نفس هام رو به تو میبخشم...
اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری.
محتوای این داستان شامل:
توصیفات غمانگیز/
سلفهارم/
اقدام به خودکشی/
و... میباشد.
11نوامبر2018
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... .
( Larry Stylinson AU )
Written by: Fatemeh
[Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
[Persian Translation] [complete✔]
لویی تاملینسون، بدترین امگایی هست که هر کس به چشم دیده.
اون امگایی هست که خودش رو موظف به تسلیم شدن و اطلاعت کردن از بقیه نمیبینه، و به نوعی اون توانایی مقاومت در برابر دستوراتِ تقریبا هر فردی رو داره.
هری استایلز پسری که از زمان تولدش یه آلفای واقعی بوده، اون به زودی میتونه جایگاه پدرش رو دریافت کنه، دقیقا به محضِ اینکه جفت شود.
اما چه اتفاقی رخ میده اگر هری یقین داشته باشه که لویی جفتِ حقیقیش هست؟ و چه اتفاقی میافته اگر لویی نخواد با اون جفت بشه؟
یا اینکه در طرف دیگر، جایی که هری و لویی عاشق همدیگر هستند ولی تمام تلاششون رو میکنن تا اون رو نشون ندن؟
جایی که لویی از هری دوری میکنه، در حالی که بقیه افراد به آلفاهاشون احترام میزارن؛ در این زمان هری نیز سعی میکنه خودش رو به لویی نزدیک نکنه تا به تصمیمات اون پسر احترام گذاشته باشه.
ژانر : امگاورس، عاشقانه، دبیرستانی
#1 - shortstory
#1 - harrytop
#1 - louisbottom
#2 - teenagers
#3 - werewolf
یک مو فرفری که از قضا پسر محبوب مدرسهست؛ تقریبا همه دوستش دارند و اون کاملا از زندگیش لذت میبره.
یک پسر چشمآبیِ ساکت و خجالتی اما بهطرز باورنکردنیای جذاب و خواستنی که باعث میشه پسر خاصی مثل فرفری، شیفتهی او شود.
تنها مشکل این هست که اونها قبلا هیچگاه با یکدیگر صحبت نکردهاند.
پس چه اتفاقی میافته اگه وزغ روی جوجهتیغی کراش بزنه؟
ژانر : فلاف، دبیرستانی، عاشقانه
• ✦・゚: *✧・゚:* ❧
This story isn't mine and I only translate it into Persian.
Original version link : https://www.wattpad.com/story/165130361
Original writer : @sleepylittlejupiter
Caver by : @mae_galaxy
#1 - harrytop
#2 - teenagers
غریبهام با هویتی که از آن منه و نیست.
راهی برای نجات پیدا نمیکنم. هیچ چیز رو بخاطر نمیارم.
چیزی برای فکر کردن ندارم.
حتی به یاد نمیارم این درد از کجا نشات میگیره. هیچ چیز رو به یاد نمیارم.
[دنبالهی عاشقم باش، لطفا؟]
هری پسر محبوب مدرسهست؛ تقریبا همه دوستش دارند و اون کاملا از زندگیش لذت میبره.
لویی پسری ساکت، خجالتی اما بهطرز باورنکردنیای جذاب و خواستنی که باعث میشه پسر خاصی مثل فرفری، شیفتهی او شود.
تنها مشکل این هست که اونها قبلا هیچگاه با یکدیگر صحبت نکردهاند.
پس چه اتفاقی میافته اگه وزغ روی جوجهتیغی کراش بزنه؟
فقط این بار داستان از دیدِ پسر چشمآبی روایت میشود.
ژانر : دبیرستانی، عاشقانه
• ✦・゚: *✧・゚:* ❧
This story isn't mine and I only translate it into Persian.
Original version link : https://www.wattpad.com/story/165157644
Original writer : @sleepylittlejupiter
Caver by : @mae_galaxy
•| Completed |•
[Persian Translation]
هری استایلز به همراه زین و لیام توی آپارتمانی در لندن زندگی می کنه. لویی پسر جذاب و شجاعیه که شغلش مجله نویسی هست و از همون اول که به واحد توی راهروی مقابل خونه هری نقل مکان می کنه، از هری خوشش میاد. البته که هری هم از لویی خوشش میاد اما اون مشکلاتی داره و باید اون ها رو حل کنه قبل از اینکه توجه کاملش رو به لویی بده. اون دائما در حال رفت و آمد به بیمارستان برای بیماریشه و زین و لیام نگران این هستن که مم کنه وارد شدن به رابطه ای جدید به هری آسیب بزنه.
Writer : @Larry_Love_ED
#1- larrystylinson
Larry+ziam
از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه!
___________________________________
💚💙👬 👬💛❤