liliasomi's Reading List
92 stories
🐾Don't Blame Me 🐾 by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 22,151
  • WpVote
    Votes 3,770
  • WpPart
    Parts 49
✅️Completed 🐾 Don't blame me {!من رو سرزنش نکن}🐾 ژانر✔️ : رمنس ، خانوادگی ، کمی طنز ، معمایی ، اسمات ، امپرگ ، امگاورس ، ومپایر، روزمره ، روانشناسی کاپل ها✔️ : چانبک، ویمین و ... *************************تکه ای از فیک _اون پسره رو دوست داری؟ هوم؟ اره؟ فقط کافیه بهم... +نه یورا این طور نیست ... مگه نشنیدی اون اشغال بهش گفت هرزه ... _اگه این چیزیه که میخوای باشه نگو ... مثه خیلی چیزای دیگه که تو خودت میریزی و به کسی نمیگی... منم تظاهر میکنم قانع شدم ولی اگه برای بچه ها اتفاقی بیفته هیچوقت نمیبخشمت ... حالا میخواد بخاطر یه متجاوز باشه یا یه هرزه ... ...........................................................
PINK SIN by nehanexoll
nehanexoll
  • WpView
    Reads 39,502
  • WpVote
    Votes 7,537
  • WpPart
    Parts 42
عنوان فیک:گناه صورتی _pink sin کاپل ها:چانبک_هونهان ژانر: رمنس_اسمات_ددی کینگ_ فلاف نویسنده: نیهان خلاصه چانبک: زندگی بکهیون درست از روزی بهم ریخت که دکتر پارک چانیول، با مادرش ازدواج کرد. مرد ۳۶ ساله مرموزی که بکهیون ازش متنفر بود. اما چی میشه اگه این تنفر به احساس ممنوعه‌ای تبدیل بشه که ریشش به بیست سال پیش برمیگرده. _ این انتقامه یا عشق؟ دکتر پارک؟ _ این فقط یه تاوانه ۲۰ سالست بکهیون. تاوانی که دلیل زندانی شدن تو توی دستای منه. خلاصه هونهان: لوهان بهترین معلم مدرسه خصوصی بیول توی سئول بود . اون آدم آروم و صبوری بود و زیاد با کسی صمیمی نمیشد و تنها چیزی که توی این مدرسه کوفتی عذابش میداد شکنجه ای به نام اوه سهون بود. اوه سهون.... شر ترین آدم مدرسه که فقط چون مدرسه مال پدرش بود همه ازش حساب میبردن. اما اون روی معلم آروم و مظلومش دست گذاشت
 Agreed  by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 54,888
  • WpVote
    Votes 12,482
  • WpPart
    Parts 68
همه چیز از نامه‌ی مرموزی که در زیرزمین پیدا کرد شروع شد. نمیدونست در اون عمارت تاریک چه اتفاقاتی انتظارش رو میکشه. شاید برای فهمیدن باید اول حافظه‌اش رو به دست میاورد. ******************* × مشکل شماها چیه؟ میگن باید برای تتو یه طرح با معنی انتخاب کنین. اینا چه معنی‌ایی داره؟ + ماها؟ × تو تنها مشتری عجیبم نیستی پارک. + عجیب‌ترین مشتریت کیه؟ × یکی که ازم میخواست رو زخم‌های بدنش یه مشت اسم رو خالکوبی کنم. درد کشید تا اسم دشمن‌هاش رو روی بدنش بکشه. + عجیب‌ترین اون بود؟ پوزخند زد و گفت: × این عجیبش میکرد که، روی زخم روی قلبش اسم تو رو نوشت. ******************** Couple: Chanbaek, Hunhan, Kaisoo Genre: smut, mystery, mafia, angst, action
𓂃Amalthea𓂃 by Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    Reads 44,739
  • WpVote
    Votes 9,164
  • WpPart
    Parts 34
✮آمالتیا✮ بکهیون پسر ۲۱ ساله‌ای که از بچگیش به عنوان فرزند طرد شده‌ی خانواده زندگی کرده بدون اینکه هیچ وقت دلیلش رو بدونه...یعنی برادرش سهون که از افسردگی و وضعیت جسمی نه چندان خوب بکهیون خبر داره میتونه کمکش کنه تا با کمک پارک چانیول روانشناس به زندگیش امیدوار تر بشه و دلیل این زندگی ناعادلانه‌ رو بفهمه؟ ✮~ Couple: Chanbaek,Hunhan ✮~ Genre: Angst, Romance,Drama, Psychology, +18 ✮~ Writer: HonyMoon
☆°without ugly nerves°• [Chanbaek _ sulay _ kaisoo] by kaidousan
kaidousan
  • WpView
    Reads 50,453
  • WpVote
    Votes 9,948
  • WpPart
    Parts 17
اسم فیک:یه زشت بی اعصاب:without ugly nerve کاپل ها:چانبک-سولی ژانر:طنز-رمنس-زندگی روزمره-فلاف-اسمات ..... خلاصه: بکهیون پسریه که توی زندگی واقعیش عاشق کسی نشده. ولی میدونه که گیه. و این به کمک دو تا دوست دیگشه. اما اینکه توی زندگی واقعی عاشق نشده یعنی اینکه بکهیون عاشق،ادمین یه پیج شده! اونقدر درباره ی این پسری که حتی اسمشم درست و کامل بلد نیست و حتی قیافشم ندیده برای دوستاش حرف زده که همشون رو به جنون کشونده! کای میتونست فقط خودشو خلاص کنه که بکهیون برای رسیدن به اون مردک انقدر مغزشونو تیکه تیکه نکنه. حالا بک میتونست به اون ادمین برسه؟!.. .... [[قسمتی از داستان: بکهیون که کم کم بعد چک کردن اینستاش و گلی که دوست صمیمیش یعنی کیم سوهو، کاشته بود، داشت گریش در میومد...شروع کرد دنبال گشتن شماره ی اون نکبت. وقتی بوق اولی خورد و صدای سوهو پیچید توی گوشش،بدون وقفه شروع کرد به داد کشیدن: _سوهو به خاک سیاه نشوندیم لعنتی...اسکل احمق .
•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌࿇ KING ࿇•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ by MPR_FIC
MPR_FIC
  • WpView
    Reads 4,437
  • WpVote
    Votes 776
  • WpPart
    Parts 14
•࿇EXO VER࿇• _"میدونم تو کی هستی...میخوای باهام چیکار کنی تو اتاقت؟" بدن بی جونش فقط کمی تونست خودش رو نگه داره و بعد از شاید فقط پنج ثانیه،به سمت زمین سنگی زیر پاهاشون سقوط کرد...اما فرمانده که میدونست دیر یا زود این اتفاق میفته،خیلی زود گرفتش و از روی زمین بلندش کرد... به سمت در و اتاق خود‌ش راه افتاد و رد نگاه وحشیش رو روی لب هاش نگه داشت.در حالی که احساس میکرد داره کنترل اعصابش رو از دست میده،با پوزخندی کثیف و طعنه آمیز جواب سؤالش رو داد: _"از چیزایی که درمورد من شنیدی و میدونی نترس...زنده نگه داشتن آدما رو هم بلدم..." ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌࿇══════ ⋯ ══════► •࿇ | Main Cᴏᴜᴘʟᴇs : #Chanbeak - #KrisHo - #KaiSoo - #LayHun •࿇ | Sᴜʙ Cᴏᴜᴘʟᴇs : #MarkSon - #YoonMin •࿇ | Gᴇɴʀᴇ : Rᴇɴᴀɪssᴀɴᴄᴇ ʜɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ ғᴀɴᴛᴀsʏ - Sᴍᴜᴛ - Aᴅᴠᴇɴᴛᴜʀᴇ - Hᴀʀᴅ - NC-17 - Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ ﹣ Aɴɢsᴛ •࿇ | Nᴏᴠᴇʟɪsᴛ : LuCifer_Mpr | ࿇• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌࿇══════ ⋯ ══════► _ سن و تایپ MBTI کرکتر های فیکشن در زمال حال داستان : • پادشاه - کریس : 33 • ENTJ • • پادشاه - چان : 30 • ESTJ • • شاهزاده - سوهو : 19 • INTP • • شاهزاده - دی او : 18 • INFJ • • فرمانده - کای : 30 • INTP-T • • شوالیه - لی : 29 • ESTP • • شوالیه - سهون : 20 • ISTJ • • شوالیه - جکسون : 27 • ENFJ • • جاسوس - بک : 25 • INTJ • • جاسوس - مارک : 26 • ISTP •
find me⏳ by Ahu_rr
Ahu_rr
  • WpView
    Reads 1,260
  • WpVote
    Votes 188
  • WpPart
    Parts 14
♨عنوان: find_me ♨کاپل: چانبک _کریسهو _کایسو ژانر : _انگست _کلاسیک _رمنس _درام برشی از فیک: در پی گمشده ای آمده ام که با دستان خودم او را رها کردم و ندانستم که رهایی او باختن زندگی است که برای او و بخاطر او شکل گرفت... _ من به بودنت محتاجم بک قبول من باختم تو بردی لطفا ترکم نکن + راه من و تو خیلی وقته از هم جدا شده پارک چانیول بیا دیگه زندگی رو برای همدیگه از اینی که هست سخت تر نکنیم و قسم به حقارت واژه ها و شکوه سکوت..... ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ +من ترسیدم چان دلم پرواز میخواد از جنس رهایی برای یک آغوش امن _من میشم اون آغوش برات +تو نمیتونی اون آغوش باشی چان من از خودت میترسم از اینکه بخوای بهم آسیب بزنی
Survivor by sharlot__20
sharlot__20
  • WpView
    Reads 48,904
  • WpVote
    Votes 12,102
  • WpPart
    Parts 78
زمزمه ی متأثر مردم همه جا پیچیده بود. نمیشد توی بازار قدم زد و چیزی راجع به نوه ی بزرگ لرد نشنید! نمی شد لبخند زد...حتی نمی شد اخم کرد... تنها چیزی که توی چشم مردم دیده میشد تأسف بود و تأسف! از اون پسرک نجیب با نگاه معصومانه اش هیچ چیز جز یه خرابه باقی نمونده بود. هیچکس فکرش رو نمی‌کرد تموم اون توهم ها و گریه های پسر واقعیت داشته باشه! اما هنوز دیر نشده بود! با اینکه هنوز هم صدای جیغ و التماس های اون پسر توی کاخ میپیچید اما کلیسا اعلام کرده بود که همه چی رو تحت کنترل داره..‌ و هیچکس خبری از اون پسر نداشت.... کای توی بلند ترین برج قصر زنجیر شده بود... می سوخت، شکنجه میشد و فریاد می‌زد...و در پایان هر روز به سختی به گوشه ی تنگ اتاق می خزید، نوک انگشت های سوخته اش رو برای تسکین درد فوت میکرد و با بغض زمزمه میکرد _من دیگه... نمیتونم.... سهون! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ⊹⊱Couple: sekai ⊹⊱Ganer:Romance, Smut+18 , omegavers
『𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲🌛』 by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 73,700
  • WpVote
    Votes 11,792
  • WpPart
    Parts 45
🦋☽ زیبــای وحشـی Complete ⛮ کاپـل: چانبــک ⛮ ژانــر: عاشـقانه، تاریـخی، امپـرگ، امگـاورس، اسـمات ⛮ نویسـنده: السـا و بری ⛮ ادیتور و بازنویس: السـا بیون بکهیون، امگای زیبایی که به دستور امپراطور مجبور به ازدواج با اون آلفای روانی میشه. پارک چانیول، امپراطور پایتخت با بیماری روانی سختی از دوران کودکی خودش دست و پنجه نرم می‌کنه و حالا به خواسته پدرش تصمیم می‌گیره فرزند وزیر بیون رو به همسری خودش دربیاره. اما آیا این تصمیم می‌تونه آینده هردوی اون‌ها رو نجات بده؟ یا سرنوشت چیزی دردناک‌تر براشون رقم زده؟