ZIAM [complete stories]
50 historias
Delusion ~ Atusa20 por atusa20
atusa20
  • WpView
    Lecturas 7,089
  • WpVote
    Votos 1,745
  • WpPart
    Partes 8
[ از پایگاه فضایی CL2030 ؛ زین مالیک هستم این پنجمین ماموریت من در فضاست، اسم ماموریت ZM2018، این شاید آخرین ماموریت من و افرادم باشه ما در حال حاضر در حال ورود به ایستگاه هستیم اگر همه چی درست پیش بره هفته ی دیگه توی خونه ایم...پایان پیام ]
Betting/ziam ~ By Atusa20 por atusa20
atusa20
  • WpView
    Lecturas 102,211
  • WpVote
    Votos 11,026
  • WpPart
    Partes 24
جایی که لیام استاد هات زینه! زین پسریه که سر خوابیدن با استادش شرط میبنه لری هم داره ولی کم داستانی شاید کوتاه از زیام !completed! ---- Start : 1st jan 2018 End : 28st jan 2018
The Bedlamite {Ziam Mayne} por 1Dlover593
1Dlover593
  • WpView
    Lecturas 37,207
  • WpVote
    Votos 5,477
  • WpPart
    Partes 26
| completed | در جایی که شب ها به یک هیولا تبدیل می شد... و درحالی که آخرین هدفش، درست کنارش بود و نمی دید... ××××××××××××××××× +15 با اینکه می دونم توجهی نمی کنین(😂): { دارای صحنه های تجاوز، فحش های رکیک، روابط جنسی، فضای دارک...}
The Sheriff {The Bedlamite2} por 1Dlover593
1Dlover593
  • WpView
    Lecturas 36,937
  • WpVote
    Votos 5,415
  • WpPart
    Partes 29
| Completed | وقتی سیستم امنیتی کشور رو به جرم فساد مجازات کرد، اسمشو گذاشتن داروغه. ولی توی گوشی لیام، هنوزم اسمش (تیمارستانی) بود. . . . ××××××××××××××××××× +15 جلد دوم فن فیک The Bedlamite |*توجه*| ×فحشای رکیک، تجاوز و روابط جنسی، فضای دارک×
chocolate angel [Z.M] por i_Chocolate
i_Chocolate
  • WpView
    Lecturas 30,992
  • WpVote
    Votos 5,308
  • WpPart
    Partes 28
"تو فرشته شکلاتی زندگی منی" "نیاز دارم بغل بشم، بغلم میکنی؟" • شکلات هایی که هنوز خورده نشده بودن •
Lusting You [ Persian Translation ] por themaniro
themaniro
  • WpView
    Lecturas 38,636
  • WpVote
    Votos 7,119
  • WpPart
    Partes 32
• زین مالیک بیست و چهار ساله، برای دو سال در دبیرستان کالینز تدریس کرده و در طول این دوسال هیچ مشکل یا دردسری نداشته، هیچ رابطه ی عاشقانه ای با دانش آموزها، هیچ چیز. ولی همه این ها زمانی خیلی ناگهانی تغییر میکنه که یه دانش آموز به نام لیام پین وارد زندگی زین میشه و زین نمیتونه جلوی خودش و بگیره، ولی چشمای پاپی وارانه لیام، اون لب های جلو اومده و اون ماه گرفتگی فاکینگ روی گردنش، باعث میشن زین بخواد اون پسر کاملا مال خودش باشه.• [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
Stranger Love‌[Ziam Fanfiction] por Nazanin_0
Nazanin_0
  • WpView
    Lecturas 123,992
  • WpVote
    Votos 16,256
  • WpPart
    Partes 39
{completed} -من‌ از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود! اما چرا از تُ نمی‌ترسم؟! از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛ پس بیا و منو با روحت ارضا کن! Baby, let me love you Goodbye.
LIFE...CHANGE'S por ziampalikboy
ziampalikboy
  • WpView
    Lecturas 39,838
  • WpVote
    Votos 4,026
  • WpPart
    Partes 36
ل:تو باید بری ز:نه لیام دیگه نه ...
Me,You,Him! (Ziam) por p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    Lecturas 337,575
  • WpVote
    Votos 42,183
  • WpPart
    Partes 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
Your love is drug *ZIAM (completed) por ziamisamorous
ziamisamorous
  • WpView
    Lecturas 227,401
  • WpVote
    Votos 21,638
  • WpPart
    Partes 67
فقط عاشقم باش تا بتونم نفس بكشم... حستو تا مغز استخونم فرو ميره !