maryampichlu's Reading List
90 قصة
Human » Larry (Persian Translation) بقلم mxbina_lol
mxbina_lol
  • WpView
    مقروء 23,295
  • WpVote
    صوت 3,964
  • WpPart
    فصول 12
"من از بوسیدن هری خوشم میاد."
+8 أكثر
Fading || L.S | Complete بقلم 1DFanFic_iran
1DFanFic_iran
  • WpView
    مقروء 15,824
  • WpVote
    صوت 2,182
  • WpPart
    فصول 17
لویی درباره ی زیبایی میدونه ، ترکیب رنگ ها و جنس های مختلف که حس ظرافت رو درون آدم ها بوجود میاره. اون این ترکیب رو هر روز تو لباسی که طراحی میکنه وقتی که داره تو دانشگاه فشن درس میخونه به وضوح میبینه ، برش لباس ها ، رنگ پارچه ها ، پیچیدگی طرح ها ، همه ی اینا کنار هم میان تا یه چیز زیبا ساخته شه. وقتی که دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال هاش رو به نمایش میزاره قبول کرد که مدل لویی بشه ، لویی فهمید که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه که لویی فقط به یه نفر نیاز داره تا بهش نشون بده چقدر زیباست. (Larry Stylinson AU) [Persian Translation]
Destroyers(LS) بقلم tommo_iran
tommo_iran
  • WpView
    مقروء 6,201
  • WpVote
    صوت 1,082
  • WpPart
    فصول 9
پایان فصل اول: تقدیر..شانس.. یا هر چیزی که اسمش رو میگذاری، بزرگ‌ترین بهونه‌ی بشر در طول تاریخ برای دنبال نکردن آرزوهاشه.. حقیقت اینه که حتی کوچیکترین حرکاتت و زودگذرترین افکارت به زندگیت جهت میده.. تصادفی بودن چیزی نیست که با نظم حاکم در جهان همخونی داشته باشه..پس اگر واقعا دنبال چیزی باشی، شک نکن که سر راهت قرار داره...
Little spy [completed]  بقلم cdfstyles
cdfstyles
  • WpView
    مقروء 15,662
  • WpVote
    صوت 2,887
  • WpPart
    فصول 17
+وقتی فرود اومدین، تو فرودگاه یه راننده منتظرته... اسمش هری استایلزه. موهاش فره و رنگ چشماشم سبزه. میشناستت از چهره، اینارو گفتم که راحت پیداش کنی. میبرتت هتل -هری؟ چه اسم مسخره ای! [ L.S ]
+21 أكثر
iN tHe wOoDs L.S  بقلم larring4ever
larring4ever
  • WpView
    مقروء 9,917
  • WpVote
    صوت 1,295
  • WpPart
    فصول 12
همه چى از اونجا شروع ميشه كه لويى اشتباهى وارد يه كافه ميشه.......... ولى خب كى ميدونست كه پشت در هاى اون كافه دقيقا چى ميگذره...؟؟؟؟
The Omega's Alpha (Persian Translation) بقلم Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    مقروء 6,772
  • WpVote
    صوت 1,178
  • WpPart
    فصول 4
کتاب دوم - رازهای تاریک در سایه ها کمین کرده‌ند. [Persian Translation] Original story by: @shtyles
+13 أكثر
strong(persian translation) بقلم larents_fanfics
larents_fanfics
  • WpView
    مقروء 96,181
  • WpVote
    صوت 10,790
  • WpPart
    فصول 35
"ه-هری لطفا" گریه میکردم و دستامو به حالت دفاع جلو صورتم نگه داشتم.چشماش تیره شده بود مچ دستامو محکم گرفت به چسبوند به دیوار نفسش به صورتم میخورد و بوی گند الکل از دماغم بالا میرفت "خفه شو!" ناخونای کوتاهشو تو بازوم فرو کرد و از درد لرزیدم ولم کرد و به جاش یه مشت از موهامو گرفت..پرتم کرد رو زمین و از درد فریاد زدم اشک توی چشمام داشت جمع میشد و من محکم پلکامامو رو هم فشار دادم... "پاشو..." سریع چشمامو باز کردم و به زحمت روی پاهام وایسادم... تی-شرتمو گرفت تا منو به خودش نزدیک تر کنه و خم شد که همسطحم بشه چشاش مستقیم تو چشمای من خیره شده بودن و داشتن اتیششون میزدن حس کردم سرما از ستون مهره هام پایین رفت،لبمو از ترس گاز گرفتم "چند بار باید بهت بگم؟ تو.مال.منی"
Blood dance (L.S) بقلم story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    مقروء 24,774
  • WpVote
    صوت 3,141
  • WpPart
    فصول 18
_ خدای من،تو واقعا میتونی خطرناک باشی. +ممنون. _ برای چی؟ + مردم از شخصیت های خطرناک خوششون میاد. " BLOOD DANCE " "رقصِ خون" .
Still the one~L.S بقلم gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    مقروء 5,429
  • WpVote
    صوت 592
  • WpPart
    فصول 8
تو برای من، هنوز هم...همون آدمِ سابقی... وان‌شات‌های لری‌استایلینسون 6June2019
+11 أكثر
baby doll  |  Persion Ls بقلم iris_91
iris_91
  • WpView
    مقروء 39,324
  • WpVote
    صوت 3,206
  • WpPart
    فصول 14
| Larry stylinson version | | Persion translation | ❌ Warning ❌ 🏳️‍🌈 BDSM & Kinky smut & manxboy 🏳️‍🌈