Reding(bts)
28 stories
I After You por tarikshab
tarikshab
  • WpView
    LECTURAS 5,284
  • WpVote
    Votos 821
  • WpPart
    Partes 18
Taekook _چشماتو ببند +چیزی شده؟ _نه فقط لازمه که تو بهم اعتماد کنی +پس دستامو بگیر _دستات؟ +آره . وقتی دستامو بهت میدم یعنی دارم بهت اعتماد میکنم
+10 más
House Of Cards  por Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    LECTURAS 538,935
  • WpVote
    Votos 47,149
  • WpPart
    Partes 44
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده "قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست." ♤♡◇♧ نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم. 🔞اخطار داستان رو حتما بخونید. VMinKook
The secret inside the books por Bhwryz
Bhwryz
  • WpView
    LECTURAS 3,482
  • WpVote
    Votos 510
  • WpPart
    Partes 15
این رازی که درون این کتاب ها مخفی شده بی شک یکی از شیرین ترین ممنوعه های تاریخ شناخته میشه کتابهای این کتابخونه راه ارتباط چه عاشقایی شدن و چه داستان هایی غیر از نوشته های درونشون رو دنبال دارن . -به نظرت اون میتونه راه بره؟ *اون حتی میتونه بدوه -دویدن دیگه زیادیه *چرا که نه؟ مگه من این همه راه از سئول تا بوسان برای تو ندویدم یه روزم اون تا یجای دیگه برای یکی میدوه -خدای من تو غیر داد کشیدن و گفتن جمله ی از جلو چشمام گمشو چیزای قشنگ تری میگیا *مثل اینکه یادت نرفته -مگه میشه یادم بره بعدشم اون یه سگه نیاز نداره بدوه دنبال کسی که دوسش داره ویکتور بزرگ شو *کی گفته من دوست دارم؟ -نداری؟ *نه *من عاشقتم -اییییییی باز چندش شدی کیم ویکتور از من فاصله بگیر چندش ... -مملکتمون داره به نابودی کشیده میشه و تو اینجا نشستی برگهای خشک این گلارو میکنی؟ لبخندی زد و همینطور که برگهارو میکند و میریخت نفس گرفت و جواب داد : -میدونی چیه زندگی جالبه... اینکه الان عشق تنها جای امنیه که میتونیم بهش پناه ببریم ولی من اونو بخاطر همون کشور که میگی بین این گلا گم کردم دارم این برگارو میکنم که اینجا خلوت بشه بتونم بهتر پیداش کنم خدارو چه دیدی شاید کشورم نجات پیدا کرد هوفی کشید و کنارش نشست و بهش تو تمیز کردن باغچه ی تهیونگ کمک کرد
POLYMERIC por NARSIUS97
NARSIUS97
  • WpView
    LECTURAS 546,217
  • WpVote
    Votos 63,231
  • WpPart
    Partes 40
تهیونگ گرگینه ی چند رگه ایه که تمام زندگیش رو به امید پیدا کردن جفتش گذرونده. چی میشه اگه جفتش اونو نخواد... ژانر: امگاورس، هیجان انگیز، رمنس، اسمات
My birthday wish [Completed] por me_master_momo
me_master_momo
  • WpView
    LECTURAS 360,708
  • WpVote
    Votos 59,107
  • WpPart
    Partes 79
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟ خب منم آرزو کردم ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد... من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم! و منظورم هر وارد شدنی نیست... بله! من به داخل داستان پرت شدم! کاپل : ویکوک ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی، کمی هم معمایی
_ Goddess 《 VKOOK _ vampire 》 por ovismoon
ovismoon
  • WpView
    LECTURAS 28,422
  • WpVote
    Votos 3,986
  • WpPart
    Partes 27
↳Goddess ↰ متوقف شده ↣ Vkook ↣ Vampire fiction ↣ Horror _ Action _ Angst ↢ اون فقط نمی خواست دنیاش رو از دید تهیونگ ببینه ...
𝔹𝔸𝔻 𝔾𝕌𝕐 por lllyashginlll
lllyashginlll
  • WpView
    LECTURAS 340,442
  • WpVote
    Votos 57,249
  • WpPart
    Partes 62
جئون جونگکوک استایلیسته آیدل معروف و خوشتیپی به اسم کیم تهیونگه...چی میشه که کم کم بین این دوتا به اصطلاح فقط*همکار*یسری اتفاقات بیوفته؟ :"همیشه تو به سلیقه ی خودت بدنمو نقاشی میکنی." :"این دفعه من میخوام با لبام بدنه تورو نقاشی کنم." ژانر=فان،اسمات،درام،روزمره،رمنس،کمدی کاپل اصلی=تهکوک(سوییچ) فرعی ها=چانبک،یونمین،هونهان شروع:اولین روزه قرنطینه💨 پایان:فعلا داره آپ میشه:) Best Ranks: #1 gay #1 taekook #2 kookv #1jeonjungkook #1 hunhan #1 taehyung #1baekhyun #1sehun #1Boyxboy #1parkjimin #1army
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] por kimsevil
kimsevil
  • WpView
    LECTURAS 239,764
  • WpVote
    Votos 33,360
  • WpPart
    Partes 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
+22 más
NOIR [BARCODE 2] por kimsevil
kimsevil
  • WpView
    LECTURAS 78,078
  • WpVote
    Votos 11,366
  • WpPart
    Partes 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       por ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    LECTURAS 928,458
  • WpVote
    Votos 104,897
  • WpPart
    Partes 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin