kavoshga's Reading List
34 stories
Command and Obey  | Completed  by kaihan_33
kaihan_33
  • WpView
    Reads 2,279
  • WpVote
    Votes 328
  • WpPart
    Parts 3
پزشک نظامی نقطه‌ی صفر مرزی از هیچ کاری برای اغوا کردن کلونل جئون، دریغ نمی‌کنه
MINT |𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 by avarm0043
avarm0043
  • WpView
    Reads 27,665
  • WpVote
    Votes 1,904
  • WpPart
    Parts 30
کیم تهیونگ پسری که تا18سالگی فکرمیکرده قراره امگاباشه به یکباره... . . . . . . . . -حالابهت نشون میدم سرپیچی ازمن چه عواقبی داره +برنمیگردم پیشت... ژانر:امپرگ.امگاورس.صافت.فلاف.طنز.اسمات🔞.سلطه گری....هپی اند
𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ by tara97jk
tara97jk
  • WpView
    Reads 43,762
  • WpVote
    Votes 3,766
  • WpPart
    Parts 10
Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...
BTS SMUT ONESHOT🔞 by BlackRami
BlackRami
  • WpView
    Reads 29,103
  • WpVote
    Votes 979
  • WpPart
    Parts 11
این بوک پر از وانشات و مولتی‌شات اسماته🔥🔞
سکس کم by BuckyGayStraight
BuckyGayStraight
  • WpView
    Reads 1,140
  • WpVote
    Votes 105
  • WpPart
    Parts 3
مینی شات!
💎ღᴰᴼᶜᵀᴼᴿ◢|•sopemin•| by BlackBunny883
BlackBunny883
  • WpView
    Reads 47,007
  • WpVote
    Votes 4,533
  • WpPart
    Parts 17
Name: Doctor Garner :daddy king,smut, romance,bdsm, angst Main couple:sope,hopemin,yoonmin,sopemin Said couple:kookv ⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⚫⚫⚫⚫⚫⚫⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐ پسری که برای درمان مادرش پیش پزشکش می رود ........اما خبر ندارد که پزشک بزرگترین ددی است. ⚫هشدار⚫ لطفاً قبل از خواندن به ژانرش دقت کنید. #1 Hopemin #1 Doctor #1 sopemin #5 threesome #3 threesome #6 yoonmin
Forbidden Love  by kaihan_33
kaihan_33
  • WpView
    Reads 85,029
  • WpVote
    Votes 10,482
  • WpPart
    Parts 41
A stroy of a little and his caregiver _ توی این مدت که من نیستم پیش یکی از دوستام میمونی عزیزم ... - ولی بابا من که بچه نیستم ...
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 95,030
  • WpVote
    Votes 12,502
  • WpPart
    Parts 25
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
Coshay / نامیرا by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 429,067
  • WpVote
    Votes 34,087
  • WpPart
    Parts 130
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
𝐄𝐗 𝐌𝐀𝐒𝐓𝐄𝐑 [𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] by A_by_Atash
A_by_Atash
  • WpView
    Reads 43,345
  • WpVote
    Votes 2,055
  • WpPart
    Parts 5
_خوبه..بدون من نتون..دوسم داشته باش.. _معلومه که بدون تو نمیتونم..تو همه چیز منی عزیزم.. . . _دیگه باید چیکار کنم منو ببخشی.. . . _گوگ من خیلی عاشقتم چرا مجبورم میکنی همش تکرارش کنم؟ _چون..تو هنوزم کابوس میبینی بیب.. *حتما برای خوندن هر پارت از منو برید نمیخوام پارتی رو جا بندازین و گیج بشین. Couple: Kookv/yoonmin(side couple) ganre:romance/smut/bdsm/sense love/sycologic/happy ending and others. مینی فیک/وانشات