Ziam
19 histórias
My broken heart(Ziam♡) de hnii_dr
hnii_dr
  • WpView
    Leituras 180,176
  • WpVote
    Votos 29,078
  • WpPart
    Capítulos 63
•Completed• "قلب شکستهِ من" میشه نری؟ میشه برای چند ثانیه تظاهر کنی که دوسم داری؟ میشه حداقل یه بار به دروغ بهم بگی دوستت دارم؟ انقدر تو حسرت این دوتا کلمه دارم میسوزم که برام مهم نیست دروغه برام مهم نیست که تو ازم متنفری میشه حداقل الان که از پیشم میری برای آخرین بار بغلم کنی؟ فقط همین یه بار قول میدم بعدش دیگه من و نمیبینی... #1 fanfiction
difficult rules[complete] de jazliva
jazliva
  • WpView
    Leituras 80,861
  • WpVote
    Votos 9,135
  • WpPart
    Capítulos 69
همه چیز عوض شد زندگیم اخلاقم خودم زندگیت اخلاقت خودت
Lolipop🍭  Ziam mayn💛❤ de Yaldajooon
Yaldajooon
  • WpView
    Leituras 25,151
  • WpVote
    Votos 967
  • WpPart
    Capítulos 5
زین یه روز مثل همیشه میره تا خیابون های لندنو با اسپری هاش رنگ کنه و اصلا خبر نداره قراره توسط مردی که همه احساساتش رو خاموش کرده خریده بشه....بنظر شما زین تا تهش قوی میمونه یا بالاخره تسلیم میشه؟شایدم تا آخر عمرش فقط یه برده بمونه (لطفا اگر روحیتون رنگین کمونیه نخونین چون صحنه های فوق خشن و تحقیر توش زیاده) ژانر:بی دی اس ام,عاشقانه,هیجانی شیپ ها:زیام💛❤️لری💚💙
gangsta || Ziam  de Medi_Lee
Medi_Lee
  • WpView
    Leituras 18,073
  • WpVote
    Votos 1,734
  • WpPart
    Capítulos 22
ز:من عاشقتم پسرک با گریه گفت و به این توجه نکرد که بارون تمام تنش رو خیس کرده پسر بزرگ تر اونو تو آغوشش گرفت و لباشو روی موهای خیس مشکیش گذاشت ل:ولی من عاشقت نیستم....من فقط عاشق وقتاییم که با اون صدای جادوییت باهام حرفای عاشقانه میزنی وقتی میخوام سخت به فاکت بدم لیام گفت و لباشو رو لبای پسرک گذاشت اون نیازی نداره عاشق باشه.... نیازی نداره عاشق چشمای خمار پسرک شه... اون الانشم توی چشمه عسل اون چشما گیر افتاده و کسی نمیتونه نجاتش بده درست مثل معتادی ک ساعتی بدون‌مواد میمیره ..... ز : فک می کنی بااین کارات چند نفرو میتونی بکشی؟ یه نفر دو نفر؟ همونطورکه اسلحه رو روی سرش گذاشته بود داد زد پسر بزرگتر با عصبانیت از ماشین پیاده شدو اسلحشو از جیبش در اوورد و روی سینش گذاشت ل : تو بکنش سه نفر خودشم مثل پسرک داد میزد حالا حاله ای از ترس توی چشمای پسرک کاملا معلوم بود لوکی که در از دور شاهد همه چیز بود با ترس به اون دوتا پسر روانی نگاه میکرد ...... 🔞هشدار این فن فیکشن دارای صحنه های +18 ، شکنجه و حاملگی مردان میباشد
You And I ◦ZIAM◦completed de ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    Leituras 186,570
  • WpVote
    Votos 15,837
  • WpPart
    Capítulos 59
|همه احساس من توی تو خلاصه میشه و منم احساسمو زندگی میکنم|
save me (ziam) (Completed) de dayana12456
dayana12456
  • WpView
    Leituras 172,359
  • WpVote
    Votos 19,123
  • WpPart
    Capítulos 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
Your love is drug *ZIAM (completed) de ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    Leituras 226,255
  • WpVote
    Votos 21,598
  • WpPart
    Capítulos 67
فقط عاشقم باش تا بتونم نفس بكشم... حستو تا مغز استخونم فرو ميره !
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) de notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Leituras 328,608
  • WpVote
    Votos 55,722
  • WpPart
    Capítulos 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] de Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Leituras 123,191
  • WpVote
    Votos 16,238
  • WpPart
    Capítulos 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
Fake love or true love de samaaa123
samaaa123
  • WpView
    Leituras 52,794
  • WpVote
    Votos 6,655
  • WpPart
    Capítulos 103
ميدونم نميشه ولي من بايد موفق شم...... من بايد كاري كنم زنده بمونه.... خواهش ميكنم بزارين كه كمكش كنم...... فقط اين فرصت رو بهم بدين.......