هری با خانوادهش تازه از لندن به دانکستر اومدند و باید دو سال اخر دبیرستانش رو کنار دانش اموزای جدیدی بگذروانه که هیچی ازشون نمیدونه. تنها دوستی که توی شهر داره پری ادواردزه که از طریق اینترنت باهم اشنا شدن.
لویی تمام سعیش رو میکنه که امسال هم کاپیتان تیم فوتبال مدرسه بمونه و اون رو توی کارنامه تحصیلیش برای وارد شدن به بهترین دانشگاه نگه داره. درعین حال حواسش به دوستاش هم هست و سعی میکنه ازشون مراقبت کنه.
لری
زیام
نایل+انماری
و فرندشیپ های خوشگل
تو احمق ترین آلفایی هستی که به عمرم دیدم ...تو نمیتونی یه هیولا رو با شکنجه و شکستن استخون هاش و له کردن وجودش از بین ببری!یه هیولا با شکستن از بین نمیره...تو با هر بار شکستن یه هیولا اونو از بین نمیبری...تو فقط اونو قوی تر از اون چیزی که بود میکنی ...
.
.
.
بدون اینکه نگاهمو از ماه کامل و نورانی بگیرم یه نفس عمیق کشیدم و از روی سقف به حیاط بزرگ و روشن زیر نور ماه خیره شدم...
جنگ تموم شده بود.جفتم و تموم اعضای خانوادم با آرامش خواب بودن و من تمام عضلاتم سنگ شده بود!از وقتی تونستم بفهمم جریان چیه خودمو آماده نگه داشتم...میدونستم هرگز...هرگز نباید شدت گاردمو کم کنم.جنگ تموم شده بود ولی بزرگترین خطری .که میتونست خانوادمو تهدید کنه هنوز اون بیرون بود...یه هیولای شکسته....خودم
چشم های جنگلی...
:هر لحظه ازم دور میشدی ولی فهمیدن اینکه نمیخوای جایی بری اونقدرا هم سخت نبود بیب.
میتونم همه چیزی که تمام مدت با چشمات ازم میخواستیو بهت بدم کیتن فقط بخوا و به زبون بیارش
: fuck me daddy
وقتی که هریت استایلز فراری از قرار ها و مرد هاست اولین روز کاریش به عنوان مدیر مدرسه رو اغاز میکنه
که البته قرار نیست خیلی جذاب باشه با وجود فردی تامیلنسون!
و اونجایی که بعد چندبار صبر هریت تموم میشه و به لیزا تامیلنسون زنگ میزنه برای بازخواست پسر کوچولوش....
این یه شروع جدید میتونه باشه؟...
اسمش مشخصه...نیو استارت!
شروع جدید..برای همه ادما وجود داره
توی هر سنی،شغلی،شخصیتی...همه یه شروع دوباره لازم دارن
یه شروع جدید برای ادامه دادن
یه شروع جدید بعد از خستگی ای که در کردن...
مخلوق های منم همینن،از بزرگ تا کوچیک،از نقش اصلی تا نقش فرعی...یه شروع جدید دارن و هرکدومشون به نحوی شروع جدید دیگری رو میسازه...
1400/5/26...شروع جدید ما بود...
و شروع جدیدترمون؟...1400/12/13
Completed
۱۹ژوئن سال ۱۹۲۴ در دهکده کوچکی در نزدیکی شهر لندن خانواده تاملینسون به طرز وحشیانه ای به قتل رسیدند طبق گفته یک شاهد آن شب دو مرد خانه تاملینسون را ترک کردند اما هرگز پیدا نشدند.
بعد از قتل چند نفری ادعا کردند که پسر کوچک خوانواده را دیده اند خانه تا ۹۰ سال خالی بود تا اینکه زوج استایلز به همراه دو فرزند خود یعنی هری و جما به خانه نقل مکان کردند .
(هپی اند )
(ژانر : تخمی تخیلی، اندکی وحشت ، عاشقانه های لو و هزا )
《Libra》