" تو كى هستى؟ "
" هرى پاتر."
جايى كه دراكو بايد با گرايشش كنار بياد، و جاى ترسيدن به كسى كه هست افتخار كنه.
written by: @NoticeMePotter
persian translation.
[Completed]
بعد از سومین سالش توی هاگوارتز، زندگی برای هری پاتر عجیب غریب شد. چیزهایی رو متفاوت از قبل میدید و احساس میکرد. و حتی بعضی مواقع چیزهایی رو متفاوت میشنید. مهمتر از همه، اون دراکو مالفوی رو متفاوت از قبل میدید.
Credit to: @adrarrynight
[completed]
+ چرا فقط فراموش نمیکنی؟
_ چون نمیخوام.
نمیخوام تو هم بری و تنها خاطرهای که ازت داشته باشم، آتیش گرفتن قلبم باشه. میفهمی؟
نباید بری، چون نمیخوام دنبالت بگردم.
- من همه چیو نابود کردم... دریامو از دست دادم... آرامشمو از دست دادم... من "ما" رو نابود کردم... حالا چجوری باید ادامه بدم...؟ چجوری باید بدون اون ادامه بدم...؟
با دستای خودم تنها رنگی که تو زندگیم بود و پاک کردم... از خودم دورش کردم... بازم ترسو بودم... بازم احمق بودم... مثل همیشه...