Ziam 💛❤
83 قصة
ALEKTO [ziam] بقلم mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    مقروء 693,002
  • WpVote
    صوت 88,825
  • WpPart
    فصول 83
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
+6 أكثر
FlaMeS [Z.m] بقلم imfuckingshadow
imfuckingshadow
  • WpView
    مقروء 36,063
  • WpVote
    صوت 5,348
  • WpPart
    فصول 22
welcome salite ha Zayn Top +15 بوک شامل خشونت، قتل، شکنجه، الفاظ رکیک و...
+5 أكثر
VALIUM [Z.M] بقلم anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    مقروء 4,878
  • WpVote
    صوت 703
  • WpPart
    فصول 5
درک روشنایی خنده دار به نظر میرسید. حداقل برای پسری که با چشم های بسته می‌گذشت و شب و روز رو از هم تشخیص نمیداد. روشنایی یک لطیفه محسوب میشد. هر چند که این منطق تا زمان محدودی ادامه داشت... درست قبل از شنیدن صدای بم مرد خارجی که بی اجازه وارد خونه‌ش شده بود. در ادامه... برای زین، روشنایی تنها یک صدا بود.
LIBÉRATION  بقلم zr___2004
zr___2004
  • WpView
    مقروء 1,625
  • WpVote
    صوت 650
  • WpPart
    فصول 18
زیام & لری استوری ... My mama always said, life's like a box of chocolates. You never know what you gonna get. ~On going ~Update: فعلا نامنظم -Fantasy- -Super Natural- -Vampires- -Damons- -Dark- -Ziam & Larry story-
+14 أكثر
Black dream بقلم zeeyumstylinson_
zeeyumstylinson_
  • WpView
    مقروء 8,425
  • WpVote
    صوت 1,540
  • WpPart
    فصول 10
اولین بار که دیدمش، از نگاهش نور چکه می‌کرد! و ماه در قهوه‌ی چشم هایش شناور بود... و من یقین یافتم که «او» گونه‌ی انسانیِ ماه است.
+9 أكثر
The Racists | Rip Liam بقلم Azulperrier
Azulperrier
  • WpView
    مقروء 4,039
  • WpVote
    صوت 618
  • WpPart
    فصول 6
"نژادپرستی." صفت. اسم. نگاهی مظلوم؛ چهره‌ای به رنگ سیاه، ادیان متفاوت، تبعیض، همجنسگرا، نادیده‌ گرفته شدنِ زیبایی ها، توهین، خشونت، قتل، بدبینی، فاسد، برده، بی‌پناه، اشک، تمسخر، فرق، تفاوت، ظاهر، باطن.. قضاوت، قضاوت، قضاوت. شروع: ۰۱/۰۴/۱۴ پایان: بزودی.
Free Fall /Ziam~ By Atusa20 بقلم atusa20
atusa20
  • WpView
    مقروء 250,740
  • WpVote
    صوت 34,041
  • WpPart
    فصول 77
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟ -سه ماه! یه پک به رول ویدش زد +از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟ -نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری! +ما؟ -آره دیگه دوست دخترم حامله است!! #1 in fanfiction --------- Start : 28 jan 2018 Compelet: 19 july 2018
darklights [L.S] [Z.M] بقلم queenrainberry
queenrainberry
  • WpView
    مقروء 9,404
  • WpVote
    صوت 1,361
  • WpPart
    فصول 26
+چطوره تو رو بکشیم ببینیم کسی از اون بیرون واسه پیدا کردنت میاد؟" _نمیاد چون این تنی بود که هیچکس بهش اهمیت نداد؛ پس بیا امتحانش کنیم شاید بعد از تناسخ؛ روحم کالبدی که دوباره اونو توی قفس خودش انداخته رو وادار کنه دنبالت بیاد تا عاشقش بشی... حتی اگه هستیم نیست بشه با نیستیم به دوست داشتنت ادامه میدم." #sharing Inclined to zouis top #zouis_top #larry #ziam #smut🔞 Pain and pleasure
+10 أكثر
Believe In Miracle [Ziam]✔️ بقلم mwrry_j
mwrry_j
  • WpView
    مقروء 17,284
  • WpVote
    صوت 2,318
  • WpPart
    فصول 55
روز های تلخ و شیرین بودن با تو در سال های دور جامانده. همان روز هایی که در انتظار دیدنت ساعت ها چشم به دری میدوختم، روز هایی که حتی از وجود منی با خبر نبودی اما برایت صادقانه عشق میریختم.. تمام آن روز ها و روز های بعدش با تو و یادت قشنگ بود. و همه چیز از دور زیبا و دست نیافتنی بود. تا روزی که نزدیک شدی ... تمام آن تصورات پوچم گم شد و جایش را حقیقت های تلخ گرفت. تو زیبا بودی اما فقط از دور. -هیچکدوم از درگیریای ذهنیش به دیگری نگفت. با اینکه با گفتنش میتونست خیلی از گره ها باز بشه اما هرکدوم دلیلی برای ا‌دامه سکوتش داشت، شایدم بین گفتن و نگفتن گیر کرده بودن و به اجبار سکوت رو انتخاب کردن.
son of the Dawn [Z.M] [L.S] بقلم that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    مقروء 10,027
  • WpVote
    صوت 2,282
  • WpPart
    فصول 26
《تو پسر سپیده‌دم هستی.نیمه آدمیزاد و نیمه اژدها.کسی که خدایان کهن و بر حق رو از زندانشون آزاد میکنه و نژاد آدمیزاد رو به خفتی که لایقشه میرسونه.》 زین به عنوان پیشکار ملکه وارد دربار میشه.جایی که لرد لیام پین،عموی پادشاه، از خیره شدن بهش ابایی نداره و اتفاقات شومی در شرف وقوعه.زین رازی داره که نباید فاش بشه؛رازی که اونو از بقیه آدمیزادها جدا میکنه.