Larry^^💍💙
15 story
let's dream about those ocean eyes(L.S)(completed) بقلم regularkiana
regularkiana
  • WpView
    مقروء 82,960
  • WpVote
    صوت 14,061
  • WpPart
    أجزاء 61
[ Compelted ] ریون: من دوست دختر اونم تو کی هستی تامیلینسون؟ . عاشقانه ی شکست خورده ی هری و لویی... هری و لویی که هنوز منتظر یک اتفاق هستن که به هم دیگه برگردن وضعیت:پایان یافته AU! Highest ranking:#1larrystylinson #1styles #1 tomlinson
+13 أكثر
My Hero Daddy بقلم tinash_xx
tinash_xx
  • WpView
    مقروء 544,289
  • WpVote
    صوت 52,033
  • WpPart
    أجزاء 105
Kitten & Daddy😻🙇 -دوستت دارم به اندازه بزرگترین اشتباهم ******
Force And Hate(L.S/BDSM) بقلم nitara70
nitara70
  • WpView
    مقروء 684,452
  • WpVote
    صوت 53,404
  • WpPart
    أجزاء 87
هری لبای خشکش رو از هم باز کرد ولی صدایی ازشون خارج نشد.لویی گفت من یه قرارداد نوشتم تو اونو امضا میکنی و بعد منم اجازه میدم بهت غذا بدن و بعدشم میتونی بخوابی.نظرت چیه فرفری؟ هری دندوناش رو از خشم روی هم فشار داد.
+10 أكثر
Just Hold On(completed) بقلم eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    مقروء 448,439
  • WpVote
    صوت 51,126
  • WpPart
    أجزاء 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
MR STYLES ( l.s persain translation) بقلم ff_translation
ff_translation
  • WpView
    مقروء 205,343
  • WpVote
    صوت 27,577
  • WpPart
    أجزاء 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
Bʟᴀᴄᴋ ʟᴇᴀᴅᴇʀ [L.S](z.m){omega.vrs} C.O.M.P.E.L.E.T  بقلم louisIsAFucker
louisIsAFucker
  • WpView
    مقروء 71,497
  • WpVote
    صوت 10,567
  • WpPart
    أجزاء 31
به سفیدی نور در میان تاریکی ها.... ............................................ّ...................................... هری با لویی دوست میشه همون گرگینه ای که هری رو از دست اون متجاوز نجات داد. . .C.O.M.P.E.L.E.T
12 (l.s)(z.m) -Complete- بقلم toovic
toovic
  • WpView
    مقروء 249,431
  • WpVote
    صوت 44,178
  • WpPart
    أجزاء 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
+11 أكثر
Got The Sunshines On My Shoulders  بقلم larents_iranff
larents_iranff
  • WpView
    مقروء 2,407
  • WpVote
    صوت 244
  • WpPart
    أجزاء 4
هرى استايلز، هرچيزى كه تو زندگيش آرزوش رو داشته به دست اورده - تا وقتى كه مجبور ميشه با گذشته اى كه پنج سال ازش فرار ميكرده، روبه رو بشه. [برگرفته از فيلم sweet home alabama]
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) بقلم PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    مقروء 139,050
  • WpVote
    صوت 30,067
  • WpPart
    أجزاء 52
[Completed] پنج سال پیش، هری استایلز برای تبدیل شدن به یک خواننده و هنرمند، زادگاهش رو ترک کرد. هری به اون چه که پشت سرش به جا گذاشت توجه زیادی نکرد- یک زندگی، یک خانواده، و یک همسر... کسی که روزی از خواب بیدار شد و فهمید هری ترکش کرده. و حالا، هری همه چیز داشت: پولدار و معروف بود و همه ستایشش می کردند، از جمله دوست پسرش. اما وقتی حرف جدی شدن رابطه به میان اومد، هری مجبور شد با تمام واقعیت های ناراحت کننده ی گذشته اش رو به رو بشه - و لویی. کسی بود که تمام برگه های طلاقی که هری در طي پنج سال گذشته براش فرستاده بود رو پس فرستاد. ------ H a p p y E n d i n g ------ Written by: @Hattalove (AO3) Translated by: Persian Gay Vodka Team
EXPERIMENT (L.s) بقلم story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    مقروء 325,811
  • WpVote
    صوت 45,516
  • WpPart
    أجزاء 75
تنها گذاشتن فقط کاره یک انسان است.....اما من که انسان نیستم.....پس اینو تا آخرین روزی که نفس میکشی با خودت تکرار کن " من هیچ وقت تنهات نمیزارم". Finished✅✅ _________________ #experiment1#