about_armi's Reading List
114 histórias
𝙒𝙤𝙪𝙣𝙙𝙚𝙙 𝙃𝙚𝙖𝙧𝙩𝙨 de setexolove
setexolove
  • WpView
    Leituras 77
  • WpVote
    Votos 13
  • WpPart
    Capítulos 1
✩𝙒𝙤𝙪𝙣𝙙𝙚𝙙 𝙃𝙚𝙖𝙧𝙩𝙨✩ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance | angst 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: #Chanbaek #oneshot #Wounded_Hearts ✩✩✩✩✩✩✩ ❥ بین قرص‌ها، حمله‌ها و دلتنگی های تموم نشدنی. بین هجوم خاطره هاش.. صدایی هنوز توی گوشش زمزمه می‌کرد: "اگه قراره درد بکشی، حداقل زنده بمون."
🎼#𝑫𝒊𝒆𝒔𝒆🎼 de Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Leituras 54,375
  • WpVote
    Votos 11,750
  • WpPart
    Capítulos 37
🎻پایان یافته🎻 اجازه بده من "دیز" صدای تو بشم و صدات رو اونقدر بلند به گوش همه‌اشون برسونم که دیگه حتی شجاعت نادیده گرفتنت رو نداشته باشن. 🎼✨🎼✨🎼✨🎼 فیک: دیز روز‌های آپ: یک پارت در هفته کاپل: چانبک ژانر: رمنس_انگست_درام_معمایی_اسمات
Fudoshin ( Hyunlix , seungin ) de tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Leituras 152,219
  • WpVote
    Votos 14,922
  • WpPart
    Capítulos 54
داستانی از هیونجین ، نقاشی که بعد از عمل پیوند قلب مادرش به لی فلیکس، نویسنده دورگه ای که درسشو ول کرده بود زندگی براش روی دیگه ای از خودشو نشون میده و چی میشه اگه این‌ بین اتفاقاتی بیوفته که همه چی رو تغییر بده؟! « - بهم گفتی فودوشین، این یعنی چی؟! هیونجین به چهره خنثی پسر کناریش زل زد، زیادی زیبا بود: - اول بهم بگو الان چه احساسی داری؟! - منظورت چیه؟! انگشت های کشیدشو بین انگشت های کوچیک فلیکس قفل کردو گفت: - منظوری ندارم فقط احساستو بهم بگو فلیکس به دست های قفل شدشون زل زد و بعد از مکثی ادامه داد: - خوشحالم اما کمی هم میترسم لبخند لبای هیونجین از چشمای فلیکس دور نموند: - فودوشین یعنی همین! نگاه کنجکاو فلیکسو که دید ادامه داد: - من نمیتونستم از چشمات بخونم چه حسی داری چون نشونش نمیدی اما خوشحالی و داری اینو پنهان میکنی، مامانم بهم گفته بود فودوشین به کسایی میگن که علی رغم احساساتی که تجربه میکنن اونو از بقیه پنهان میکنن؛و تو لی فلیکس...تو فودوشین منی!»
Cherry Red~ Chanbaek~ Completed de IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Leituras 3,289
  • WpVote
    Votos 654
  • WpPart
    Capítulos 7
"بهت گفته بودم من عاشق رنگ قرمزم؟ ولی همه چی عوض شد وقتی تو اونجوری بهش نگاه کردی. یهویی انگار دلم میخواست برم تمام گیلاسای دنیا رو به خاطرت رنگ بزنم که مبادا چشمت بهش بیوفته" ______ هیچوقت ادمهایی که از یک رنگ به خصوص متنفر بودند رو درک نمیکرد تا وقتی که اون پیام روی گوشی همسرش ظاهر شد و هیچوقت دلبسته ی هیچ رایحه ای نشده بود تا وقتی که عطر لیموی تازه به مشامش خورد. بعد از اون بیون بکهیون یه مرد عادی نبود، اون مردی بود که در آستانه ی طلاق، لیمویی ترین پسر دنیا رو ملاقات کرد. ____ Cherry Red Genere: Melodrama, Agegap
LoveTime de VilliEPaRk
VilliEPaRk
  • WpView
    Leituras 16,508
  • WpVote
    Votos 1,780
  • WpPart
    Capítulos 30
هیونجین، دانش‌آموز انتقالی، جای خالی کنار فلیکس را می‌بیند و فکر نمی‌کند همین دیدار کوتاه، با کشمکش‌های بچگانه، نخستین قدم‌ها برای دوستی‌ای آرام و غیرمنتظره شود. « یه راه داره که شاید مامان بابام راضی بشن که باهات بیام بیرون.. امم...مگر این که بهشون بگم تو دوست پسرمی! » هیونجین رنگش پرید و با چشمای درشت به فلیکس نگاه کرد « تو... تو الان چی گفتی؟ » Couple : Hyunlix Genre : Romantic, Dram, High school, Slice of Life Writer : ViOleT
The Gate: 𝗕𝗿𝗲𝗮𝗸𝗮𝘄𝗮𝘆 | Hyunlix de Noctsin
Noctsin
  • WpView
    Leituras 13,642
  • WpVote
    Votos 1,136
  • WpPart
    Capítulos 24
دریچه‌: «جدا شده» پسری که بعد از کشته‌ شدن دوست‌دخترش به شغل سابقش برمی‌گرده و مأمور گردآوری و جاسوسی اطلاعات برای یه شرکت مرموز می‌شه تا انتقامش رو بگیره. در طرف دیگه، پسرِ رئیس شرکت رقیب که دنبال جواب برای معمای قتل مادرشه. در حالی که هر دو در خلسه‌ی فراق به سر می‌برن، دیری نمی‌گذره که می‌فهمن اتفاقات اخیر زندگیشون تیکه‌هایی از یک پازل‌ بوده که همدیگه رو تکمیل و اونا رو وا خواهد داشت تا سؤال کنن: "بهای دونستن حقیقت‌ها چیه؟" * * _"اگه باور داری فقط یه بار اتفاق می‌افته، خوش به حال کسی که تو قراره کلمه‌ی عشق رو متعلق‌ش بدونی" _"خوش به حالت..." * * _"من و تو از یه جا زخمی شدیم، حتی نمی‌دونم می‌تونیم همدیگه رو خوب کنیم یا قراره بیشتر مسموم بشیم؛ ولی تو بی‌رحم‌ترین، همزمان قشنگ‌ترین جنگی می‌شی که من نمی‌تونم پیروزش بشم..." Genre: معمایی- رمنس- اکشن- انگست- ماجراجویی- جنایی- اسمات Couple: Hyunlix - ?
عطر بلوبری Blueberry Perfume  de miss_Anisa
miss_Anisa
  • WpView
    Leituras 1,761
  • WpVote
    Votos 279
  • WpPart
    Capítulos 6
•~اسم: blueberry Perfume •~کاپل: Hyunlix (𝗌𝗍𝗋𝖺𝗒𝗄𝗂𝖽𝗌) •~ژانر : 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, Angst, Romance, 𝗌𝗆𝗎𝗍 •~مقدمه: فلیکس اونجا بود... برگشته بود تا اون چه در گذشته رخ داده رو برای خودش درست کنه. اومده بود تا گذشته تلخش با چانگبین رو برای خودش جبران کنه اما فکرش رو هم نمی‌کرد وارد جدال عشق بشه.
My bloodthirsty king de SABAHAGHNEGAHDAR
SABAHAGHNEGAHDAR
  • WpView
    Leituras 1,623
  • WpVote
    Votos 200
  • WpPart
    Capítulos 8
Kapell:hyunlix Genre:Horror,Angst,Fluff,smut,Romance,vampire فلیکس پسر ارومی بود و قلب پاکی داشت ولی بعضی وقتا اون روی شیطونش رو نشون میداد که کسی نمیتونست متوجه بشه توی سرش چه افکاری درحال گذر کردن بجز اینکه بشینن و منتظر نتیجه اعمالش بشن از وقتی که توی سن کم یتیم شد توی کلیسا زندگی میکرد و خودش رو با خوندن کتاب مقدس و یاد گیری قوانین دین مسیح و پاکی روح و گرامی داشتن و اعتقاد به خداوند گرم میکرد، یه جورایی این روند براش کسل کننده شده بود حالا چی میشد اگه یکم شیطنت میکرد و به سراغ کتاب ممنوعه میرفت و میخوندش؟
Hidden Curtains de PonHoo
PonHoo
  • WpView
    Leituras 4,961
  • WpVote
    Votos 627
  • WpPart
    Capítulos 14
_"لی‌فلیکس، از کی توجهت از روم کنار رفت؟ از کی دیگه نگاه‌هات بهم عاشقانه نبود؟ از کی انقدر فاصله بین قلب‌هامون افتاد‌؟ نمی‌دونم. حتی یادم نیست از کی شروع شد. اصلا سر چی شروع شد؟ من که همه‌ی حرف‌هام رو صد بار توی مغزم بالا و پایین می‌کردم تا به اشتباه ناراحتت نکنم. پس چیشد؟ یادمه قرار بود هیچ وقت دست‌های همدیگه رو رها نکنیم. مدتیه دست‌هام از نبودنت سرد شدن. کبود شدن. دیگه حس ندارن. لطفا برگرد. بزار برای آخرین بار بوی داشتنت رو استشمام کنم." _reallife _hyunlix _minsung