[Completed]
هری بیماری Haphephobia (فوبیای لمس شدن و لمس کردن) داره.
اون از لمس کردن و لمس شدن امتناع می کنه.
لویی هم اتاقی جدیدشه که فقط می خواد از مرز دستکش هاش عبور کنه.
و شاید هم به زودی از مرز های قلبش...
------
H a p p y E n d i n g
------
Written by: @enigmaticectacy
Translated by: @mhd3_mb0odi
اونا عاشق هم شدن اما باید یاد بگیرن عشق تنها دلیل برای باهم بودن نیست پس باید برای باهم بودنشون دلایل دیگه ای داشته باشن...
Larry Stylinson Fanfiction
start: 94/12/1
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن...
یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!!
عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم...
.
.
.
بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1
جایی که لویی یه شاعر شناخته نشدهست و هری مجذوب شعر های اون میشه.
__________
"خیلی دوستت دارم هری. انقدر دوستت دارم که هنوزم فکر میکنم انبساط هوا فقط به درد پخش کردن بوی عطرت میخوره."
《برشی از متن داستان》
معنیِ اسم: غمزدهی عشق؛ دلخستهی عشق.
.Larry Stylinson.
[compeleted]
تاحالا ديدى يه آدم كور عاشق بشه ؟
من دقيقا مثل همونم .
تنها دارايى من از اون ، حرفاشه .
تاحالا نديدمش ، ولى ميدونم خيلى دوسش دارم ؛ شايد نتونم به خودش بگم ، ولى ميخوام كه يكى به جز خودم بدونه .
برام مهم نيست چه شكليه ، هر مشكلى هم كه داشته باشه .. مهم نيست . من همه جوره مى پذيرمش ؛ چون ، با حرفاش بهم آرامش ميده .
چيزايى رو ميگه كه هيچكس بهم نگفته ؛ طورى كه اون زن دگى رو ميبينه ، منم ميخوام همونطورى ببينم .
پس من الان ميرم و ملاقاتش ميكنم .