...Larry...
138 historias
Real punch [l.s_z.m] por rayan1998tab
rayan1998tab
  • WpView
    LECTURAS 21,426
  • WpVote
    Votos 2,914
  • WpPart
    Partes 20
داستان لرييه و زيام هم داره هری- قرار نیست فرار کنم... محمد از تک خنده مرد روبروش جا خورد ولی اسلحه ای که بطرفش نشونه رفته بود اجازه هیچ کاری رو نمیداد.. هری زیرچشمی پسر بچه ای که رو تخت نشسته بود و چشمای درشتشو بهشون دوخته بود رو نگاه کرد.. هری- لویی چشماتو ببند.. محمد- میخوای چه غلطی بکنی؟ باتوم حرومزاده؟ بسته شدن چشماش با شلیک گلوله همزمان شد.. هری- جونتو.. ملافه رو از رو تخت چنگ زد و رو مرد انداخت و سمت تخت برگشت و بچه رو بغل کرد.. هری- متاسفم.. متاسفم نباید میذاشتم اینطوری بشه.. بچه دستاشو از رو صورتش برداشت و از صداش اونو شناخت... دستاشو دورش حلقه کرد و به هق هق افتاد.. لویی- تو اومدی... تو اومدی.. ترسیدم هیچوقت نیای...ترسیدم ولم کنی.. هری- هیچوقت ولت نمیکنم...
Petrichor/ L.S por mah_sr
mah_sr
  • WpView
    LECTURAS 15,121
  • WpVote
    Votos 2,708
  • WpPart
    Partes 20
[COMPLETED] بوی مرا بشنو و بر کویر قلب من، ببار. پنج اکتبر دو هزار و نوزده تا نه مارچ دو هزار و بیست.
01:44 AM~L.S [Completed] por gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURAS 98,458
  • WpVote
    Votos 17,856
  • WpPart
    Partes 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
Driver  por loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    LECTURAS 19,357
  • WpVote
    Votos 4,947
  • WpPart
    Partes 23
#larry💚💙 #ziam💛❤ ❌COMPLET❌ ژانر :اجتماعی خونه ی من تو خیابون پنجم ویلسونه , همون خونه خرابه هایی که به سختی چند طبقه رو روی هم تحمل میکنن گاهی قبل اینکه سوار ماشین بشم و برم سر کارم به ترک های ریز و درشتش نگاه میکنم و با خودم میگم :اگه تو اینجوری شدی , پس چه بلایی سر من اومده ?
blue angel [L.S] por banafsheh80
banafsheh80
  • WpView
    LECTURAS 4,677
  • WpVote
    Votos 1,097
  • WpPart
    Partes 18
منتظر تو بودم,و تقصیر من نبود اگر برحسب اتفاق,یک دفعه یه فرشته آبی بالای سرم پر زد.
Our Destiny (L.S) por Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    LECTURAS 1,173,835
  • WpVote
    Votos 128,459
  • WpPart
    Partes 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Pride {l.s.} por raindropkiss1
raindropkiss1
  • WpView
    LECTURAS 5,658,135
  • WpVote
    Votos 291,536
  • WpPart
    Partes 97
Louis Tomlinson has tried so hard to not be who he really is. He has worked for years to not be a person that people don't accept. The walls he built are slowly torn down by a tall boy with green eyes. Add Louis, Harry Styles, a pride parade, and a kiss together, and there's a story full of love and someone learning that it's okay to love boys because love is love, right? (Louis is a painter who hides his sexuality. Harry is a wedding photographer who embraces his gay pride. Liam and Zayn most certainly have a thing going on, and Niall is content just trying to open a restaurant.) Cover by @stiles24stilinskiXD
Destroyers(LS) por tommo_iran
tommo_iran
  • WpView
    LECTURAS 6,202
  • WpVote
    Votos 1,082
  • WpPart
    Partes 9
پایان فصل اول: تقدیر..شانس.. یا هر چیزی که اسمش رو میگذاری، بزرگ‌ترین بهونه‌ی بشر در طول تاریخ برای دنبال نکردن آرزوهاشه.. حقیقت اینه که حتی کوچیکترین حرکاتت و زودگذرترین افکارت به زندگیت جهت میده.. تصادفی بودن چیزی نیست که با نظم حاکم در جهان همخونی داشته باشه..پس اگر واقعا دنبال چیزی باشی، شک نکن که سر راهت قرار داره...
The wild Empire(L.S) por greenhdream
greenhdream
  • WpView
    LECTURAS 3,513
  • WpVote
    Votos 531
  • WpPart
    Partes 5
نمی خواست جامش رو از خون سرباز ها پر کنه، نمی خواست همه چیزش رو از دست بده ولی شعله های آفتاب راهی براش نذاشته بودن. دیگه دیر بود و می دونست این الان مسئولیت اونه تا همه چیز رو تموم کنه؛ با صلح و یا جنگ. دیگه هیچ پله ای وجود نداشت.
INCURABLE (L.S) por story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    LECTURAS 67,303
  • WpVote
    Votos 8,636
  • WpPart
    Partes 35
هیس... حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام...بگو کسی حرفی نزند... بگذار لحظه ای آرام بگیرم...