| Completed |
وقتی سیستم امنیتی کشور رو به جرم فساد مجازات کرد،
اسمشو گذاشتن داروغه.
ولی توی گوشی لیام، هنوزم اسمش (تیمارستانی) بود.
.
.
.
×××××××××××××××××××
+15
جلد دوم فن فیک The Bedlamite
|*توجه*|
×فحشای رکیک، تجاوز و روابط جنسی، فضای دارک×
"-مطمعنى كه پشيمون نميشى اگه همه چيز و فراموش كنى؟
+وقتى آسمون پر ابر ميشه روشنايى نميتونه مسيرش و پيدا كنه ليام..."
ليام پين سرگرد بيست و شش ساله اداره اگاهي و زين مالك يكى از بهترين معمارهاى لندن،سرنوشت اونها رو تا مرز جنون ميبره و در نهايت لذت براشون ابرهاي سياه و بوجود مياره
اونا ميتونن ابرهارو ناپديد كنن و اسمون آبى و ببينن؟!
ليام ميتونه همه چيز و فراموش كنه و زندگي جديدشو شروع كنه؟
زين با گذشته ليام كنار مياد؟
+اسم؟
_زین مالیک
+خانواده؟
_یه بابای اعصاب شخمی و 3 تا خواهر
+مشکل؟
_افسردگی شدید
+خب...همین؟
_اره همین!اون اصلا حرف نمیزنه!
+چرا؟
_من چه گوهی میدونم پسر؟اون فقط خیلی ضعیف و احمقه!
°°°°°°°°°°°°°°°°°
چی میشه اگه زین افسرده و ساکت باشه و به مدرسه ی شبانه روزی ای بره که باعث ایجاد تغییری تو روند فلاکت بار زندگیش بشه؟
خب البته... بدبختی اسم وسط زینه... فک نکنم به این راحتیا ولش کنه...
___________
یه داستان کاملا متفاوت!
#Zouis #Ziam
نوشته شده توسط:
@kay-rh
{• completed •}✔