○◦واقعا گاهی خیلی زود دیر میشه، این یه جملهی کلیشهای برای تیترِ جنجالیِ یه روزنامه نیست، حداقل سهون الان این رو خیلی خوب درک میکنه، اما انگار دنیا بیرحم تر از اون چیزیه که براش صبر کنه.
。◦ ژانر:
رومنس ⸜ انگست ⸜ سَداِند
تمام دنیای اوه سهون، خلاصه شده توی یه اسم.
اوه ههوون. تنها دخترش که بینهایت دوستش داره.
سهون حاضره هر کاری برای دخترش انجام بده، حتی وحشتناکترینشون.
پس... گیر آوردن قلب یه گومیهو که چیزی نیست. برای ههوون، هر چیزی باشه. حتی شکافتن سینهی کیم جونمیون برای درآوردن قلبش.
ولی... واقعا اینبار میتونه انجامش بده؟
●●●
های!
یه داستان جدید اینجاست.
در نظر داشته باشید که من برای نوشتن این فیک، داستانهای فانتزی مختلفی رو خوندم ولی بعضی چیزا هم اصلا توی داستانها نیست و خودم اضافه کردم.
و اینکه صرفا از اسم شخصیتها برای داستان استفاده شده و نشون دهنده خود واقعی افراد نیست.
توی این فیک از ساز ههگوم گفته شده، من از آثار خانوم شین نال سه (Shin Nal Sae) استفاده کردم که میتونید اسم ترکها رو سرچ کنین و بشنوین. واقعا موسیقی قشنگیه.
امیدوارم این فیکشن رو دوست داشته باشید.
بریم سراغ جونمیون، سهون و ههوون داستان.
The Curse Of Immortality|نفرین جاودانگی
خلاصه:
سالهای سال دو امپراطوری به نام والیا و آرکادیا در همسایگی هم وجود داشتن اما مردم والیا از وجود امپراطوری دیگه کاملا بیخبر بودند. چون آرکادیا توسط جادوی سیاه از دید انسانها مخفی شده بود.
آرکادیا رازی بزرگ داشت که بالاخره روزی با وارد شدن متجاوزی از خاک والیا به سرزمینش برای دیگران فاش شد، مردم آرکادیا جاودان بودند و هرگز نمیمردند!
متجاوزی که از والیا وارد ارکادیا شده بود تاجگذاری شاهزاده جونگین رو خراب کرد و به واسطهی این اتفاق جنگی بزرگ بین دو امپراطوری جاودان و غیرجاودان آغاز شد.
اما آیا این جنگ بیهوده نبود؟ آیا جاودانهها همیشه برنده نمیشدند؟ شاهزاده جونگین داشت چیزی رو از مردم پنهان میکرد، آن هم اینکه جاودانگی ساکنین آرکادیا در خطر بود و جونگین مجبور بود با والیا متحد بشه تا به این جنگ رو هر چه سریعتر پایان بده.
ژانر فیک: فانتزی، تاریخی، تخیلی
کاپلهای اصلی: کایسو چانبک، هونهو
کاپل فرعی: سکای
اگه، اگه، اگه بتونم واقعا زمان رو نگه دارم، دوست داشتنت رو برای من آسونتر میکنه؟
چون خودتم میدونی من هنوزم جلوت خجالتیام، انقدر بده که داره میکشدتم...
و نمیتونم حس دیگه داشته باشم مگر اینکه، ما داریم توی دور آهسته حرکت میکنیم.
-Slow Motion [With Jennie]
●●●
این رو قبل این آهنگ نوشتم، ولی... با شنیدن اسلوموشن، یاد سناریوی این وانشات میوفتم. دوستش داشته باشید! عیدتون مبارک!
تکیه زدن
(Complete)
نویسنده:Changdeol
مترجم:Tania kh
مینی فیک کاپلی:هونهو
ژانر:درام،عاشقانه،زندگی روزمره،انگست
توضیحات:
جونمیون شاید از دنیا دست کشیده ولی دنیا هنوز هم نمیخواد ازش دست بکشه.دنیا به این آسونی ازش ناامید نمیشه...
این مینی فیک بعد از گوش کردن به آهنگ LayBack به ذهن نویسنده اومده.
امیدوارم شما هم مثل من از خوندنش لذت ببرید.
نقاش؛ پسر واعظ اعظم کلیسای سنت مارتينز یه کاتوليک معتقد بود.
دور از عقل و منطق بود اگه کسی میگفت اونو بین صدها بوم نقاشی شده با تصویر بدن عریان و خونی پسر دیوانه همسایه دیده.
هونهو
دارک رمنس، روانشناسی، انگست،🔞
2022 November- 2024 May
بلند شد و عقب رفت، قرار نبود جواب مثبتی بگیره...
_ بهم اجازه بده ثابت کنم پشیمونم...
_ نمیتونی...
نگاهشو به سوهو داد که بی رحمانه بهش زل زده بود، باید بیخیال میشد؟! محال بود... نفسی عمیقی کشید و با اطمینان زمزمه کرد:
_ میتونم...
_ اگر حرفات تموم شد برو...
ضربه های سوهو چه جسمی چه روحی درد داشت، درو باز کرد و بیرون رفت، قرار نبود تسلیم شه... برمیگشت... دوباره برای از بین رفتن این نفرت تلاش میکرد.
°●°●°●°●°●°●°●°●°●°●°
در حالی که با جسم پر از خونش کف زمین سرد و تاریک افتاده بود، دست لرزونش رو بالا آورد و سمت پسرک دراز کرد:
_ این ینی تونستم کاری کنم فراموش کنی؟
صدای تحلیل رفتهاش چشماش رو خیس کرد:
_ تونستی....
_ تونستیم دلتو بدست بیاریم؟
سرشو محکم بالا پایین کرد و دست خونیاش رو بین دستاش گرفت.
_تونستید...
🌀فیک: سهرگه
🌀کاپل: چانهو، کایهو، هونهو (فورسام)
🌀ژانر: خوناشام، جن، امگاورس، انگست، رمنس، فلاف، اسمات، امپرگ، فورسام
🌀تایم آپ: هفتهای یک پارت
🌀نویسنده: حناساطی
🌀وضعیت: در حال آپ
🌀هپیاند
صفحهای کم و بیش خالی بود
نقاشی شد
تکه تکه شد
و گم شد
پازلی وجود داشت تا کنار هم قرار بگیرند.. تا هر قسمت نقشی را بازی کنند که سازنده برای آنها رقم زده بود
جایی قرار بگیرند که بازیکن درخواست کرده بود..
پازل توسط کسی ساخته شده و هیچکس سازندهاش را نمیافت
کی،چگونه، و چرا؟؟؟
ماه پشت ابر چه کسی بود؟
•کاپلها: هونهو،کایسو(با حضور افتخاری "ایم جین آه" و "جی چانگووک")
•ژانر: معمایی،اکشن،مافیایی،انگست
•پارت: -
•درحال آپ
▪︎نویسنده: آسو
نامفیک: غریبهدوستداشتنیمن
کاپل: هونهو_کایسو
نویسنده: kim.cotton
ژانر: تاریخی/رمنس/اسمات
زمان آپ: نامعلوم
خلاصه داستان :
در یک روز خوش آب و هوای پاییزی، شاهزاده سهون، پسر دوم خاندان سلطنتی به قصد شک ار و تفریح قصر رو ترک میکنه.
و زمانی که به قصر برمیگرده، فرد غریبهی بیهوشی رو در آغوش گرفته و به گوش امپاطور میرسه که پسر دومش، اون فرد غریبه رو از رودخانه ای که در نزدیکی مرز بوده پیدا کرده.
و زمانی که اون پسر غریبه بهوش میاد، برخلاف انتظار زیاد شاهزاده سهون برای بهبود کاملش، حافظش رو از دست میده...