kookmin
7 cerita
با تو رنگی oleh jikooklover_iran
jikooklover_iran
  • WpView
    Dibaca 113,866
  • WpVote
    Vote 16,158
  • WpPart
    Bab 29
جیمین پسری که از زندگی بریده و جونگکوک خواننده ای که بی اعتمادی آدما رو ازش دور کرده و وقتی سرنوشت اونها رو تو یه مسیر میندازه همه چیز عوض میشه 💙کوکمین💛
MY SOULMATE? | per translation  oleh NAMMIN_IR
NAMMIN_IR
  • WpView
    Dibaca 2,388
  • WpVote
    Vote 281
  • WpPart
    Bab 2
همزاد داشتن میتونه برای بعضیا خیلی شیرین باشه،دونستن اینکه کسی میتونه بهت عشق بورزه و میتونه نگرانیاتو بفهمه،دونستن اینکه یکی هست تا همراهت زندگی کنه و تو زندگی کردن خودت تنها نیستی.برای همزاد ها نوشته شده که همدیگه رو ملاقات کنن. و کسی نمیتونه این سرنوشت مخالفت کنه میتونه؟ ولی خب فقط به حرف نیست که دردات ماله یه نفر باشه،لفظی نیست که بگی دردات رو هم یه نفر عینا احساس میکنه. هر زخمی،هر دردی، هر لحظه ای که اتفاق بیفته و به هر اندازه ای که سخت باشه به همزادت تحمیل بشه. میتونی تضمین کنی که هیچ دردی رو بهش ندی؟نه! چیکار میکنی اگه اون بهت آسیب بزنه؟ چیکار میکنی اگه بخواد خودکشی کنه؟ پارک جیمین جواب هیچ کدوم از اینا رو نمیدونه،در حالی که آسیب های زیادی رو بخاطر همزادش متحمل میشه.جونگ کوک از اینکه چه بلایی سر این پسر میاره خبر داره؟ کوکمین رمنس اسمات
Not Alone (When you are here) || Persian Translation oleh Xil_gh
Xil_gh
  • WpView
    Dibaca 34,594
  • WpVote
    Vote 4,451
  • WpPart
    Bab 10
جیمین در بدترین زمان ممکن میفهمه عاشق جونگ کوک شده وبه بدترین شکل ممکن باهاش باهاش کنار میاد. *این فیک ترجمه شده س و ورژن اصلیش تو سایت Ao3 اپ شده.اولین کار ترجمه منه پس لطفا باهام مهربون باشید:)*
𝐖𝐨𝐧𝐝𝐞𝐫 oleh btsalate
btsalate
  • WpView
    Dibaca 5,876
  • WpVote
    Vote 769
  • WpPart
    Bab 5
[ترجمه شده] "میدونی، وقتی یک نفر غمگینه، تماشا کردن غروب آفتاب رو خیلی دوست داره." -آنتوان دوسنت اگزوپری - شازده کوچولو cover : @/chimmedt in twitter writer : @/wordcouture in AO3 ( از نویسنده اجازه گرفته شده)
Begin. oleh cigarettesyoon
cigarettesyoon
  • WpView
    Dibaca 59,472
  • WpVote
    Vote 7,907
  • WpPart
    Bab 16
" جانگکوک عزیز. من متوجه زخم های روی دست هات از زیر آستین بلندت شدم. این گل های یاس رو توی آب بذار و هر روز ی خورده از اون آب به دستات ، به زخمات بزن. توی افسانه ها میگن بوی گل یاس آدم رو جادو میکنه و باعث میشه گناهانش رو ترک کنه ".
Metanoia | Kookmin + Sope oleh Asprishd
Asprishd
  • WpView
    Dibaca 92,763
  • WpVote
    Vote 16,758
  • WpPart
    Bab 36
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد. آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین... ولی زمان چی؟ Highest ranking #1 in humor Highest ranking #3 in کوکمین Highest ranking #3 in سپ
𝑱𝒊𝒎𝒊𝒏 oleh koomini13
koomini13
  • WpView
    Dibaca 153,682
  • WpVote
    Vote 19,417
  • WpPart
    Bab 46
Completed♥️🗝 بخشی از فیک: "بس کن بس کن چرا فکر میکنی سختی که تو تحمل کردی و من تحمل نکردم چرا همچین فکر مسخره ای میکنی؟ به همون اندازه ای که تو سختی کشیدی منم کشیدم ، من و ببین ! تو باعث شدی من اینجوری بشم..اینی که میبینی جلوته هیولایی که خودت از من درست کردی ..... ••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• "بازی با کلمات چیزی رو تغیییر نمیده ، قلب شکستم رو فقط با اثبات کردن دوست داشتنت میتونی ترمیم کنی" _______________________ "بیا خوده حرومزادش اومد .... "ب.کشم" جیمین به سختی گفت لبخند لرزونی زد با نفرت به چشمای اون مرد نگاه کرد هر لحظه کمبود اکسیژن بیشتر به بدنش فشار میاورد احساس خفگی بهش دست میداد پارک با دیدن پررویی جیمین بیشتر حرصش گرفت حلقه دستاش رو دور گردن پسرک تنگ تر کرد و محکمتر اون رو به سمت زمین فشرد