My Dearest 。◕‿◕。
16 stories
Tears Of An Angel ♡. oleh _parisa86_
_parisa86_
  • WpView
    Membaca 83,520
  • WpVote
    Suara 15,897
  • WpPart
    Bagian 84
میتونی صدای گریه بهشت رو بشنوی؟ این اشک های یک فرشته است... . من سالهاست که با عشق پنهان تو در بهشت خداوند فرمان برده ام... ~ WangXian FanFic🐇 ~ MoDaoZushi🍂
BJYX oleh mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    Membaca 35,848
  • WpVote
    Suara 7,942
  • WpPart
    Bagian 62
Top rankings: #1 bjyxszd ;) #2 Mystery #2 Wangxian #1 Wangyibo _BJYX_ " هشدار: این داستان قلب شما را خواهد شکست" 🎴ژانر: یاکوزا/ مافیا/ انگست/ جنایی/ معمایی/ رمنس 🎴کاپل: ییژان، کوانچنگ 🎴فصل اول: پایان یافته 🎴فصل دوم : در حال آپ S2 Description: 【شش ماه از مرگ وانگ ییبو، شینیگامی معروف، می گذره. کشور به وضعیت نسبتا با ثباتی برگشته و پلیس چین، دوران طلایی خودش رو سپری می کنه. اما در این میان، هیچکس از وضعیت مامور شیائو ژان، کسی که افتخار کشتن شینیگامی به نام اون ثبت شده، خبر نداره... 】 S1 Description: 【شیائو ژان، مامور رده SS پلیس چین، کسی که تمام عمرش رو صرف پیدا کردن قاتل معروف، " شینیگامی" و از بین بردن حلقه های مافیایی و یاکوزاها کرده، حالا باید با بزرگترین چالش زندگی خودش رو به رو بشه: " وانگ ییبو" یاکوزای سرد و ساکتی که با ورودش به زندگی ژان، اون رو وارد مسیری بدون بازگشت می کنه...】 ♨️Writer: KN ♨️Telegram channel: @ukiyostory
'[𝘽𝙚𝙩𝙬𝙚𝙚𝙣 𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙛𝙞𝙣𝙜𝙚𝙧𝙨]' oleh bruisescrimes
bruisescrimes
  • WpView
    Membaca 13,263
  • WpVote
    Suara 1,642
  • WpPart
    Bagian 15
••°میان انگشتهایت°•• اگر وانگجی،با دادن ساز قتل بتونه به گذشته ای که به نابودی رسیده بود برگرده،چه تغییر هایی ایجاد میشه؟ ایا لان ژان دوباره خودش رو تسلیم وقایع میکنه،یا باهاشون میجنگه؟ [بکشید،اون خیانت کار‌ رو بکشید!] [اون خانواده خودش رو کشته،باید سرش رو بزنید!] [تو...چرا تو انقدر عوض شدی لان ژان؟] [برام مهم نیست اگر بمیرم،اطمینان این که تو در امانی،روحم رو زنده نگه میداره] °"وانگجی،تو خیلی خوبی،من خیلی دوستت دارم"° °"وی یینگ،هیچ وقت از دستت نمیدم،دیگه تکرارش نمیکنم"° °"چه اهمیتی داره زنده بمونم؟اینکه هر روز باید ندیدنت رو ببینم،از مرگ بدتره"° آپلود فعلا متوقف شده، رایتر بلاکم:) اگر هنوز نخوندیدش، نخونید.
Lan Zhan's Untamed (Lan Zhan x Wei Wuxian) oleh LuvLaws
LuvLaws
  • WpView
    Membaca 3,170,308
  • WpVote
    Suara 167,945
  • WpPart
    Bagian 190
In the ancient realm there was a soul who was known widely as Hanguang-Jun. He was known to be aloof and away from worldly beings. Seldom people knew him for who he was or what his heart truly yearned in reality. A man who loved dearly and in return lost everything when he cared for what the world thought of him, but when he received a second chance, to love again, to live again, to be united with the man who was born and reborn to be his, he didn't care anymore. His heart beat only for that one soul. He was born for his love. A love he yearned forever. We WangXian lovers have always loved The Untamed as it was always from Wei Ying's perception but this story will be purely from our Lan Zhan's perception. This is his story. His youth. His love. His yearning. His Untamed Story. ✒️ I hope I truly can do justice to this story, to recreate their love for it's truly a masterpiece. ✒️ The inspiration is taken from Mo Dao Zu Shi and The Untamed. ✒️Rest all are my imagination. =================================== This is a work of fanfiction. All rights are reserved. No part of this eBook may be reproduced or copied in any form or by any means [graphic, electronic or mechanical, including photocopying, recording, taping or information retrieval systems] or reproduced on any disc, tape, perforated media or other information storage device, etc., without the explicit written permission of the editor. Breach of the condition is liable for legal action. However, the permission to reproduce this material does not extend to any material on this site, which is explicitly identified as being the copyright of a third party. Authorization to reproduce such material must be obtained from the copyright holders concerned. ©️LuvLaws Only 18+
دونگ زی (فصل اول) oleh suzilv
suzilv
  • WpView
    Membaca 10,902
  • WpVote
    Suara 2,853
  • WpPart
    Bagian 38
دونگ زی داستانیست برگرفته از تاریخ و اسطوره از دلدادگی و خیانت فراموش شده در غبار یادها و تاریخ داستان دو مرد: یکی در سایه و دیگری در نور و روشنایی داستانی از یین و یانگ دونگ زی به معنای منتهی درجه زمستان و همزمان با انقلاب زمستانیست. جشنواره دونگ زی در کشورهای آسیای شرقی برگزار می شود و هم زمان با شب یلدا در ایران است. منشا این جشنواره احتمالا به یین و یانگ برمیگردد، فلسفهای که بر وجود تعادل و هماهنگی در جهان هستی تاکید دارد.
معجزه‌ی عشق oleh Nirvana_Aa
Nirvana_Aa
  • WpView
    Membaca 3,673
  • WpVote
    Suara 763
  • WpPart
    Bagian 11
گاهی وقتا اتفاقاتی غیرقابل پیش‌بینی و دردناک زندگیتو تغییر میده... اگر تو زندگیت کسیو داشته باشی که با تمام وجود بپرستیش... حاضری هرکاری کنی تا هیچوقت نفهمه چه دردی میکشی... حتی اگر اون کار باعث نفرت و دوری بشه... حاضری ازش دور باشی و نبینیش اما باعث غم و ناراحتیش نباشی... . وقتی روزی میرسه که میفهمی تنها راه تسکین دردت همونیه که از خودت رنجوندیش... فقط به این فکر میکنی که... «ای کاش میشد به اون روزا برگردیم...میشه بازم شب و روزامو کنارش بگذرونم؟اجازه دارم بازم باهاش زندگی کنم؟» اما اون درد بهت یادآوری میکنه که تنها راه رسیدن به این آرزو معجزه‌ست... معجزه‌ای به نام عشق... . . . داستان عشق یه نوازنده‌ی پیانو و یه بازیکن بسکتبال که با هم بزرگ شدن تا کنار هم به آرزوهاشون برسن اما نمیدونن که عشق اینقدرها هم ساده نیست... Genre: Romance , Angst , Drama
༶•Ρɾιʂση σƒ ℓσʋҽ•༶ oleh Pinky-Moon
Pinky-Moon
  • WpView
    Membaca 935
  • WpVote
    Suara 156
  • WpPart
    Bagian 1
{𝘖𝘯𝘦𝘴𝘩𝘰𝘵} +من وانگ ییبو،شیائو ژان را به بعنوان همسر خود، دوست ابدی، همراه وفادار و بعنوان عشقم از امروز به بعد انتخاب می کنم. ❃𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘠𝘪𝘻𝘩𝘢𝘯❃
The Brightest Star in the Sky oleh XueHwa
XueHwa
  • WpView
    Membaca 632
  • WpVote
    Suara 83
  • WpPart
    Bagian 3
یه مولتی شات با ژانر روانشناسی... که امیدوارم ازش لذت ببرید💙
Dream belongs to you... oleh Vinaka_ns
Vinaka_ns
  • WpView
    Membaca 973
  • WpVote
    Suara 151
  • WpPart
    Bagian 1
پشت نامه: برسد به دست شیائو ژان، از طرف کسی که دلیل نفس کشیدنش بودی!
A flower in winter (Complete)  oleh zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Membaca 132,570
  • WpVote
    Suara 21,904
  • WpPart
    Bagian 46
امگایی که باید خوشبختی اش را بخاطر شاهزاده بودنش فدای کشور و خانواده اش کند و تن به ازدواج با آلفایی دهد، که سال ها با کینه ای آزار دهنده از امگاها، زندگی کرده است