون سرزمین مخصوص گی هاست و بیون بکهیون مجبوره به یک شرط عجیب غریب برای راه یافتن به اون سرزمین تن بده⚠ ️
خب خب
شیرین صحبت میکنه
این داستان در اصل زندگی خودمه با کاپل چانبک و کمی تغییرات که به سمت کره جنوبی بره سبک زندگیا
رای و حمایت میخواماااااا
خلاصه
پارک چانیول ۱۷ ساله به دلیل مشکلاتش مجبور میشه تا نقل مکان کنه به مدرسه ی جدیدی که توش پر از بچه های شر و دیوونه کنندس...
─من و چانیول، وقتــی بـچه بودیم بهتــرین دوسـتهای هم به حسـاب مـیاومدیم. اون یه دوسـتدختـر داشــت. ولی وقتــی پدربزرگـامون خـواستـن باهـم ازدواج کنیــم، مجبـور شـد باهـاش بهـم بـزنـه؛ با دختـری که واقعـاً عاشـقـش بـود. مـن عاشــقشم اما اون نمیـدونه و برای من سخـته که بخـوام این احساساترو برای حـفظ دوسـتی ای که دیگه وجــود نداره توی ســینهام نگــه دارم.
༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Being A Park
༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: کالج، انگست، امپرگ، عاشقانه
༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کایسو
༆𝓣𝓻𝓪𝓼𝓵𝓪𝓽𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎
༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full
༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +15
🏅𝑹𝒂𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈𝒔:
1 in #چانیول
1 in #بکهیون
1 in #چانبک
1 in #بکیول
1 in #کایسو
1 in #کای
1 in #فارسی
1 in #فنفیکشن
1 in #گی
1 in #ترجمه
1 in #اکسو
1 in #انگست
1 in #lgbtq
1 in #chanbaek
1 in #Kaisoo
1 in #Kai
1 in #Baekhyun
1 in #Baekyeol
2 in #Romance
2 in #Chanyeol
2 in #Exo
2 in #mpreg
• مینی فیک : واحد 731
•کاپل : سهبک • کایلو • شیوهان(فرند)
• ژانْر : رومنس • تاریخی (جنگ جهانی دوم) • انگست • تراژدی • ترسناک
═════════════════════════
در تاریخ 1943 بکهیون وارد واحد 731 میشه، واحد 731 یک آوردگاه کار مثل هولوکاست یا آشویتس نیست که کار ،زندگیتو نجات بده اینجا همه زندایان مساوین و برای مرگ به اینجا آورده میشوند. واحد 731 واحدی برای آزمایش های غیرانسانی روی انسان هاست.چیزی که شیرو ایشی(پزشک و میکروب شناس ژاپنی) سعی در کشفش داره ،فهمیدن توانایی بدن در چگونگی حفظ بقاست.
داستان حول محور یک ساختمون نو ساز در حومه شهر "هاربین" در چین به نام واحد 731 اتفاق می افته. وقتی پسری همراه با برادرش به اونجا میاد و دانشجوی پزشکی به نام سهون که سعی داره خلاف قوانین اون دو رو زنده نگه داره .همه اینها توسط لوهان و دوستش شیومین توی زیر زمین یک ساختمون سه طبقه در حالی که به یک شیشه پر از فرمالین و قلب یک پسربچه نگاه میکنند،بازگو میشه.
داستان پر از شکنجه های واقعی هست که میتونه هم چندش آور هم ترسناک باشه ، پس اگه خوشتون نمیاد نخونیدش و گوشزد منو قبل اینکه دیر بشه ،یادتون نره.