Larry Stylinson
Истории 23
ANIMA GEMELLA | L.S на YASXTP
YASXTP
  • WpView
    Прочтений 6,243
  • WpVote
    Голосов 1,414
  • WpPart
    Частей 15
◇ COMPLETED تو هیچوقت به التماس‌هام گوش نمیدادی، وقتی میگفتم : عاشقم نشو لویی، لطفا. ◇ خلاصه کتاب : هری و لویی در یک بازه‌ی زمانی گم شده همدیگه رو می‌بینن و تلاش می‌کنن روزهای گذشته رو به یاد بیارن، هر روز میگذره و اونا پازل بهم ریخته‌ی خاطراتو باهم بازسازی می‌کنن، و زمانی که به اخرین تاریخ فراموش شده می‌رسند، تیکه پازلی به اسم عشق پیدا می‌کنن، عشقی که بارش رو چندین سال به دوش کشیدن، اما دیگه هیچ ثانیه‌ای برای لبخند زدن، بوسیدن و به اغوش کشیدن باقی نمونده، لویی می‌تونه وقتی چشم‌هاشو باز کرد زمان درست رو پیدا کنه؟ ◇ هشدار محتوای غم انگیز، اشاره به تجاوز، خشونت، اختلال روانی. اسمات نداره. ◇ Start : 10 March 2021 Finished : 29 July 2021
 • Beloved Rival • [L.S] на Cnstylinson
Cnstylinson
  • WpView
    Прочтений 88,024
  • WpVote
    Голосов 12,399
  • WpPart
    Частей 31
-تو چی از جون من میخوای؟ خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟ اونم بخاطر پول ؟ فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار +خودتو ! • رقیبِ معشوق • -M.Preg- Written by: Cnstylinson
Are You Jealouis? [L.S] [Completed] на mhd3_mb0odi
mhd3_mb0odi
  • WpView
    Прочтений 111,497
  • WpVote
    Голосов 17,904
  • WpPart
    Частей 41
- Are You JEALOUIS? + این اصلا چه معنی فاکی ای میده؟! JEALOUIS = Jealous + louis Original story by : @Larrylove_larrylife
SIN(LarryStylinsonAU) на S_Larry_S
S_Larry_S
  • WpView
    Прочтений 252,494
  • WpVote
    Голосов 29,142
  • WpPart
    Частей 40
Original Larry Stylinson (persian AU) for Iranian Larry shippers
+ еще 21
Liar [L.S] на singupity
singupity
  • WpView
    Прочтений 57,333
  • WpVote
    Голосов 6,992
  • WpPart
    Частей 33
اگر دروغ گفتنِ من ، به داشتنِ تو ختم ميشد ، من حاضر بودم زود تر از اينا اين دروغ رو فاش كنم !
Sin (persian translation) на larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    Прочтений 368,675
  • WpVote
    Голосов 51,837
  • WpPart
    Частей 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
King Of My Heart~L.S[Completed] на gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Прочтений 80,923
  • WpVote
    Голосов 13,815
  • WpPart
    Частей 44
و عشق، بی هیچ ریشه ای، می روید در قلبِ تو... بی هیچ نجوایی، فریاد میکشد و حل میشود میانِ سرخیِ رگ هایت... ___ اواخر قرن هجده میلادی. سلطنت...دیدار...مرگ...سرنوشت... و جرقه ی عشقی نافرجام. بهار97
Wings (l.s Mpreg) [persian translation] на ff_translation
ff_translation
  • WpView
    Прочтений 79,474
  • WpVote
    Голосов 11,457
  • WpPart
    Частей 22
[Completed] هری روی پله های یه مدرسه ی شناخته شده در دنیا رها شده بود و توسط مدیرش بزرگ شد. اون همه چیز و همه کس رو تا وقتی که پدرش نباشه انکار میکنه؛ تا وقتی که لویی تاملینسون از راه میرسه و هری هیچ وقت همچین چیزی رو حس نکرده بود....
12 (l.s)(z.m) -Complete- на toovic
toovic
  • WpView
    Прочтений 251,006
  • WpVote
    Голосов 44,183
  • WpPart
    Частей 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
+ еще 11
granulated glass [L.S] на icallmaat
icallmaat
  • WpView
    Прочтений 3,363
  • WpVote
    Голосов 639
  • WpPart
    Частей 6
❌چند ماه آپ نخواهد شد❌ - تو، هریتِ از آسمون افتاده، حواستو جمع کن چون از این به بعد مـــــــن دشمن توئم. لویی هریت رو توی بغلش می‌گیره و تن داغ و کوچولوش رو به خودش فشرده جیغش رو با بوسیدن لب‌هاش خفه می‌کنه. - دیگه نبینم کس دیگه‌ای رو نگا کنیا، مسخره‌ی لوسِ زر زرو.