Name: My daddy
Writer: maya^^
ژانر:روزمره،اسمات،ددی کینک،فلاف،عاشقانه💖
کاپل:چانبک / کایسو / هونهان
❌کامل شده❌
بکهیون یه منحرف کوچولو🍓 بود و با سیاستش هر چیزی که دلش میخواست رو بدست میاورد!
ولی وقتی هوس یا عشق در یک نگاه اتفاق میافته بک میتونه جلوی اون غریزه مالکیت خودش رو بگیره؟!
اون به پارک چانیول به جای اینکه به چشم هیونگه جدیدش نگاه کنه تنها تصوری که ازش میکنه یه ددی فوق هاته💫!
چانیول استریتی که دوست دخترش🌸 تمام زندگیشه و به مسائل گی و هر چرت دیگه ای اصلا اهمیت نمیده❎!
و بک برای بدست آوردن ددیش فقط یه راه به مخ کوچیکش میرسید و اونم بدن عالیش بود🔞!
♥️••●کاپل: چانبک؛ سکای
♥️••○ژانر: رمنس؛ درام، زندگی روزانه، NC+18
♥️••●خلاصه: چانیول یه بیزنس من موفق و یه دانشجوی برجس ته تو دانشگاهشونه.
این مرد موفق یه نقص کوچیک تو ظاهرش داره که با همه ی کوچیک بودنش، به چشم اطرافیانش بزرگ میاد.
اون لکنت داره و سر همین موضوع کوچیک بار ها کسی که عاشقشه، قلبش رو میشکنه.
هرچند به مرور قلب مهربونش باعث میشه بقیه هم شیفته و عاشقش شن.
ولی حتی اون هم یه خط قرمز محکم داره!
چانیول از همون اول رابطش با بکهیون مشخص میکنه که کسی که بهش خیانت کنه تو قلبش میمیره ..
🏮﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🎐🍃𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜🏮
🌸فیکشن: در انتهای دشت نامیانگ.
🍃وضعیت: فعلاً متوقف شده
🌸ژانر: تاریخی، رمنس، درام، اسمات
🍃کاپل: چانبک.
🏮﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🎐🍃𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜🏮
عاشقانه ای در دوران چوسان...
ولیعهدی که به نقاشی علاقه منده و یک سال در جستجوی استاد مورد نظرش بوده...
اما نقاشی فقط بهانه ایه برای عاشق شدن و عاشقی کردن...
سرنوشت هایی که بهم گره خوردن و موانعی که به چشم نمیان...
داستان عشق ممنوعه ی ولیعهد و نقاش چه پایانی قراره داشته باشه؟
⚜﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🔱💫𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜⚜
⚜فیکشن: هتل کالیفرنیا
⚜ژانر: فلاف، رمنس، درام، اسمات
⚜کاپل: چانبک، کایسو
⚜وضعیت: کامل شده
⚜﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🔱💫𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜⚜
بیون بکهیون، پسر رئیس هتل کالیفرنیا، به همراه کیونگسو، منشی شخصی پدرش، به لس آنجلس میرن تا مدیریت هتل رو به دست بگیرن و اونجا درگیر ماجراهایی با سرآشپز سه ستاره پارک چانیول و آشپز ارشد کیم جونگین میشن. ماجراهایی از نوع دعوای عاشقانه!
🎈ژانر:فلاف ، زندگی روزمره ، رومنس
🎈نویسنده: رز🌹
🎈خلاصه:پارک چانیول بعد از مرگ خواهر دوست داشتنی اش ، پارک یورا، و مادرش دچار یک افسردگی شدید میشه.
اون دیگه چال های بامزه اش رو نشون کسی نمیده، دیگه شیطنت نمی کنه ، کسی دیگه صدای قهقهه های از ته دلش رو نمی شنوه.
بیون بکهیون ،دانشجوی معماری داخلی، کسی که به عقیده ی خودش به دنیا اومده تا همه رو شاد نگه داره و آتیش ببارونه، با پارک چانیول آشنا میشه.
✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉
_هی.
+چته باز؟
_بیا. برای توعه.
+برای من؟...یه دوربین؟؟؟
_آره. دوستش داری؟
+چرا برام دوربین گرفتی؟
_چون از امروز به بعد پروژه ی شادی بیون بکهیون آغاز میشه!
✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉
امیدوارم بتونم با این رمان لحظات هرچند کوتاه اما خوشحال کننده ای رو بهتون هدیه بدم☺️
بکهیون یک پسر درونگراست که روزگارش رو با کتاب ها و فکرکردن به چانیول میگذرونه، اون واقعا هیچ دوستی تو مدرسه نداره
و نقطه مقابلش چانیول، اون یه پسر برونگرای پرسروصداست که یه اکیپ دوستی کوچیک داره اما دلیل نمیشه با بقیه رابطه دوستانه نداشته باشه
این یه داستان چند شاتیه
موضوع کلیشه ای داره :) اما من نوشتمش چون فکرکردن بهش حس خوبی بهم میده و فکرمیکنم الان بیشتر از هر زمان دیگه ای بهو یکم حس خوب نیاز داریم...
couple: chanbaek
genre: زندگی روزمره، درام، مدرسه ای
• Persian Translation
🔥 فیک ترجمه ای توسط چانبک وورلد
📎 Telegram Link: @chanbaekworld
✨ نویسنده :yeolimerent
📎 Wattpad Link: https://my.w.tt/GUMd6ENxuT
خلاصه:
پارک چانیول پسری که والدینش رو در حمله ای از دست داده به سئول میره تا مردی که پشت قضایاست رو پیدا کنه.
حالا چی میشه اگر اون مرد، پدر گمشده ی دوست پسره چندین سالش،بکهیون، باشه..
یعنی بکهیون تحمل تاوان پس دادن رو داره؟
_______
آتش خشم درونش اون رو طی این چند سال زنده نگه داشته بود.
و وقتی من اومدم فکر کردم میتونم بالاخره این آتش رو از اون مهار کنم.
اشتباه میکردم. حتی شعله ور ترش کردم.
✖️ این فیک به افراد زیر 18 سال توصیه نمیشود.
🗽 کامل شده🎠
بیون بکهیون و پارک چانیول دو سال پیش توی یه روز آفتابی به بهونه ی مسافرت، در یکی از جزایر استرالیا ازدواج کردن.
ولی هیچکس جز یه سری دوستای معدود از این اتفاق خبری نداره و همه فکر میکنن دو تا دوست هم خونه ن
بکهیونی که یه پچه مایه دار ولی مستقله و چانیولی که یه پسر قویه چون تموم این سالا هیچ خانواده ای نداشته و خانواده ی بکهیون تقریبا خانوادش بودند...
ولی چی میشه اگر به اصرار خانواده ی بکهیون بخوان براش همسری انتخاب کنند؟