on going
38 stories
Void Of Voice by ff_bts_ff
ff_bts_ff
  • WpView
    Reads 5,446
  • WpVote
    Votes 475
  • WpPart
    Parts 8
"من یه ادم کش لنتی نیستم من یه جیب برم دست از سرم بردار" جونگکوک بلند سرش داد کشید و روی میز کوبید "باشه ولی اون دختر کوچولو قبول کرده شاید بخوای بخاطر اونم که شده لجبازیو بزاری کنار" از حرص دندوناشو بهم میسابید "تهیونگ محض رضای فاک پای اونو وسط نکش" جونگکوک با اخم به تهیونگ هشدار داد "دوسش داری؟" تهیونگ با خنده پرسید جونگکوک سر جاش نشست "به تو هیچ ربطی نداره" تهیونگ ابروهاشو بالا انداخت "پس عاشقشی" جونگکوک چشم غره ای بهش رفت × × شخصیت اصلی: جونگکوک کاپل: دختر پسری، یونمین
Contract|JJK(COMPLETED)  by kookiemyeuphoria
kookiemyeuphoria
  • WpView
    Reads 34,151
  • WpVote
    Votes 2,335
  • WpPart
    Parts 14
بدبختی تو از اونجایی شروع شد که برای نجات شرکتت و برادرت پایین اون قرارداد جهنمی رو امضا کردی و وارد جهنم اختصاصی جئون شدی از کجا میدونستی قراره اون پسر کابوس زنده ای توی زندگیت باشه. ___________________________________ سر تیتر خبر ازدواج تاریخی رئیس دوتا از شرکت های موفق کره در سال های اخیر جئون جونگ کوک و اوه ا/ت ____________________________________ اوه ا/ت :28ساله، رئیس شرکت او اس اچ OSH جئون جونگ کوک:27ساله، رئیس شرکت جئون jeon ____________________________________ ژانر:زندگی روزمره، انگست، هپی اند کاپل: تو و جونگ کوک By @kookiemyeuphoria #1-imagination #2-jeonjungkook #1-girl×boy #1-boy×girl Start:2021/05/28 End:2021/08/26
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒2 | جسـارت  by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 48,115
  • WpVote
    Votes 4,135
  • WpPart
    Parts 27
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فصل دوم فن‌فیکشن جسارت • ⤎ بعد از برملا شدن رازهای نهان شده و جسارتی که جئون جونگ‌کوک برای فریب دادن خانواده لی و خیانتی که در حق رونا و عشقشون کرد، حالا همه چیز خیلی نفرت‌انگیز پیش می‌رفت. البته نه برای جونگ‌کوک! در یک جایی گوشه‌ای از خواب‌های بد شبانه‌اش، می‌دونست که یک روزی کابوسش زنده می‌شه و گلوش رو به قصد کشتنش فشار می‌ده! ⋅───╼─╾───⋅ _ جونگ کوک... مطمئن باش که من یک روزی با دست‌های خودم می‌کشمت! تقاص کاری رو که با من و عزیزانم کردی، حتما پس میدی! اما جونگ کوک عین خیالش نبود. سرخوش از جاش بلند شد. _ اوه عزیزم... منتظر مرگ با دستای گرم و نرمت هستم! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ⤷ Min Yoongi ⤷ Kim Seokjin ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Dram ⤷ Exciting
Unwanted Killer | Jeon Jungkook by kimellarmy
kimellarmy
  • WpView
    Reads 123,329
  • WpVote
    Votes 8,540
  • WpPart
    Parts 32
-″اجازه نمیدم خودتو ازم دور کنی″ ″اگه من بخوام ازت دور بمونم چی؟″ -″اونوقت هیولایی میشم که ازش متنفر شی″🥀💛 Couple: Jungkook x Girl Genre: Angst, Romance, Psychology, Smut
𝖫𝗂𝗆𝖻𝗈 | JJK. by Kim_nora85
Kim_nora85
  • WpView
    Reads 6,463
  • WpVote
    Votes 985
  • WpPart
    Parts 43
همه چیز وجود داره؛ باید باور داشته باشی سرنوشت تنهات نمیزاره...تنفر درمانت نمیکنه شجاع باش. یک روز قهرمان داستان خودت میشی 𝖶𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 : 𝖭𝗈𝗋𝖺 Jk×girl Jin×girl Teahyung×girl Session 1 ( completed ) ✔ Session 2 ( completed ) ✔ Session 3 (updating.....)
Hireath by Eva_story
Eva_story
  • WpView
    Reads 75,848
  • WpVote
    Votes 8,449
  • WpPart
    Parts 41
•| اتمام یافته|• مردی با دستانی آلوده به مرگ، مجبور به همراهیِ معشوقه‌ای اجباری‌ست! آیا معشوقه‌ی تازه، قادر به لمس تاریکی آن روحِ زخمی است؟ یا اینکه خودش، همان آتش خاموشی‌ناپذیری‌ست که قرار است بسوزاند و روشنایی بیاورد؟ در دالان‌هایی پر از راز، جنون، و حادثه، گاهی عشق نه نجات است، نه نابودی؛ بلکه پیچیده‌ترین کابوس مشترک است... _ جونگ‌کوک (استریت) ویمین (کاپلی) به قلم ایوا🍃
𝓒𝓱𝓪𝓷𝓰𝓮 𝓶𝓮 by JeonNamji2
JeonNamji2
  • WpView
    Reads 3,639
  • WpVote
    Votes 331
  • WpPart
    Parts 13
BTS😎 اون دختر فک میکرد به خاطر پدر بی مسئولیتش آیندش قراره به خطر بیوفته اما خبر نداشت که اون اتفاق کل زندگیش رو تغییر میداد .........
Northern Dancing Leaves | Jungkook by Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    Reads 6,739
  • WpVote
    Votes 676
  • WpPart
    Parts 28
صوت بر هم خوردن بال های سیاه از پشت سرش حتی با وجود نغمه بیصدای جاذبه، تو گوشش میپیچید و حس آزادی رو به تمام وجودش هدیه میداد. سرش رو کمی مایل به پایین گرفت و به منظرهی نسبتا تاریک زمین چشم دوخت. به انعکاس چشم نواز نور ماه بر روی سنگ های شیشه نمای آکوارین قصر و روشنایی چشمک زن شعله آتشدانهای باغ بلوط. " نمیشد قبلش موهات رو ببندی؟" صدای دلخور آشنایی رو تو ذهنش شنید و در جوابش آگاهانه خندید. _ نمیدونستم شب های اینجا تا این حد محشره. _ خیلی چیزا هست که هنوز نمیدونی. در جواب نجوایی که کنار گوشش شنید، سرش رو به پشت چرخوند و در حالیکه باد شدید چشمهاش رو میسوزوند، با شوق کوچکی که در نگاهش میرقصید به جونگکوک خیره شد. _ فکر کنم ما یه قراری داشتیم، خیلی وقته از نیمه شب گذشته. *** رویایی به رنگ دنیایی فریبنده .سفـری طولانی به واسطه رویاهایی ناشناخته .گم شده ای در میـان رویـا و واقعیـت روایت حماسه یک شاهدخت و یک انسان، از دو دنیای متفاوت. ~~~~ رقص برگ های شمالی# فصل اول اتمام یافته.! فصل دوم در حال آپ...! Written by #Beth