saRinbow
- Reads 3,396
- Votes 633
- Parts 10
بی توجه به اطراف تو خیابونا قدم میزد و عکاسی میکرد...
دیدن رودخانه هان اونم تو یه شب سرد زمستونی عالی بود مخصوصا برای عکاس با استعدا کره جئون جانگ کوک...
*************************************
سعی میکرد هرچه سریعتر قدم برداره تا به خونه برسه....اما یهو به یکی برخورد کرد..
+اخخ....مگه..نمی...
با دیدن شخص رو به روش حرفش نصفه موند..
+ا...افسر...کیم؟
#vkook
#boy×boy
ژانر=اسمات/رمنس/انگست
روزای اپ=چهارشنبه ها