💚My Reading List💚
27 stories
Error - Brotherhood by Destinsisues
Destinsisues
  • WpView
    Reads 24,000
  • WpVote
    Votes 3,870
  • WpPart
    Parts 48
هفت پسر ولگرد در شهر لس انجلس یک تیم تشکیل میدن تا به دنبال رویاهاشون برن . اما پا به دنیای خطرناکی میذارن که بهش تعلق ندارن.
The world which it was mine by Destinsisues
Destinsisues
  • WpView
    Reads 8,034
  • WpVote
    Votes 1,118
  • WpPart
    Parts 13
یونگی یک روز صبح توی تخت خودش با لباس بیمارستان بیدار میشه و هیچ گذشته ای از خود به خاطر نداره. متوجه میشه که یک هم خونه به اسم جانگ کوک داره که علاقه ای به کمک کردن در به خاطر اوردن گذشته او نداره زیرا...
🌠 Fαℓℓєη ѕтαя🌠 | Yoonseok by sober_stories
sober_stories
  • WpView
    Reads 24,777
  • WpVote
    Votes 4,496
  • WpPart
    Parts 24
یه فیکشن #فلاف و کیوت از کاپل #سپ🍫✨پسری که از سیاره ش💫 تبعید میشه و #احساساتش رو با تغییر رنگ #موهاش نشون میده🍃 Couples: Sope & Namjin Gener:fluff.romance.smut(maybe)
my mindset & lifestyle by setared
setared
  • WpView
    Reads 2,281
  • WpVote
    Votes 415
  • WpPart
    Parts 15
جملاتی که اساس جهانبینی و کلیات عقاید منو شکل میدن.. بیشتر یه جور مرامنامه ست واسه خودم..که توو گیر و دار زندگی و استرسها و تنگناهاش،ارزش ها و اعتقاداتمو یادم نره..
7 Deadly sins | BTS 🌈 by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 11,805
  • WpVote
    Votes 752
  • WpPart
    Parts 2
I'll Die for Your Sins, If You Live For mine در زمان های خیلی دور، قبل از تقسیم سطح زمین به قاره‌های جداگانه، وقتی که هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، هفت نیروی جاودان وجود داشتن به قدمت کهکشان، که در جهانی خالی از سکنه که امروزه به نام «زمین» می‌شناسیم به بند کشیده شده بودن اما بعد از گذر سالیان سال، با فرستاده شدن بشر روی سطح زمین و مرتکب شدن خطاهای ابتدایی از این موجود تازه وارد، قداست زمین شکسته شد و زنجیرهای پاکی که اون هفت نیرو رو تحت کنترل گرفته بودن، از بین رفتن.
Sᴄᴇɴᴛ Oғ Hᴇᴀᴠᴇɴ | Vkook, Hopemin by and_rome_da
and_rome_da
  • WpView
    Reads 39,200
  • WpVote
    Votes 5,107
  • WpPart
    Parts 71
تهیونگ نگاهش رو به آب‌های ساکن دریاچه‌ی نقره‌ای دوخت. تصور نبودِ میخک سفیدش، زخم ریش شده‌ی روی قلبش رو می‌سوزوند. _همه‌چیز زندگی مربوط به اولین نفری هست که وقتی خبر خوبی می‌شنوی بهش اطلاع میدی؛ مشکل زندگی من همین جاست سنسه... اونی که من خبرای خوبم رو زودتر از بقیه بهش می‌گفتم دیگه نیست. غمِ صدای بم و گرفته‌اش، انگار دل تمام کائنات رو می‌لرزوند. سر برگردوند و به ذغالی رنگِ نگاه مرد جوانتر خیره شد. اون جدی بود و زیبا؛ ساکت اما پر از حرف‌های نگفته که می‌شد از چشم‌های تیره‌اش خوند. عطر خوش چوب تمشک وحشی مشامش رو پر کرد. _می‌بینی سنسه؟ من همون خدای آتشی‌ام که دست‌هام بند زنجیر نفرینِ زئوسه... با نوک انگشت‌های کشیده و استخوانیش محل استخوان جناغ سینه‌ش رو لمس کرد: _سینه‌ام به خاطر گناهم می‌سوزه...محکومم به درد کشیدن. فصل اول✨ (فصل دومش توی یه بوک دیگه آپ شده.) Nᴀᴍᴇ: Sᴄᴇɴᴛ ᴏғ Hᴇᴀᴠᴇɴ 1 Cᴏᴜᴘʟᴇ: ᴠᴋᴏᴏᴋ, ʜᴏᴘᴇᴍɪɴ Gᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ Wʀɪᴛᴇʀ: ᴀɴᴅʀᴏᴍᴇᴅᴀ Cʜᴀɴɴᴇʟ: @ᴘᴀᴘᴀᴄɪᴛᴀ01
Pegasus | VKook/KookV [COMPLETED] by MatildaTheWatson
MatildaTheWatson
  • WpView
    Reads 62,852
  • WpVote
    Votes 10,836
  • WpPart
    Parts 35
✧ پگاسُس | P̆̈egasus̑̈ ✧ [کامل‌شده] × رمان × ⋆ کاپل ↜ ویکوک / کوکوی ⋆ ژانر ↜ درام عاشقانه، کمدی، فلاف، روان‌شناختی ⋆ نویسنده ↜ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ⋆ همه چیز از یه قدم زدنِ شبونه، توی یکی از خیابون‌های نه‌چندان معروفِ سئول شروع شد‌؛ و زمانی که تهیونگ در حالِ زمزمه کردنِ آهنگ‌ انیمیشن مورد علاقه‌ش -شرک- بود، می‌تونست قسم بخوره که یه نفر دیگه هم داشت همراهش آواز می‌خوند؛ "But you don't really care for music, do you?" و این‌جا بود که تهیونگ ساکت شد و فقط گوش کرد؛ یعنی کی بود که توجهش به موسیقی رو زیر سوال می‌برد؟ معلومه که تهیونگ خیلی به ترانه‌ها اهمیت می‌داد! اصلاً برای همین هم بود که دنبال اون صدا رفت، برای همین بود که ملاقاتش کرد؛ فیونا رو... پسر آوازه‌خوانی که شب به یک شکل بود و روز به شکلِ دیگر! کانال تلگرامی موسیقی‌های متن : @PegasusOST 🎶 × این رمان در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS منتشر شده. × #1 in btsarmy #1 in yaoifanfic #1 in lgbtfiction #1 in کیپاپ #5 in romance
Alpha[taekook]  by shopicopa
shopicopa
  • WpView
    Reads 507,607
  • WpVote
    Votes 75,922
  • WpPart
    Parts 27
[کامل شده! ] (تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه) _اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن. واقعا یه چیز نسبیه... ⚠️#1in Vkook ⚠️#1in Taekook ⚠️#1in Omegaverse ⚠️#1in Rm ⚠️#1in Suga ⚠️#1in Btsfanfic ⚠️#1in BTS
Life inside the Hourglass | Completed by callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    Reads 134,932
  • WpVote
    Votes 23,001
  • WpPart
    Parts 26
[زندگی توی ساعت‌شنی] "اون گرگ سیاه کیه؟" "جفتِ جیمین." "جفت جیمین؟ و تواینجا ایستادی و هیچ کاری نمیکنی؟" یونگی با عصبانیت جواب داد:"چیکار میتونم بکنم وقتی کشش گرگش به سمت جفتشه؟ فکر کردی برام آسونه که جیمین با چشمهای ملتمس بهم نگاه میکنه اما نمیتونه جلوی قدم هاش که به سمت اون میرن رو بگیره؟ آره ما عاشق همیم ولی عشق کافی نیست... هیچوقت نبوده." " اشتباه میکنی، عشق کافیه... اون تنها روزنه‌ی امید برای ادامه دادنه. فقط به کیم نگاه کن! بعد از 100 سال انتظار، حالا داره با یه لبخند روی لبهاش و دستی روی قلبش میمیره و هیچ اعتراضی نداره." --------------------------------- کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین ژانر:سوپرنچرال (خونآشام، امگاورس، جادوگر)، رمنس، انگست