تو دنیایی که بدون ماسک اکسیژن نمیشه نفس کشید سهون که موهای عجیبش رنگ فیروزه ای دارن ... یه روز پسری رو میبینه که بدون ماسک اکسیژن بهش زل زده...
این داستان توی یک دنیای تخیلی و زمان تخیلی اتفاق می افته اما میشه گفت این زمان تخیلی، از زمان فعلی دنیای ما جلو تره. اگر براتون راحت تره، چیزی حدود 250 سال جلو تر از زمان حال خودمون تصورش کنید.
داستان یه sequel داره که مجزا به سرگذشت تاپ و جی.دی و لوهان اشاره خواهد داشت که امیدوارم مورد حمایت قرار بگیره.
اسم داستان جانبی : Black and Blue هستش... که همینجا بین بخش ها گذاشته شده.
✔ خدای مرگ| پایان یافته
دیدن یک پسر خوشتیپ و جذاب که اسم و فامیلیات رو صدا میزنه همیشه هم نمیتونه خوب باشه، مخصوصا وقتی لبه کلاه سیاه و عجیبش رو بالا بده و با لحن خونسردی بهت بگه:
_ متاسفم که اینو میگم، اما شما فوت کردید.
• ژانر: فانتزی، رمنس
• کاپل: لوهان x خواننده، کاپل سکرت (اکسو x بلک پینک)
• محدودیت سنی: ندارد
• نویسنده: Angel Stephanie
خلاصه :
زندگی لوهان نسبتا خوب پیش میرفت، اون شوگر ددی ای داشت که به لطفش میتونست خرج تحصیلش رو بده و امکانات لازم برای خانواده.ی پر جمعیتش رو فراهم کنه؛ اما با وارد شدن پسر جذاب آقای اوه به زندگیش همه چیز یهو عوض شد! بیبی بوی بودن برای پدر اوه سهون دیگه اون قدرها هم کار آسونی به نظر نمیرسید!
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
«پایان یافته» ✅
اسم فیک :
I love my sugar daddy ('s son!)
کاپل ها: هونهان / چانبک
ژانر : اسمات / رمنس / زندگی روزمره / ددی کینک
نویسنده : a4w4
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
سخن نویسنده : خب قبل از هر چیزی یاید بگم که ردهی سنی این فیک +18 هستش. لطفا بهش توجه کنین.
امیدوارم از این فیک خوشتون بیاد توجه کنین که موضوعش کمی خاصه و ممکنه همه پسند نباشه. اگر فکر میکنین نمیتونین با مدل داستان کنار بیاین لطفا دیگه ادامش ندین.
و اینکه ممنونم از وقتی که میذارین، لطفا اگر دوست داشتین حتما ووت بدین و کامنت بذارین و به بقیه معرفیش کنین که به شدت به حمایتت هاتون نیازمندم ❤
جونگین ولیعهد امپراطوری بزرگ باکجس و سهون برادر کوچکش که از کودکی خارج از قصر زندگی میکرده... چی میشه اگه برادر کوچک تر یه روز به قصر برگرده و باعث شه قلب جونگین با تموم نفرتی که ازش داشته به تپش بیوفته.....
کاپل:#کایهون #چانبک #کریسهو
ژانر:تاریخی، رمنس، اسمات، فانتزی
"باد پائیزی ابرهای سپید را در آسمان می پراکند سبزه ها زرد می شوند برگ ها فرو می افتند غازهای وحشی به سوی جنوب پرواز می کنند
آخرین گل ها می شکوفند ارکیده ها و داوودی ها با عطر تلخ شان من را در رویای آن روز زیبایم که هرگز نمی توانم از یاد ببرم میبرند.
به رود خانه می روم برای سفری بر آب
کرجی بر آب می راند و با موج های سرسفید غوطه می خورد نی و طبل می نوازند و پاروزنان آواز می خوانند
برای لحظه ای سر خوش می شوم و آنگاه اندوه کهن باز می گردد من فقط زمان کوتاهی جوان بودم و اکنون دوباره پیر می شوم."
📌خلاصه:
کای یه برادر دوقلو داره که مخفی نگهش میداره تا در برابر این دنیای ظالم که میتونه معصومیت برادرش رو خدشه دار کنه حفظش کنه. تنها کسی که حق داره اینکارو با برادرش بکنه خودشه.! فقط خودش... ولی کای نمیدونه که یه نفر دیگه چیزی که ماله اونه رو بدست میاره.
🖍️نکته:
کای و جونگین دوقلوهای همسان هستن اما جونگین جثه ی کوچیکتری داره..!❗️
🔥نام داستان: با من گناه کن
💧کاپل: کایجونگهون ( کای، جونگین، سهون)
🥂ژانر: محارم، تریسام، کالج، اسمات
🍎م ترجم: @AngelicPower
🎶چنل تلگرام: @AmorFiction
اوه سهون که به خاطر درسش توی اسکاتلند زندگی میکنه، به عنوان یه ماساژور👐🏻 حرفهای فعاله و زندگی خوبی داره..!
البته اگه عذابِ ماساژ دادن مردای چاق و پشمالوی اسکاتلندی رو در نظر نگیریم!
اون هیچوقت تصورش رو هم نمیکرد که بخاطر لمسکردن بدن یه پسر برنزه بهم بریزه و با این جمله مواجه بشه: اگه خواستی بدونی چرا گونههات سرخ شده، باهام تماس بگیر‼️
🍿کاپل: کایهون/سکای (ورس)
🍟ژانر: روزمره، فلاف، اسمات
🍦نویسنده: @angelicpower
🍷چنل تلگرام: @AmorFiction
میدونید من خیلی لوس و احساسیم...گاهی میگن رفتارم شبیه دختراست:/
بین تمام دختر پسرا معروف و محبوبم
خب اگه بین این معروفیت دو نفر همزمان به چشمم بیان چیکار باید کرد؟
میشه عاشق دو نفر بود؟
کاپلا : سکای . چانهون . چانبک
ژانر : اسمات . روزمره
به نویسندگی اینجانب شیرینه هیچی ندون؛]
وضعیت اپ:یذره قاطیه هنوز ولی هفته ای یک پارت
اینجا دور هم و با تعداد کم یه رمان کوچولورو پیش میبریم💖