𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒑𝒊𝒆𝒄𝒆𝒔💘✨
22 dzieła
End Game (L.S) autorstwa harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Odsłon 633,356
  • WpVote
    Głosy 88,771
  • WpPart
    Części 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
Look at me [L.S] autorstwa barry__s
barry__s
  • WpView
    Odsłon 188,003
  • WpVote
    Głosy 34,975
  • WpPart
    Części 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
+ 10 więcej
Always You [L.S] ~ By Miss X autorstwa larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Odsłon 3,311,247
  • WpVote
    Głosy 303,323
  • WpPart
    Części 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Shsh!  autorstwa Nrgs_A
Nrgs_A
  • WpView
    Odsłon 56,295
  • WpVote
    Głosy 7,417
  • WpPart
    Części 48
هری فهمید اگر میخواد زنده بمونه باید بین لبای زین نفس بکشه! شکار معصومیت یک پرنس زیبا واقعا ستودنی بود! دست زین پایین رفت و هری لبشو محکم گاز گرفت ؛ کمربند اون حوله ی مزاحم رو از جاش کند.. دست مرد لای رونش حرکت کرد. حس میکرد ملافه های زیرش الانه که آتیش بگیرن! طولی نکشید که وجود ناگهانی زین رو تو خودش حس کرد! چنگ دردناکی به ملافه ها زد و پایین تنش از درد کمی بالا اومد! برای اینکه وارد پسر شه عمیق تر فشار اورد و جیغ هری ندا از موفق شدنش رو داد! لذتی اشتباهانه از پلکای خیسش تا بند بند انگشتاش رو به سر رفتن بود! قرار بود بعد از این چی بشه؟ صدای سرد مرد به پوست صافش شلاق زد " با طلوع آفتاب ویلا رو ترک میکنی! " نه...نه اون نمیتونست انقدر بی رحم باشه...
Say Something~L.S [Completed] autorstwa gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    Odsłon 127,684
  • WpVote
    Głosy 17,838
  • WpPart
    Części 40
"یه چیزی بگو...دارم ازت دست میکشم... من فردِ خاصِ زندگیت میشم، اگر تو ازم بخوای... هر جایی بری من دنبالت خواهم اومد... یه چیزی بگو... دارم ازت ناامید میشم..." say something I'm giving up on you... Translator : @blueheartedme_
Eyes[L.S] (Completed) autorstwa Erfan_a
Erfan_a
  • WpView
    Odsłon 51,199
  • WpVote
    Głosy 8,231
  • WpPart
    Części 50
چشم‌ها. مال تو مثل قلبت بودند و نور از اون‌ها می‌ریخت! و مال من فقط چشم بودن؛ فقط چشم... Completed UNEdited
+ 6 więcej
Sea's whisper [L.S | Z.M] autorstwa Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Odsłon 196,455
  • WpVote
    Głosy 44,527
  • WpPart
    Części 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
•Λsian BOҰ• autorstwa iamvdepp
iamvdepp
  • WpView
    Odsłon 125,547
  • WpVote
    Głosy 20,590
  • WpPart
    Części 53
ل-هی آسیایی ز-ولم کن ! ل-انقد ازم فرار نکن !
Dreams. |zarry| autorstwa Ya_sa_Mmin
Ya_sa_Mmin
  • WpView
    Odsłon 23,425
  • WpVote
    Głosy 3,672
  • WpPart
    Części 22
این قصه، قصه ی من و توئه قصه ی رویاهایی که گم شده بودن...
HOT HUSKY  autorstwa mintwriter1
mintwriter1
  • WpView
    Odsłon 25,397
  • WpVote
    Głosy 6,255
  • WpPart
    Części 40
❌completed❌ _فکر میکنی همه چی از کشته شدن یه هاسکی شروع شد؟ _آره اون شب لعنتی ولی این هاسکی بعد از مُردن تازه متولد شد، شد راوی قصه ی من _اون شبو فراموش کن _من دیگه نمیتونم بهش فکر نکنم _به چی میخندی؟ _بهش که فکر میکنم،خندم میگیره #Friendship #Friendly #Secrets #Laugh #Crying #2gether #Lovely #moment #Larry #Ziam