وقتی که هریت استایلز فراری از قرار ها و مرد هاست اولین روز کاریش به عنوان مدیر مدرسه رو اغاز میکنه
که البته قرار نیست خیلی جذاب باشه با وجود فردی تامیلنسون!
و اونجایی که بعد چندبار صبر هریت تموم میشه و به لیزا تامیلنسون زنگ میزنه برای بازخواست پسر کوچولوش....
این یه شروع جدید میتونه باشه؟...
اسمش مشخصه...نیو استارت!
شروع جدید..برای همه ادما وجود داره
توی هر سنی،شغلی،شخصیتی...همه یه شروع دوباره لازم دارن
یه شروع جدید برای ادامه دادن
یه شروع جدید بعد از خستگی ای که در کردن...
مخلوق های منم همینن،از بزرگ تا کوچیک،از نقش اصلی تا نقش فرعی...یه شروع جدید دارن و هرکدومشون به نحوی شروع جدید دیگری رو میسازه...
1400/5/26...شروع جدید ما بود...
و شروع جدیدترمون؟...1400/12/13
هری به عنوان آخرین مقصدِ سفرش، قصد داشت به آریزونا بره. اما پسری که با ماشینِ داغونش کنار جاده براش نگه داشت، زندگیشو عوض کرد...و البته همه ی شلوارهاشو هم به فنا داد! :)
⚠️پیشنهاد میکنم همه ی چپترهارو یکجا نخونید.
1 in #louisandharry
2 in #1directionfanfic
3 in #larry
' همیشه در خاطر تو '
" و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش "
نویسنده : ____Marry@
- فن فیکشن لری استایلینسون
- کامل شده
آغاز : تابستان ۱۳۹۶
پایان : بهار ۱۳۹۷
اورگاسم....
این کلمه رو میبینین و فکر میکنین هاته... درسته؟
اشتباست.
چی میشد اگه در روز تعداد متعددی اورگاسم داشتین؟
جلوی کلاس، معلماتون، دوستاتون....... مادرتون؟
هری استایلز یه پسر 17 ساله از بریتانیاست. به تازگی تشخیص داده شده که اون بیقراری ناحیه تناسلی (RGS) داره و حدس بزنین کی قراره یه پروژه درمورد این اختلال برای کلاس علوم پزشکیش انجام بده؟
لویی تاملینسون 18 ساله.
تصور کنین اگه هنگام امتحان جبر و معادله ناله کنین، در اینصورت اورگاسم براتون چطور به نظر میرسه؟
By: @louuuology
[Complete]
هری انتظار نداشت که دبیرستان آسون باشه. خواهرش براش یهعالمه داستان تعریف کرده بود و هری میدونست که قراره توی یه جهنمِ چهارساله باشه.
ولی جدا از همهچیز، اون دقیقا انتظار نداشت که فرشتهها هم توی جهنم بیان.
Supernatural!AU
°Persian Translation°