Larry
10 historias
Just Hold On(completed) por eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    LECTURAS 449,887
  • WpVote
    Votos 51,255
  • WpPart
    Partes 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
MR STYLES ( l.s persain translation) por ff_translation
ff_translation
  • WpView
    LECTURAS 205,808
  • WpVote
    Votos 27,577
  • WpPart
    Partes 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Say Something~L.S [Completed] por gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    LECTURAS 128,154
  • WpVote
    Votos 17,873
  • WpPart
    Partes 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Cancer [L.S] (Completed) por blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    LECTURAS 50,322
  • WpVote
    Votos 7,901
  • WpPart
    Partes 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
Baby Boy(Larry Stylinson) por nitara70
nitara70
  • WpView
    LECTURAS 155,984
  • WpVote
    Votos 21,703
  • WpPart
    Partes 34
لویی به شماره ی اشتباهی پیام میده و زندگیش عوض میشه.
Baby Daddy {Larry*Mpreg*Short Story}[Persian Translation] por ff_translation
ff_translation
  • WpView
    LECTURAS 71,627
  • WpVote
    Votos 8,175
  • WpPart
    Partes 15
"من میخوام بچه داشته باشم..." "نه،نمیخوای." هری میخواست که پدر بشه و لویی نمیخواست،اما همیشه اون اتفاقی نمیوفته که لویی میخواد. *Written by @velvetfrnk *
Call me Alien(L.S Z.M) por miss_melody22
miss_melody22
  • WpView
    LECTURAS 1,547
  • WpVote
    Votos 170
  • WpPart
    Partes 7
به من بگو دیونه... به من بگو قاتل... به من بگو مجرم... آره‍ درسته ،من هستم اما تاحالا از خودت پرسیدی چی باعث شد من از ی پسر بچه ی ساده تبدیل بشم به سردسته ی بزرگترین باند مافیای انگلستان؟! نه‍ ..... اما من بهت میگم عشق...»
Legionnaire(L.S) [Completed] por mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    LECTURAS 389,878
  • WpVote
    Votos 51,022
  • WpPart
    Partes 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Sin (persian translation) por larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    LECTURAS 368,643
  • WpVote
    Votos 51,837
  • WpPart
    Partes 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
Forever (Larry Stylinson) por sima_jm
sima_jm
  • WpView
    LECTURAS 481,994
  • WpVote
    Votos 50,952
  • WpPart
    Partes 85
زندگی کردن تو دنیا یعنی سختی کشیدن... یعنی واسه به دست آوردن چیزی که بهش علاقه داری باید تموم تلاشت و بکنی... باید واسش بجنگی؛ چون دنیا بهشت نیست!! عشق، یعنی علاقه ی شدید! و من برای به دست آوردن کسی که عاشقشم، در برابر دنیا می ایستم... . . . بالاترین رتبه(فن فیکشن های فارسی) : #1