We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
memol_vkook's Reading List
200 stories
Golden Captain  by Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    Reads 38,305
  • WpVote
    Votes 2,817
  • WpPart
    Parts 25
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
ᴡᴏᴍʙ | ᴋᴏᴏᴋᴠ✔️ by ArshiyaOpa_KOOKV
ArshiyaOpa_KOOKV
  • WpView
    Reads 69,358
  • WpVote
    Votes 6,530
  • WpPart
    Parts 13
{ رَحِــم } 5 سـال زنـدگـے، 5 سـال عـشـق بـا خـیانـت بـہ پـایـان رسیـد. پسـرے ڪـہ بـراـے عـشـقـش بـہ خـودشـ آسـیـب زد، پسرے ڪـہ از خـودش گـذشـت تـا آرزوے عـشـقـش بـہ حقـیقـت بـپیـونـده. چـطـور قـرار بـود بـاور ڪنـہ ڪـہ دیـگـہ عـشـقـے در کـار نبـود؟ چـطـور بـایـد قـبـول مـےکـرد ڪـہ حـال فـقـط عـشـق یـکـ طـرفـہ خـود، مـانـده بـاشـد؟ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴋᴏᴏᴋᴠ _ ɴᴀᴍᴊɪɴ _ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ ɢᴇɴʀᴇ : ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ _ ᴀɴɢꜱᴛ _ ᴍ'ᴘᴇʀɢ ᴀᴜᴛʜᴏʀ : ᴏᴘᴀ ᴜᴘ : ꜱᴀᴛᴜʀᴅᴀʏ/ᴡᴇᴅɴᴇꜱᴅᴀʏ { 1401/6/30_ 1401/10/19} 🔞{به گروه سنی دقت کنید و لذت ببرید}🔞
Cosmarina by CometStarOcean
CometStarOcean
  • WpView
    Reads 17,705
  • WpVote
    Votes 1,414
  • WpPart
    Parts 24
🔺توجه! این فیکشن فاقد هر محتوایی نظیر تجاوز، خیانت، پدوفیلیا‌ و روابط محارم‌ می‌باشد. با خیال راحت مطالعه کنید.🙂‍↕️🎀 خلاصه: در دلِ جنگ جهانی، جایی که شهرها زیر دود نفس می‌کشند، دو سرنوشت به هم گره می‌خورند؛ پیوندی ناامن و بی‌نام که با گذر زمان عمیق‌تر می‌شود. در جهانی که دست‌های پشت پرده برای جدایی‌شان می‌جنگند، «ماندن» به خطرناک‌ترین انتخاب ممکن بدل می‌شود. کازمارینا روایتِ آدم‌هایی‌ست که برای هم می‌میرند، پیش از آن‌که اجازه داشته باشند برای هم زندگی کنند؛ داستانِ دود، سکوت، و پیوندی که حتی جنگ هم نمی‌تواند به‌سادگی از هم بگسلد.🌊🤍✨ 🌙🍃 -بهای لب‌هات چقدره، جونگ‌کوک؟ پسر کوچک‌تر برای ثانیه‌ای نفس کشیدن رو از یاد برد. چه اتفاقی در طول یک شبانه‌روز برای اون مرد افتاده بود؟ -هوم؟ بهم بگو بهای بوسیدن لب‌هات چیه؟ +به دست آوردنِ قلبت. -قلبم رو می‌خوای؟ جونم رو بهت میدم! +فراموش کردی هیونگی؟ جونت، منم! قلبت رو بهم بده تا جونت رو بهت ببخشم.
𝗣𝗼𝗶𝘀𝗼𝗻 𝗞𝗶𝘀𝘀║𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by Iyeseulkim2000
Iyeseulkim2000
  • WpView
    Reads 94,212
  • WpVote
    Votes 18,837
  • WpPart
    Parts 62
بوسه ی سمی (کامل شده)🩸🍷 خون پسرک آنقدر دلچسب بود که می توانست تا آخرین قطره جانش بنوشد و مثل باقی شکارهایش رها کند تا بمیرد ولی فلز سرد و سوزنده ای به لب پایینش خورد و تلخی مزه اش را حتی نچشیده حس کرد. نقره؟ زنجیر نقره؟ لحظه ای فقط سرش را عقب برد و زنجیر را قاپید. کشید و کند تا کناری پرت کند و به کارش ادامه بدهد که با دیدن صلیب کوچک آویزان بر رویش وحشت کرد. همان یک گاز و یک مکش! مردک وحشی مدالش را از گردنش کند و عقب دوید و او که هم از ترس هم از درد و ضعف توان ایستادن نداشت پای دیوار افتاد. متجاوز عقب عقب رفت و در تاریکی گم شد. یعنی خواسته اش آن زنجیر ساده و ارزان بود یا با دیدن صلیب از تجاوز کردن به او منصرف شده بود؟ اما نه این شروع تجاوز احتمالی نبود که...با ترس دست به زخم گردنش کشید و نوک انگشتانش را در آن تاریکی آزار دهنده نگاه کرد. خون؟! ─── ・ 。゚⊛: *.🩸.* :⊛゚。・─── ⋮🩸🍷𝗙𝗶𝗰 𝗡𝗮𝗺𝗲 ⇒ بوسه ی سمی ⋮🩸🍷𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲𝘀 ⇒ کوکوی، سپ، یونمین ⋮🩸🍷𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀 ⇒ سوپرنچرال، خون آشامی، اسمات، خشن ⋮🩸🍷𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 ⇒ امی وسترن (@theamywestern) ⋮🩸🍷𝗘𝗱𝗶𝘁𝗼𝗿 ⇒ یسول کیم ⋮🩸🍷𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁 & 𝗘𝗻𝗱 𝗗𝗮𝘁𝗲 ⇒ 24 Oct 2020 ~ 21 Sep 2022
بوک های کامل شده تهکوک by myyouart
myyouart
  • WpView
    Reads 220,531
  • WpVote
    Votes 3,156
  • WpPart
    Parts 50
مجموعه جمع آوری شده فیک های کامل شده تهکوک دوستان توجه کنید من نقد نمیکنم قراره اینجا بوک هایی در ژانر های مختلف که از نظر بنده واقعا ارزش خوندن و وقت گذاشتن واسشون رو دارن بهتون معرفی کنم
𝓕𝓸𝓻𝓬𝓮𝓭 𝓓𝓪𝓭𝓭𝓲𝓮𝓼 by Evergreen-princess
Evergreen-princess
  • WpView
    Reads 150,584
  • WpVote
    Votes 12,613
  • WpPart
    Parts 22
نامجون و جین، دوتا مافیای خطرناکن که یه روز دستور دزدی یه پسربچه رو دریافت میکنن. غافل از اینکه...... ژانر: مافیا، فلاف، امپرگ کاپل: کوکوی، نامجین، یونمین
Help, Bodyguard! (KookV) by NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Reads 206,115
  • WpVote
    Votes 24,573
  • WpPart
    Parts 33
[ اِنیگما وقتی قرارداد محافظت از کیم تهیونگِ 18 ساله رو با خون امضا کرد، انتظار دیدن یک امگای تخس و هورنی رو نداشت که از سیاست، فقط اسمش رو داخل اخبار شنیده بود. ] دراما/ اسمات/ اِنیگما x امگا کاپل : کوکوی/ کمی یونمین
Power couple | زوج قدرت  by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 179,026
  • WpVote
    Votes 14,848
  • WpPart
    Parts 37
معمایی | اکشن | پلیسی | عاشقانه | اسمات زندگی آرومِ پرفسور کیم تهیونگِ پر آوازه و موفق، با ورود پسر عمه‌ای که از هفت سالگی ناپدید شده بود، زیرو رو میشه... _تو شبیهِ یه جگوار سیاهِ وحشی و زخمی‌ای جونگکوک، که هنوزم زیبا و جذاب و نفس گیره... ♦️تمام شده Vkook Shimara ⛔️
KAIZEN | VKOOK  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 41,380
  • WpVote
    Votes 5,389
  • WpPart
    Parts 30
وضعیت: فصل یک کامل شده✓ ☆'Summary: اکثر داستانها با پدید اومدن عشق، به پایان می‌رسن. پایان بعضی‌ها آرام و راضی‌کننده‌است و در بعضی یک پایان تلخ، می‌تونه تنها نقطه‌ی آخرِ یک سرگذشت باشه! خط اول داستانِ ما از یک پایان نشات گرفت. پایانی که آمیخته به یک زندگی مشترکِ بی‌روح بود و عشق سردرگم تر از همیشه، دنبال راهی برای نجات از چنگالِ مرگ می‌گشت؛ فرمانده جئون و رئیس کیم، دو مامورِ خبره از NIS که ده‌سال از زندگی مشترکشون می‌گذره و اتفاق تلخی باعث شده تا عشقِ بینشون کم‌کم به نفرت و لجبازی رنگ ببازه! «اون دست ها دیگه به من برنگشتن رئیس. تو اون روز باعث مرگ سه نفر شدی، تو! سه تا قلبو کشتی... من، کایزن و خودت که قلبِ من بودی.» 𓂃🥀៹✦ 'Couple: VKook, wlw [Lesbian] 'Genre: Political, Romance, Angst, Action, Smut 'Writer: Dmitri Ranking 1: 🏅Angst 🏅political 🏅Crime