🌊دریای سیاه🌊
[کامل شده]
دست هایش به رنگ خون آغشته شده...گونه هایش به رنگ اشک...
چشم هایش فریاد میکشند و لب هایش بر هم دوخته شده اند..
این دریای سیاه دریا نبود، مرداب بود، باتلاقی بود برای فرو بردن احساساتش..
او مانده بود بی عشق، بی روح، بی جسم، او مانده بود بدون او..
~~~
"گریه نکن. مردم فقط توی فیلما به خاطر عشق می میرن"
"من اونو کشتم، برای عشق تو. پس کشتن خودم هم برام کار سختی نیست"
"نمیتونی منو دوست داشته باشی.حتی اگه بتونی...من نمیتونم عاشقت باشم...."
• ~ • ~ • ~
بخش اول دوگانه ی Color nature
• ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات
• کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین
• کاپل های فرعی: چانبک، سکرت
• نویسنده: @Sheix_12
چنل: @yoonmin_area
• تاریخ شروع: 2 آگوست 2019
• وضعیت: کامل شده
• تاریخ پایان: 29 فوریه 2020
highest rank so far:
#1 in یونمین
#1 in تهکوک
#1 in بیتیاس
#1 in نامجین
#1 in Fiction
#1 in Angst
#1 in Yoonmin
#1 in Romance
#2 in Suga
#2 in Jimin
#2 in Namjoon
#2 in Hoseok
#3 in ویکوک
#3 in Yoongi
#3 in Namjin
#3 in Jhope
and...more
سهون پرستار منزوی و گوشه گیر بعد از خیانت عشقش چانیول با بهترین دوستش بکهیون ، تن به ازدواج اجباری با جونگینی میده که قراره 8 امین سالگرد رابطه اش با کیونگسو رو جشن بگیره.
ازدواج اجباری با کسی که به مدت 8 سال عاشق دوست پسرش بوده و هنوز هم هست میتونه پایان خوشی داشته باشه؟
یا سرنوشت سهون اینطور رقم خورده که همیشه عذاب بکشه؟
♡♡♡
-دست از سر همسر من بردار.نمیبینی جونگین یه مرد متعهله و ما الان یه بچه داریم؟
+نمیدونی جونگین از قبل ازدواجتون عاشق من بود؟فکر نمیکنی تو باید کنار بکشی؟
♡♡♡
کاپل ها : کایهون،چانهون،کایسو،چانبک
ژانر : انگست،رومنس،امپرگ(هپی اند)
ریتینگ : [M](+15)
مترجم : Avina🐰
نویسنده :ohmira
♡♡♡
چانيول و بكهيون تا سر حد مرگ از هم متنفرن.
شروعِ سال تحصيلى جديد توى كالجه و چانيول خدا خدا ميكنه امسال رو به خير بگذرونه، و يجورايى هم تهِ دلش اميدواره بتونه به يه پسر خاص كه مدتِ زيادى روش كراش داشته، نزديك بشه.
چيزى كه چانيول بيشتر از هرچيزى تو دنيا اميدواره اتفاق نيوفته اينه كه با بيون بكهيون لعنتى هم اتاقى بشه!
هرچند، سناريو ها فريبنده از آب درميان و همه چيز اونطورى كه برنامه ريزى شده پيش نميره.
چه اتفاقی میفته وقتی چانیول پشت در اتاقش، بیون بکهیون رو مست و تلوتلو خوران در حالیکه بوی عرق و سکس میده، پیدا میکنه؟
+18 هشدار
پرنس لوهان، وارث سر زمین هان؛ در کشتی در حال مسافرت به بود که کشتی اش توسط اوه سهون، بدنام ترین دزد دریایی شیلا معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت.
ورژن هونهان همین داستان خودم که تو پروفایل اصلیم نسخه لری و لویی استریتش رو گذاشتم!
نمیخواستم اونطرف زیادی شلوغ بشه ... مطمئن بشید که اون پروفایل رو هم فالو کنید!
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
🖤آسمان کبود🖤
[کامل شده]
[فصل دوم فن فیکشن دریای سیاه]
گفت: "بخاطر خودت از تو دست کشیدم،برای اینکه بیشتر آسیب نبینی!"
مثل این می موند که تو دریا غرق بشم و آخرین تلاشهاش رو هم برای نجاتم دریغ کنه!
چطور میشد بدون اون آسیب نبینم؟
انگار نمی دونست آینده ی آرزوهام به بودنش بنده!
دست هامو در حین غرق شدن رها کرد تا آسیب نبینم!
چه توجیه احمقانه ای...
~•~•~•
• ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات
• کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین
• کاپل های فرعی: چانبک، سکرت
• نویسنده: @Sheix_12
چنل: @yoonmin_area
• تاریخ شروع: 1 مارچ 2020
• وضعیت: کامل شده
• تاریخ پایان: 24 نوامبر 2020
highest rank so far:
#1 in Angst
#1 in Crime
#1 in ویکوک
#1 in یونمین
#1 in نامجین
#1 in Romance
#1 in Jimin
#2 in تهکوک
#2 in Taekook
#2 in Yoonmin
#2 in Namjoon
#2 in Hoseok
#3 in Yoongi
#3 in Vkook
#3 in bts
بکهیون فرزند خانواده ی عجیب غریبیه اما زندگی خوش و خرمش وقتی عاشق یه نویسنده ی سرد و مرموز میشه کاملا بهم میریزه... اون تصمیم میگیره فقط برای اینکه بهش نزدیک باشه... باهاش به ویلای خارج از شهر ش بره و براش کار کنه.
داستان +18 هستش. حتما دقت کنید.
این داستان در اصل برای معرفی جامعه ی
LGBTQ نوشته شده
و توش تقریبا از همه نوع جنسیت شخصیت داریم
با احترام بخونید... و آشنا بشید. میخواییم به مشکلاتی که ممکنه با ناآگاهی با
LGBT پیش بیاد برسیم...
... و اینکه همه یک سانیم