mfyz89's Reading List
Истории 25
Friends [L.S] на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 208,298
  • WpVote
    Голосов 36,117
  • WpPart
    Частей 52
[Completed] [ هرى ادوارد استايلز ، اونطورى بهش نگاه نكن شما فقط دوتا دوستيد ]
My Little Psychotic на REVEN-13
REVEN-13
  • WpView
    Прочтений 148,244
  • WpVote
    Голосов 15,062
  • WpPart
    Частей 37
***تو کل زندگیش پوچ بوده،بی معنی بوده،یه عوضی بوده! اگه بخواد حساب کنه با چند تا دختر خوابیده و بدبختشون کرده،حساب از دستش در میره! حالش از رابطه با دخترا بهم میخوره ولی دیگه عادت کرده هرشب با یکی بخوابه! پدرش یه سرمایه دار خیلی بزرگه که میخواد پسر 20 سالشو یه کم عاقل کنه!چجوری؟به عنوان نماینده ی خودش تو یه بیمارستان روانی!! لویی حالش از اون جا بهم میخوره تا اینکه... اتفاقی به یه پسر بر میخوره! یه پسر 18 ساله با یه عالمه آرزو... پسری که لویی اسمشو میذاره《روانیه کوچولو》... صحنه های +18 زیاد داره! اگه نمیتونین من اون قسمتا هشدار میدم ردش کنین،اگه هم دوست دارین... here u GOOOOOOO!!!!!!! ^_____^ . . Instagram : @theropeholdtheanchor
But I'm a boy {Mpreg} [ Persian Translation ] на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 118,442
  • WpVote
    Голосов 13,306
  • WpPart
    Частей 28
"تبریک میگم اقای استایلز، شما حامله این!" "اما من پسرم!" "خب درسته... نه، نه از نظر تکنیکی" Written by @throughthedark97
End Game (L.S) на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 634,060
  • WpVote
    Голосов 88,775
  • WpPart
    Частей 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
pretty boy (Persian Translation) на StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    Прочтений 437,787
  • WpVote
    Голосов 70,382
  • WpPart
    Частей 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1
mask of lies  ( l.s persain translation)  на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 89,824
  • WpVote
    Голосов 11,221
  • WpPart
    Частей 19
لویی تاملینسون ، بازیگر معروف، باید وارد رابطه فیک با هری استایلز ،خواننده ی مشهور ، میشد. چی میشه اگه اون احساسات واقعی به خواننده ی جذاب پیدا کنه ؟ منیجمنتشون قبول میکنه ؟ رابطشون اونقدر قوی هست که تو سختی ها بجنگن ؟
MR STYLES ( l.s persain translation) на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 205,463
  • WpVote
    Голосов 27,577
  • WpPart
    Частей 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
When Hate Turns Into Love [Persian Translation] на harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Прочтений 51,279
  • WpVote
    Голосов 7,832
  • WpPart
    Частей 26
[OnGoing] استایلزها و تاملینسون ها. این دو خونواده به دلیل اتفاقی در گذشته، هیچوقت باهم کنار نیومدن. به همین دلیل لویی تاملینسون از هری استایلز متنفره، به همین سادگی. هرچند چیزی که لویی -یا هرکسی توی خونوادشون- نمیدونه اینه که هری از لویی متنفر نیست، درواقع کاملا برعکسش. اون همیشه از پسری که موهاش مثل پر نرم بود خوشش میومد. چرا ؟ خودشم نمیدونه، ولی از دوران مهدکودک اونها یه چیزی درمورد اون پسر، خاص و استثنایی بود. دست انداختنا و اذیت کردنای هری هم واسه بدتر کردن شرایط کاملا کافی بود! اون دوس داره لویی رو عصبی و مضطرب کنه، چیزی که لویی ازش متنفره‌. لویی همیشه تلاش میکنه اونو برونه و بهش بگه که گورشو گم کنه، که فقط باعث میشه هری حتی بیشتر دوسش داشته باشه. پس وقتی لویی بالاخره تسلیم لمس های هری میشه و بهش اجازه میده هرکاری که میخواد باهاش بکنه چه اتفاقی میفته ؟ عشق بوجود میاد ؟ اگه آره، خونواده هاشون چه فکری راجبش میکنن ؟
Cancer [L.S] (Completed) на blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Прочтений 50,184
  • WpVote
    Голосов 7,895
  • WpPart
    Частей 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
friends with benefits (L.S) на erebus_msr
erebus_msr
  • WpView
    Прочтений 244,650
  • WpVote
    Голосов 29,247
  • WpPart
    Частей 31
لویی فکر می کرد این تنها راهیه که میتونه هری رو پیش خودش نگهداره ‌‌‌...