"مين يونگي" يك اديب و نويسنده ي سرشناس كه تمام عمرش رو صرف سفر و نوشتن كرده؛
و " پارك جيمن" يك رقصنده ي خيابوني كه تنها داراييش از دنيا يك اتاق اجاره اي و استعداد خداداديش توي رقصه؛
چه چيزي اين دو نفر، كه از دو دنياي متفاوت و علايق متفاوتن رو سر راه هم قرار ميده؟
سرنوشت؟
يا ققط يك شرطبندي ساده..؟
و چه اتفاقي ميوفته،
اگر پارك جيمين بيچاره بفهمه كه ماه ها، با يك گرگ زير يك سقف بوده...؟
آيا همه چيز رو رها ميكنه و ميره،
يا ميمونه و اجازه ميده دست سرنوشت اونطور كه ميخواد،
باهاش بازي كنه...؟
.................
main couple: yoonmin
side couple: vkook
یونگی از رابطه های یک شبه خوشش میاد و درکشون میکنه. چیزی که درکش نمیکنه، اینه که چطور یه بچه که احتمالا زیر سن قانونیه، سر از آغوشش در آورده و درمورد شکست عشقیش، حرف میزنه. چون مطمئنه (و اگه به نظرتون داره اشتباه میکنه حتما اصلاحش کنین) که وقتی به بازگشایی کلاب دوست جدیدش رفت، اصلا دنبال بچه ای که ازش پرستاری کنه، نمیگشت.
translated by @xXfakeziamxX
مین یونگی رئیس بزرگترین گنگ سئول توی پارتی کلاب همسرش یه دانشجوی 20 ساله رو به فاک میده و نمیتونه فکر کردن به لذت رابطه داشتن باهاش رو از ذهنش خارج کنه.
پارک جیمین ناخودآگاه درگیر قرارداد بیدیاسامی میشه که تا به حال چیزی ازش نشنیده.
پانزده سال تفاوت سنی، یه رابطهی فعال جنسی و همسر یونگی میتونن از شکلگیری احساسات بینشون جلوگیری کنن یا سرنوشت برای دو مردی که توی عجیبترین موقعیت ممکن هم دیگه رو پیدا کردن، پایان خوشی رقم میزنه؟
++ Contains BDSM scenes
Highest ranking #2 in persian
Park jimin and his new roommate min Yoongi got off to a twisted start when he came horny and drunk on the first night of being In his new dorm. As punishment he is now jimins daddy not that he minds.
Warnings:
Smut
Self harm
Depression
Abuse
Sensitive subjects
Yoongi is a famous rapper who hires Jimin, a high end stripper, to dance for him.
They told each other it was going to be a one-night stand but desire was much stronger than that.
Cover by SPICYMOCHI ?
cr: to a tweet on twitter lmao
چی شد که همه چیز انقدر بهم ریخته شد؟
این فاصله از کجا بین ما در اومد ؟
این دیوار نامرئی کی بین من و تو سبز شد؟
ماه من راهی به من نشون بده
تا بتونم از این دیوار نامرئی بالا بیام...
بیام و مثل تموم روزهای تاریکمون داخل دستان گرمت خودم رو از این دنیای بی رحم پنهون کنم!~💫
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 :𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 - 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭
~این فیک به زبان ادبی نوشته شده پس اگر میدونید اذیت میشید نخونیدش :)~🥀
ماه رو دوست دارى هيونگ؟
-خيلى زياد دوسش دارم.
-چرا؟
-چون توى تاريكى شب، يه روشنايى خاص و پنهانى داره كه خيلى جذابه. ميتونم ساعت ها باهاش حرف بزنم و اون فقط سكوت ميكنه.
-اگر بهم اجازه بدى، من ماهت ميشم هيونگ. شب هات رو روشن ميكنم و ميتونى باهام حرف بزنى، قول ميدم ساكت شم. اگر پسم نزنى، ميتونم ماهت باشم.
#8 in Yoonmin
#5 in Namjin
#5 in Vkook
از طناب هاى عشقش آويزان بود و تاب ميخورد.
او طناب هاى زندگى پسر را در دست گرفته بود و با هر حركت، او را به لرزه مى انداخت...بسان يك عروسك خيمه شب بازى.
#3 in Yoonmin