teaganwinchester's Reading List
8 قصص
چتربازان  بقلم avengers_ff
avengers_ff
  • WpView
    مقروء 72,600
  • WpVote
    صوت 7,548
  • WpPart
    فصول 118
تو دنیای موازی قهرمانای مارول توی برج استارک جمع شدن و همه با هم زندگی میکنن. اما این اصلا یه زندگی عادی نیست! [بعضی وقتا چپتر جدید دیر به دیر آپدیت میشه، لطفا به گیرنده‌های خودتون دست نزنین] Stony, stucky, strangefrost, brutasha, spidypool, Hawkeyesilver, vandavision ....
Sin (persian translation) بقلم larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    مقروء 368,657
  • WpVote
    صوت 51,837
  • WpPart
    فصول 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*
ALEKTO [ziam] بقلم mahi_hs
mahi_hs
  • WpView
    مقروء 696,700
  • WpVote
    صوت 88,837
  • WpPart
    فصول 83
❌ Warning For Violence And Sexual Abuse ❌ مُعتــاد بـه بـویِ نِفــرَتـِت نـیـازمَـند بـه آتـشِ چِشـمـات 👁 Addicted To Your Hate In Need For Your Fire 🔥 . . . . . . . . [ Under This Body U Can Wish U Were Dead Instead Of Touching And U Can Wish To Be Alive One More Second To Breath His Hate ❗️]
+6 أكثر
FOG1 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 160,214
  • WpVote
    صوت 22,596
  • WpPart
    فصول 64
-بپرسم؟ اولین جمله و اولین سوالی که اون ازم پرسید... اون یعنی زین مالیک... کسی که منو سرحد مرگ میترسوند... وکسی که تاسرحد مرگ منو روز به روز دیوونه ی خودش میکرد... و کسی که به عجیب ترین شکل ممکن مهربون بود... کسی که من درواقع همین 24 سال سنی هم که دارم با نگاه کردن به صورت طلاییش جوان میشم... اون درست مثل یک آب بهشتیه... اما سوال اینجاست... این یک گناهه که من عاشق یک آدم روانی قاتل بشم؟یا گناه نیست؟... و این ترس از خدا{FearOfGod} داره هممونو میکشه.
FOG2 {ziam} -COMPLETED- بقلم justlilian
justlilian
  • WpView
    مقروء 50,992
  • WpVote
    صوت 8,713
  • WpPart
    فصول 54
-لیامم؟ اولین کلمه ای که بعد از اون اتفاق به زبون اوردم... نمیخوام کار اون لعنتی بالا سرمو انجام بدم اما میدونم تقصیر کیه... چند انسان بی ارزش... اما حلش میکنم به خاطر لیام هم که شده... به لیام نشون میدم که میتونم براش "پرستش کننده" خوبی باشم... بهش نشون میدم چه "الهه ی پرستش" غیرقابل توصیفیه... ولی حتی منم نمیدونم چه اتفاق مزخرفی قراره بیفته... فقط قراره کنترلش کنم... با اینکه میدونم ترس از خدا{FearOfGod} رو تازه تو خودم پیدا کردم و... همه ی این چیزا به خاطر لیامه،همه ی اینا... -قبل از خوندن این فصل، حتما فصل قبل رو بخونید-
Don't You Love Me Anymore بقلم InfectedFantasy
InfectedFantasy
  • WpView
    مقروء 13,629
  • WpVote
    صوت 1,655
  • WpPart
    فصول 35
" همه یه روز ترکت می کنن. یا با خیانت، یا با مرگ و هر چیز دیگه ای.. دست خودشون نیست، احتمالا یکی از قوانین مزخرف دنیا و کارما باید باشه. تو جفت روحی من بودی و هستی، بعد از تموم تراژدی هامون هنوز به این باور دارم. اما مشکل اینه، مردم فکر می کنن جفت های روحی حضورشون کنار هم ابدیه، مقصر اونا نیستن، منم یه زمان جزوی از این مردم بودم.. " دین و کستیل زوج متاهلی هستن که زندگی شون ناخواسته به جدایی راه پیدا می کنه و باورهاشون رو به چالش می کشه.. عقایدشون دستخوش تغییر میشه، اون هم به بی رحمانه ترین حالت ممکن. Genre : Drama | Tragic Romance
with love,gun[cockles] بقلم mewrySH
mewrySH
  • WpView
    مقروء 35,781
  • WpVote
    صوت 4,969
  • WpPart
    فصول 49
[completed] هفت روز...،فقط هفت روز ديگه صبر كن و اونوقت بهش بگو...! . . . . . . . . . . . 🔞خوندن اين داستان ممكنه براي خواننده هاي سن پايين مناسب نباشه🔞 ايده پرداز: @bsunknown
+21 أكثر