Larry
22 stories
Artist. de Its_Sany
Its_Sany
  • WpView
    Leituras 20,863
  • WpVote
    Votos 3,789
  • WpPart
    Capítulos 53
[Complited] هنر؛ نه هیچ‌چیز جز هنر ! ما هنر را داریم و از این‌روست که حقیقت سبب مرگ‌مان نمی‌شود. [Z.M] [L.S]
ᴛʜᴇ ʟᴀsᴛ ʜᴜᴍᴀɴ {ʟ.s} de rojii_tommo
rojii_tommo
  • WpView
    Leituras 95,477
  • WpVote
    Votos 20,452
  • WpPart
    Capítulos 95
پروژه ی kx1 , پروژه ای که خیلیا منتظر رونمایی شدن ازش هستن اما چی میشه اگر همه چیز از کنترل خارج شه؟ rojii_tommo🌻 1 in fanfiction🖇 1 in harrytop🖇 1 in larrystylinson🖇
Last Case (L.S) de aeensaee
aeensaee
  • WpView
    Leituras 20,224
  • WpVote
    Votos 3,422
  • WpPart
    Capítulos 48
آخرین پرونده یک وکیل و یک موکل ؛ یکی از این دو «باید» پاشو فراتر از کار و وکالت بگذاره ! اما انگار یواش یواش این اجبار براش شیرین می شه ؛)
HURRICANE  •L.S• de Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Leituras 5,881
  • WpVote
    Votos 1,173
  • WpPart
    Capítulos 10
تنها چیزیکه میدونم اینه! اون یه طوفان بزرگه... یه نابودگر عظیم... -M.Preg- •دارای محتوای تاریخی • احساسی • خرق عادت • •Short Emotional Story• Written by:@Cnstylinson
A Sinner's Diaries { L.s } de justlilian
justlilian
  • WpView
    Leituras 9,182
  • WpVote
    Votos 1,825
  • WpPart
    Capítulos 19
[Completed] 'هیچوقت تا به حال چیز با ارزشی مثل تورو ندزدیده بودم، ازهمون اولش هم برام تازگی داشتی.' - Short story
Kill your soul[L.S][Z.M] de harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Leituras 11,924
  • WpVote
    Votos 1,583
  • WpPart
    Capítulos 26
برای من خواهی ماند مثل آسمان برای زمین. برای من خواهی ماند.سرخی خونت رابه رگ های تنم پینه خواهم داد. تاریکی برایمان آواز خواهد خواند و تو زیباترین منظره قرمزرنگ برای روح مجنون من خواهی بود. روحت رابکش وتوبرای من خواهی ماند.
Age Of Extinction[L.S] de harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Leituras 4,905
  • WpVote
    Votos 382
  • WpPart
    Capítulos 15
من هرگز به تو آسیب نخواهم زد چون تو در قلب من هستی ‌ و اگر به تو اسیب بزنم به خودم آسیب زده ام و خواهم مرد این اتفاق هرگز نخواهد افتاد...
Gamble {Z.M}.{L.S} de Pardisw_1D
Pardisw_1D
  • WpView
    Leituras 18,296
  • WpVote
    Votos 2,450
  • WpPart
    Capítulos 18
زین کُلت مشکی رنگ رو روی شقیقه ی لیام گذاشت.بغض و گریه امونش رو بریده بود. لیام هم متقابلاً با دستای لرزون سر کلت رو روی قلب زین نگه داشت و با چشای اشکی گفت لیام_بیبی من نمیتونم اینکارو بکنم...چطور میتونم...نفسم رو...بکشم آخر جملشو نالید اما زین لبخند مهربونی بهش زد و گفت زین_تو باید اینکارو بکنی...من میخوام...حتی تا جهنم هم با تو باشم لیام خودشو جلو کشید و لب های نمکی زین که به خاطر اشک هاش طعم شوری گرفته بود،رو بین لب های خشک خودش اسیر کرد.بوسه ی نرمشون،کم کم خشن و پر از حس نیاز شد،حس دلتنگی تو وجود جفتشون موج می زد. زین آروم از لیام جدا شد و چشمای تب دار و خمارش رو به آرومی باز کرد،لیام کمی جلو خم شد و صورت خیس زین رو غرق بوسه کرد زین_یک... لیام_بیا بیخیال شیم عشق زین_دو... لیام_من نمیتونم زین زین_خداحافظ عشق من...مرد دست نیافتنی من...ماشه رو با شماره سه فشار بده زین با چشمای بسته سه رو گفت و ماشه رو کشید...اما لیام دقیقه آخر کُلت و به یه سمت دیگه پرتاب کرد گفته بود توانشو نداره،اما زین گوش نمیکرد زین_نــــــــــــــــــــــــــه
Here you are  [z.m_l.s] de rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    Leituras 128,972
  • WpVote
    Votos 16,632
  • WpPart
    Capítulos 53
محتواي +١٨ داره و لطفا اگه دوست نداريد نخونيد.. هیچوقت نمیتونست چشماشو، اون لحظه که بهش سرزنش تلخی میزد از یاد ببره.. چشمای افسونگری که تهدید کننده و وعده دهنده اونو به بازی گرفته بود... دوگوی سبز جذاب و پر حرارتی، که همه هستی لويى رو تا اونجایی که از فکر بشر عاجزه به سمتش میکشید..
A dancer in my heart [L.S] de bitazed_
bitazed_
  • WpView
    Leituras 15,828
  • WpVote
    Votos 2,567
  • WpPart
    Capítulos 19
||complete|| اون یک رقصنده بود رقصنده ای که در قلبه من با روحه من میرقصید..♡