KookV fanfic
110 stories
llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 196,396
  • WpVote
    Votes 22,673
  • WpPart
    Parts 40
قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
Love in the Fenc of Farm|Full by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 36,375
  • WpVote
    Votes 2,897
  • WpPart
    Parts 6
وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل: کوکوی🐰🐯 ژانر: امگاورس، روزمره، اسمات، امپرگ، کلاسیک خلاصه⚠️: تهیونگ امگای روستایی‌عه که بعد از رد کردن تمامی آلفا های روستاشون و گفتن اینکه "مرسی از ابراز علاقه‌ات ولی من منتظر جفت‌حقیقیمم‌..." با لبخند از کنارشون رد شده. ولی حتی تصورش رو هم نمی‌کرد که جفتش، شهردار جئون باشه! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
SCARLET | KOOKV by yor1vk
yor1vk
  • WpView
    Reads 2,211
  • WpVote
    Votes 353
  • WpPart
    Parts 13
سال ۱۹۷۸، عشق هنوز جرم بود. تهیونگ، پسر رئیس‌ جمهور، باید برای ادامه‌ی تحصیل به نیویورک میرفت تا آینده‌ ای بی‌ نقص برای خودش بسازه. اما هیچ چیز بی نقص نبود. نه شهری که زیر ظاهر پر زرق و برقش، پر از راز بود و نه مردی که قرار بود فقط هوای تهیونگ رو داشته باشه قاضی جئون جونگکوک، مردی سرد، مغرور و به طرز عجیبی وسوسه‌ برانگیز بود و تمام مرزهای اخلاقی تهیونگ رو فرو ریخت و نیویورک، بی رحمانه یه عشق رو پرورش داد.. عشقی از جنس شهوت و گناه Name : Scarlet Writer : Yori Couple : KOOKV Genre : Romance, Historical, +18
Eres Mi Media Naranja 🍊 [KV] by Maeraxaes
Maeraxaes
  • WpView
    Reads 688
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 12
اسپانیایی‌ها وقتی می‌خوان به کسی بگن که نیمه‌ی دیگه‌ و هم‌روحشونه، بهش می‌گن «تو نیمه‌ی پرتقال منی.» این سرگذشت پرتقالیه که یک نیمه‌اش در نبود پرتقال‌فروش، در کنار کلاه‌دوز موند و نیمه‌ی دیگه‌اش جنگ اسپانیا علیه فرانکوی فاشیست رو دید. پرتقالی که وقتی کامل باشه جادو رخ می‌ده؛ جادویی از جنس واقعیت، رنگ باختن امید و درد. • Vkook, Kookv • Magical Realism, Classic, War, Romance
Silence & shadow| سکوت و سایه by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 111,565
  • WpVote
    Votes 11,490
  • WpPart
    Parts 32
پایان یافته📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -کافیه یه تار مو از پسرم کم بشه تا اینجارو جوری آتیش بزنم که خداهم نفهمه جهنم واقعی کدومه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد ابر بعد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 178,141
  • WpVote
    Votes 16,360
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 124,995
  • WpVote
    Votes 9,807
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
99 Problems by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 114,635
  • WpVote
    Votes 10,966
  • WpPart
    Parts 17
جئون جونگ‌کوک نور چشمی خاندان جئون، پسری که تمامی دخترهای فامیل دنبالشن و به جز دوست صمیمیش کسی از فاک بوی بودن اون پسرِ به ظاهر نِرد اطلاعی نداره! اما چه اتفاقی قرار بود بی‌افته اگه تنها امگای نر خاندان که کسی جز یه پسر دلربا و لجباز نیست از رازش خبردار بشه؟ جانگ ۹۹ تا مشکل داشت و مثل اینکه قرار بود یکی دیگه هم بهش اضافه بشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، کمدی، اسمات، ایو
PRINCE // KOOKV ✔️ by teakookvreal
teakookvreal
  • WpView
    Reads 135,896
  • WpVote
    Votes 11,908
  • WpPart
    Parts 34
[پرنس || prince]🍻 |COMPLETE| کیم تهیونگ، انترن جوانی که به طرز عجیبی برادرش چند وقتیه ناپدید شده و اون طبق گذشته‌ای که از برادرش میدونه هر روز به کازینوها و کلاب‌های سئول سر میزنه تا بتونه ردی ازش پیدا کنه اما یه روز توسط افراد مافیایی دزدیده میشه... برشی از داستان: فصل1📍 _میخوای منو بکشی درسته؟اصلا تو دلیلی برای اون رفتار های مسخره‌ای که توی دفترت نوشتی داری؟یا فقط یه سادیسمی هستی که از کشتن آدما لذت میبره؟ جونگ‌کوک سری تکون داد و صورت خیس از اشک پسر رو با دست هاش قاب گرفت. پیشونیش رو به پیشونی پسر چسبوند و گفت: _تو...تو تمامِ منی تهیونگ؛چطور تونستی همچین فکری بکنی؟من عاشقت نیستم بلکه تو رو میپرستم پرنسس.و تو با خودت فکر کردی که من میتونم بکشمت؟ فصل2 📍 _فودوشین! تهیونگ گفت و مرد با نگاهی پرسشگر به پسر خیره شد. _فودوشین یک کلمه ژاپنیه که به معنای خنثی شدن احساسات آدمه. یعنی قلب آدم جوری میشه که دیگه نه خوشحالی رو حس میکنه و نه درد و غم رو.جونگ‌کوک؛ تو،پدرم،مادرم و هر کس دیگه ای که توی زندگیم بود چنین بلایی رو سرم آوردین! کاپل: کوکوی ژانر:انگست،اسمات،مافیا،رمنس نویسنده: #Emma دوستان این فیک متعلق به این نویسنده ی مهربونمونه که اجازه دادن داستان جذابشون داخل اکانتم بمونه😍💋 آیدی تلگرام : @M1n8ung واتپد: Emmary_kim22
One More Day by author_halazia
author_halazia
  • WpView
    Reads 7,894
  • WpVote
    Votes 1,261
  • WpPart
    Parts 12
Kookv ver. همه چیز با یک بوسه آغاز شد...