همه از زیبایی ماه میگن، دوربین هاشون رو در میارن و با عکس گرفتن ازش میپرستنش.ولی کسی حواسش به خورشید هست؟ اونی که بی صدا میسوزه ، میجوشه و در نهایت میمیره؛ فقط برای زنده موندن آدم هایی که حتی طاقت لحظه ای نگاه کردن بهش رو هم ندارن. شاید زیبا ترین چهره ها..دیده نشده ترین باشن.
بکهیون هیچوقت فکر نمیکرد که ممکنه تمام مسیر زندگیش به خاطر نشستن توی یه کافهی عادی و گره خوردن نگاهش به صندوقدار کافه، عوض شه.
تقدیر نقاش پارک و نویسنده بیون، فرای هر تصویر و نوشته، به هم گره خورده بود.
Season one[Completed✅]
Season two[ on going ]
•اسم:فرشتگانِ شیطان
•خلاصه:پارک چانیول تک فرزند قدرتمندترین مافیای کره و آسیا از وقتی که به دنیا اومد فهمید برای زنده موندن توی دنیای تاریکی که متولد شده برای حفاظت از خودش باید ظالم باشه و فقط با حس انتقام و تنفر خودش رو خفه کنه.بیون بکهیون پسر نوزده ساله ای که عضو نوابغ کره است،با پیدا کردن رمز اون معمای جهانی"غار"بار دیگه قرار بود به مردمش ثابت کنه که لیاقت داشتن لقب نابغه کره رو داره.روزی که قرار بود چهره این نابغه توسط رسانه ها جهانی بشه توسط گروهی به اسم "فرشتگانِ شیطان"ربوده میشه!...ولی اگه بکهیون همون فردی که همه فکر میکنن نباشه چی؟
•ژانر:خشن،اسمات،جنایی،رمنس،انگست
•کاپل:چانبک
•رده سنی:+18
•پ ن:از اون فیک هایی نیست که چان کلی به بکهیون تجاوز کنه بکهیون اخرش عاشقش بشه.همه چیزش برنامه ریزی شده و کلیشه ای نیست.به داستان اجازه بدین تا براتون هنرنمایی بکنه!
Best on
1 #exo
1 #chanbaek
1 #chanyeol
1 #baekhyun
1 #kaisoo
1 #kai
1 #do
1 #hunhan
1 #luhan
1 #sehun
1 #baek
1 #xiumin
─من و چانیول، وقتــی بـچه بودیم بهتــرین دوسـتهای هم به حسـاب مـیاومدیم. اون یه دوسـتدختـر داشــت. ولی وقتــی پدربزرگـامون خـواستـن باهـم ازدواج کنیــم، مجبـور شـد باهـاش بهـم بـزنـه؛ با دختـری که واقعـاً عاشـقـش بـود. مـن عاشــقشم اما اون نمیـدونه و برای من سخـته که بخـوام این احساساترو برای حـفظ دوسـتی ای که دیگه وجــود نداره توی ســینهام نگــه دارم.
༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Being A Park
༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: کالج، انگست، امپرگ، عاشقانه
༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کایسو
༆𝓣𝓻𝓪𝓼𝓵𝓪𝓽𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎
༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full
༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +15
🏅𝑹𝒂𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈𝒔:
1 in #چانیول
1 in #بکهیون
1 in #چانبک
1 in #بکیول
1 in #کایسو
1 in #کای
1 in #فارسی
1 in #فنفیکشن
1 in #گی
1 in #ترجمه
1 in #اکسو
1 in #انگست
1 in #lgbtq
1 in #chanbaek
1 in #Kaisoo
1 in #Kai
1 in #Baekhyun
1 in #Baekyeol
2 in #Romance
2 in #Chanyeol
2 in #Exo
2 in #mpreg
🔗ژانر:رمنس،اسمات،امپرگ
🔗کاپل:چانبک(اصلی)،هونهان،کایسو
🔗محدودیت سنی:NC+18
🔗نویسنده:#Mary
بکهیون یه پسر ۱۹ ساله اس که از وقتی گرایششو فهمید روی سردترین پسر دنیا کراش داشت
چی میشه چان بعد از ۴ سال تازه متوجه اش بشه و بخاطر منفعت و انتقام از عشق اول خودش بهش نزدیک بشه
مطمعنن اون موقع فکرشم نمیکرد دو سال بعد اون پسر لقب همسرشو بگیره و پدر بچه اش بشه
•¬کاپل: چانبک،کایسو،شیچول،هونهان، دیفن
•¬ژانر: تخیلی| ترسناک |خشونت آمیز |اسمات
•¬خلاصه:
*این داستان برگرفته از هری پاتر است*
(لازم به ذکر است این امر به معنی شباهت کامل این دو اثر به هم نیست)
اسم من بیون بکهیونِ. تنها موجود زنده ای که در طول تاریخ تونست از چنگال سایلر "زنده" فرار کنه..جادوگرِ نفرین شده ای که در دنیا به اسم "ترس" میشناختنش..
دوازده سال بعد از شب نفرین شده، شبی که خانواده ام رو برای همیشه ازم گرفت، مسیرم به دانشگاه سیتاکس باز شد. دانشگاهی برای یادگیری "علوم و فنون جادوگری"..جایی که فکر میکردم قراره دوره ای از زندگیم رو اونجا در سکوت بگذرونم ولی از بدو ورودم به مثلث برمودا و دانشگاه سیتاکس.. زندگیم تغییر کرد.
آشنایی من با "پارک چانیول"..کسی که به اسم شیطان سیتاکس میشناختنش،شروع همه ی تغییرات زندگیم بود. تغییراتی که منو مجبور به انتخاب کرد.
و انتخاب من بین درد و آسایش......
فقط "درد" بود....
Are You Ready For..
"Fear"
"Future"
and.."LOVE"..?
═ ∘♡༉∘ ═
#motaharelf137
کاپل: چانبک، کایهون، کریسهو
ژانر: ددی کینک، ازدواج، اسمات، طنز، رومنس، مدرسه
چانبک:
بکهیون یه دانش آموز درس نخون و فوق العاده شیطون که به قول خودش درس به دوتا آلبالوهای خوشگلش وصله!
دقیقا وقتی که سال آخره و قراره از شر مدرسه راحت بشه، معلمی گیرشون میاد که روی درس خوندن دانش آموزاش به شدت حساس و طبق شایعه ای که تو مدرسه پیچیده، اون همه بچه های درس نخون مدرسه رو با روش های خاص خودش، درس خون کرده!حالا چی میشه علاوه بر اینکه بکهیون به درس و مدرسه اهمیت نمی ده این معلم جذاب، معلم خصوصیش بشه و بعد یه مدتی بکهیونو مجبور به امضای قرار دادی بکنه که توش قید شده از این به بعد رابطه معملش و بکهیون یه رابطه هات ددی کینک؟!
کایهون:
سهون سه سال که عاشقانه کای رو پرستش می کنه ولی کای حسی به سهون نداره و معتقده که اون یه پسر دبیرستانی تازه به دوران رسیده اس که عشق رو با شهوت اشتباه گرفته.
کای برای تاسیس شعبه شرکت جدیدش به آمریکا میره و یه اتفاق کوچیک باعث بهم خوردن همه برنامه هاش، ورشکسته گیش و آتیش گرفتن همه سرمایه اش میشه.
پدر سهون که یکی از سرمایه گذار های اصلی شرکت کای هست، کای رو مجبور به ازدواج اجباری با سهون می کنه.
ممکنه وقتی که باهم ازدواج می کنن کای عاشق سهون بشه یا طبق شرط ازدواجشون هر وقت که سهون بخواد باید از