💙
12 storie
Belong To The Moon di winkey6104
winkey6104
  • WpView
    LETTURE 559
  • WpVote
    Voti 173
  • WpPart
    Parti 5
تو "ماه"ــی و من "متعلق به ماه" چه قدر صبر کنم تا بفهمی من چی هستم؟ ~~ | کاپل: نورن | | ژانر: فانتزی، رمنس |
[Back 2 U] di winkey6104
winkey6104
  • WpView
    LETTURE 11,751
  • WpVote
    Voti 1,923
  • WpPart
    Parti 28
[پایان یافته] نورن . جه یونگ . مارک هیوک . یووین واسه ی همه ی آدم ها وقتایی توی زندگیشون هست که باعث می شه کل مسیر زندگیشون تغییر کنه...وقتایی که باید تصمیم بگیری...باید تصمیم بگیری چه جوری زندگی کنی...برای چی...یا شایدم برای کی زندگی کنی... این کار مشترک از من و @_wonderry_ هست.😍
Snowman [JaeYong] [NCT]  di Kiitsune_YUKI
Kiitsune_YUKI
  • WpView
    LETTURE 3,803
  • WpVote
    Voti 464
  • WpPart
    Parti 3
زندگی هر کسی فراز و نشیب های خاص خودشو داره، ولی برخورد ما با اون مشکلات شخصیت واقعی مارو میسازه. اینکه کی بالاخره تصمیم بگیریم زخمامونو درمان کنیم و مسئولیت زندگیمونو به عهده بگیریم، به خودمون بستگی داره. اما فرشته ی نجاتمون همیشه مراقبه تا راه نجاتمونو جلوی پامون بذاره... این کادوی تولد من به مهشید عه. یکی از بهترین دوستای مجازیم که حالا با دیدنش از نزدیک، تبدیل شده به بهترین دوست واقعی ام. قرار بود فقط یه وانشات یا فوقش چند شاتی باشه. اما از لحظه ای که جه‌هیون و ته‌یونگِ داستان جون گرفتن، بهم گفتن که داستان بیشتری برای تعریف کردن دارن و بعنوان خالق دنیاشون، دادن این فرصت کمترین کاری بود که میتونستم براشون بکنم. "نمیدونم کار کدوم فرشته بود که مهر منو به دل تو انداخت. شاید فرشته نگهبانم بود. میخواست منو نجات بده و پای تورو به زندگیم کشوند"
•DIAMOND•  di Imthefullmoon
Imthefullmoon
  • WpView
    LETTURE 22,272
  • WpVote
    Voti 3,833
  • WpPart
    Parti 29
به هنرنماييش روي بدن پسر چشم دوخت... مثل يك تابلوي نقاشي بود؛ نقاشيي از جنس درد...! قلمي از جنس شلاق و رنگي از جنس خون... ناله هاي دردناك پسر براش مثل يك سمفوني زيبا بود؛ اما طولي نكشيد، طولي نكشيد تا هر قطره اشك پسر براش مثل يك جام زهر بشه... مويه هاش تبديل به كابوس هاي شبانش و نفس كشيدنش، دليل نفسهاش بشه... main couple: jaeyong side couples: markhyuck, johnten, luwoo, yuwin, noren, xiaoyang genre: romance, angst, criminal
Arisen From The Ashes [WayV]  di Kiitsune_YUKI
Kiitsune_YUKI
  • WpView
    LETTURE 5,266
  • WpVote
    Voti 924
  • WpPart
    Parti 15
بعد از گذشت شش سال از یک فاجعه انسانی که نسل بشر رو به مرز انقراض کشوند و بقاء اون هارو با چالش سختی روبرو کرد، گروهی از بازماندگانی که در تلاش برای زنده موندن، مجبور به کوچ شدن تا جای امنی روی زمین پیدا کنن، خودشون رو در آستانه تصمیم برای نجات جهان پیدا کردن... فاجعه ای که از ژاپن سر بلند کرد و با گسترش احاطه اهریمن روی زمین، زندگی رو از انسان های بیشماری گرفت و شب رو به کابوسی تمام نشدنی بدل کرد. لوکاس بعنوان رهبری که مسئولیت مراقبت و حفظ جون گروهی از مردمش رو به عهد داشت، مجبور بود اونها رو به چین، تنها سرزمین باقی مونده، برسونه... درحالیکه زمان رو به اتمام بود، ایثار، اتحاد و اعتماد، تنها دست آویز اونها برای نجاتشون بود... آیا انسانیت زندگی رو از چنگال اهریمن پس میگیره، یا ناچار به تسلیم میشه؟... >> این کتاب نتیجه همکاری من و @winkey6104 هست. اولین کتاب مشترکمون. <<
+17 altre
ɪɴᴊᴜɴɴɪᴇ || ɴᴏʀᴇɴ di selenophile-01
selenophile-01
  • WpView
    LETTURE 5,226
  • WpVote
    Voti 1,059
  • WpPart
    Parti 16
"...فکر کنم...عاشقش شدم!" "...تمامش یه نقشه‌ی از پیش تعیین شده بود و تو فقط یه راه برای عملی شدنش جور کردی" جنو، پسر خوش اخلاق و مهربونی که طی یه شرط بندی باید ظرف 34 روز هوانگ رنجونه ساکت و مرموز رو جذب خودش کنه و در این بین با جنبه‌ های دیگه ای از زندگیه اون پسر ظریف آشنا میشه...
Window  di Cutechocoball
Cutechocoball
  • WpView
    LETTURE 445
  • WpVote
    Voti 89
  • WpPart
    Parti 1
آغوش مارک پناهگاه امن دونگهیوکه 👐
「 GALECTIC EYES 」 di ApatheticTete
ApatheticTete
  • WpView
    LETTURE 7,908
  • WpVote
    Voti 1,506
  • WpPart
    Parti 21
سرباز دایورس اشک هاش رو رها کرد.. اشک هایی که زیر نور ماه میدرخشیدن.. بعضی از قطراتش روی زخم گونش میریختن و درد هاشو دوبرابر میکردن.. هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.‌. و همه چیز هم مطابق خواسته ما پیش نمیره..‌. ولی من میخوام که تغییرش بدم.. من باید عوضش کنم.. چون من چشمایی دارم که برق میزنن!.... با کمی اقتباس از فیلم "Abigail" ______________________ کاپل اصلی: جهیونگ [Jaehyun × Taeyong] کاپل های فرعی: لووو، یووین، جانتن، ته تن ژانر: تخیلی، عاشقانه، +18 ، اکشن، ترسناک نویسنده: @ApatheticTete
Blue Morpho; XiaoYang di _Wonderry_
_Wonderry_
  • WpView
    LETTURE 148
  • WpVote
    Voti 40
  • WpPart
    Parti 1
Story about Butterflies🤍🦋
𝟬𝟬:𝟬𝟭 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝘄𝗶𝘀𝗵  // LuWoo di wongjw
wongjw
  • WpView
    LETTURE 5,760
  • WpVote
    Voti 1,712
  • WpPart
    Parti 17
یه چندشاتی کوچیک راجع به کیم جونگووی خجالتی ، دانشجویی که عاشق کاپتان بسکتبال تیم دانشگاه شده و راجع بهش داخل دفتر کوچیکش مینویسه....