_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟
_مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊
خلاصه:
مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن...
طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها...
اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟
چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟
داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️
نویسنده: Sylvie 🌱
ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔
پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
🔛خلاصه:
«یه داستان کلیشه ای که هممون ازش خوشمون میاد.»
سلام! اسم من جان جانگکوک هست. 16 سالمه و وقتی 9 سالم بود تمام خانواده ام توی یه سقوط وحشتناک هواپیما به همراه حدود 100 نفر دیگه مُردن. من در طول سفری که همه ی خونواده داشتن به دوست پسر 18 ساله ی عمه ام سپرده شده بودم و وقتی خبرِ فوت تمام اعضای خانواده به اون پسر بیچاره رسید به پلیس مراجعه کرد و دادگاه با درخواستی که خودش داد حضانت منو به همون پسر یعنی «کیم تهیونگ»ِ 18 ساله که تازه به سن قانونی رسیده بود واگذار کرد.
🔥FANFIC : my godfather !
🔰Fandom: BTS
🌈couple : vkook
🌙author: @alingim
Best rankings🏅:
Kookie🏅10 - 21 sep
Vkook🏅44 - 21 sep
Jungkook🏅52 - 21 sep
Taehyung 🏅54 - 21 sep
BTS 🏅 74 - 21 sep
Persian 🏅163 - 21 sep
[کامل شده! ]
(تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه)
_اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که
پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن.
واقعا یه چیز نسبیه...
⚠️#1in Vkook
⚠️#1in Taekook
⚠️#1in Omegaverse
⚠️#1in Rm
⚠️#1in Suga
⚠️#1in Btsfanfic
⚠️#1in BTS
جانگکوک فکر میکرد نگرانی های دوست پسرش برای مبارزه اون شب مثل همیشس اما وقتی وارد رینگ شد فهمید اون اخطار ها بی دلیل نبودن...
_________
وانشات ویکوک با اسانس یونمینD:
همراه کمی صحنه های اسمات😓🔞
[ COMPLETED ]✔️
✨خلاصه:
کیم تهیونگ پسری هجده ساله است که به دنبال کشتن خودشه. با عوض کردن محل زندگیشون، تهیونگ با تفکر اینکه میتونه بالاخره از این زندگی خلاص شه، به دنبال جایی برای کشتن خودش در خونه جدید میگرده؛ اما به طور اتفاقی در مخفیای رو پیدا میکنه که...
• ────── ✾ ────── •
_"برای اینکه بهم برسیم هیچ راهی جز جدایی نداریم تهیونگ؛ هیچ راهی. قول میدم زود برگردم و قول بده فراموشم کنی."
_"من شجاعت دوست داشتنتو پیدا کردم؛ این راه نیست؟!"
+"نه تهیونگ. تا وقتی اونا اون بیرونن و ما این تو و تا وقتی تو توی این دنیا باشی... هیچ راهی نیست. باید بری قبل از اینکه پیدات کنن. نمیخوام کسی که دوستش دارم رو جلوی چشمهام از بین ببرند."
• ────── ✾ ────── •
🌗نام فیک: دنیای جدید
🌗کاپل: کوکوی
🌗ژانر: تخیلی /کمی طنز/ عاشقانه
🌗تعداد پارت: 7
🌗نویسنده: R_venus✨
• ────── ✾ ────── •
امیدوارم لذت ببرید 💞
• ────── ✾ ────── •
🌗Best ranking:
#2 تخیلی
#3 تخیلی
complete
•¬کاپل: کایسو | هونهان
•¬ژانر: فانتزی | تخیلی | اومگاورس | انگست | هپی اند
•¬خلاصه: مادرم وقتی حامله شد می دونست یه گرگ قدرتمند رو درون خودش پرورش می ده و بابا میگفت توله اش قراره الفایی قدرتمند تر از پدر و مادرش بشه. حتی گاهی تو خلوت با خودش فکر میکرد شاید پسرش آلفای قرمز بشه. کسی چه می دونست.
نه ماه رویاهای شیرین خانواده ام با تولد من حباب شد. یه توله گرگ خاکستری متولد شد. یه اومگا مذکر... من.... دو کیونگسو.
═ ∘♡༉∘ ═
#Nemo