جیمین یه دکتر موفق کاملا استریته (خودش اینجوری میگه) و از گی ها بدش میاد و عاشق دوست دخترشه!
کوکی برادر جدید جیمین! یه خواننده گی موفق و خیلی تخس که میاد میشه بلای جون جیمین و تمام برنامه هاش رو بهم میریزه :)
(این فیک دیگه توی تو پیج اینستا آپ نمیشه و فقط اینجا میزارمش)
جیکوک💜
Completed♠️⚡️
جیمین پسری 18 ساله که در تلاشه برادر کوچیکت رش جیهوپ
پسری مثل خودش نشه که پدرش ازش ناامید بشه ولی همچی از زمانی که پاشو به سئول محل تولدش میزاره بهم میریزه..
جونگکوک پسر خودخواه و پولدار که با سن 18 شرکت و همراه دوستاش(تهیونگ و چانیول) اداره میکنه و همزمان مدرسه میره
با دیدن پارک جیمین تو مدرسه نقشه هاش و عملی میکنه
نقشه هایی که دوسال برنامه ریزیشون کرده بود تا دوباره پارک جیمین رو ملاقات کنه
چی باعث بهم ریختن برنامه هاش میشه!!؟
•─────⋆─────•
〽️نام فیک : my mom's boyfriend
〽️ ژانر : تینیج _اسمات _رومنس_ انگست
〽️روز های آپ : جمعه
〽️کاپل : کوکمین
〽️وضعیت فیک : پایان یافته
〽️نویسنده :jikookies 97
〽️مترجم : jisa
〽️ خلاصه فیک : وقتی جیمین از مدرسه خسته کنندش به خونه برگشت انتظار چیز های زیادی رو داشت...
انتظار داشت مادرش رو خوشحال از برگشتنش ببینه...
یا اینکه اتاقش رو توی همون حالتی ببینه که قبلا ول کرده بود...
ولی انتظار نداشت که ملاقاتی با دوست پسر جدید مادرش جئون جانگ کوک داشته باشه...
جئون جانگ کوک کسی که 9 سال از مادرش جوون تر بود و جذاب تر از اونی بود که میشد با کلمات توصیف کرد.
جیمین اول میخواست که از شیطانی که در غالب جانگ کوک خونش رو تصاحب کرده بود ، متنفر بشه...
حداقل چیزی بود که تلاش میکرد...
ولی جانگ کوک اینکار رو برای جیمین آسون نمیکرد و بالاخره تبدیل به تنها چیزی شد که جیمین میتونست بهش فکر کنه...
اشتباهی که انجام شد، اشتباهات زیادی رو دنبال خودش آورد...
تنها مانعی که سر راه بود، مادر جیمین بود و شاید اینکه جانگ کوک 23 سال داشت و جیمین 16 سال...
◆Genere: smut (a bit harsh) _ romance _ angst
همه چیز ازون شبی شروع شد که من به هوای اینکه اونم یه مرد بی بندوبار عوضیه که دنباله یه رابطه یه شبه می گرده بهش نزدیک شدم!
◆◆◆
_: جانگوک، اسمت خیلی بهت میاد..همون طور با غرور..زیبا و محکم!
_: البت برای تو آقای جون!
دستمو که روی سینش بود رو خط فکش کشیدم و گفتم:
امشب نمی خوای منو مال خودت کنی کوک؟! من تمام و کمال در اختیارتم!
فشار محسوسی به پایین تنش آوردم و نزدیک گوشش ادامه دادم...
_: هرکاری دوست داری باهام بکن!
_: چرا نمی فهمی جیمین؟! من..نمی خوامت..من..ازت..خو شم نمیاد..حالم از فکر کردن به سکس با همجنسم..بهم می خوره!
Kookmin_Vmin
◆◆◆
جیمین و جونگکوک دوستای دوران بچگی که سالهاست باهم زندگی میکنن و هر دو عاشق هم و از حس همدیگه باخبرن ولی هیچ کدوم حرفی ازش نمیزنن
تا اینکه جونگکوک....
کوکمین❤️
جیمین پسری که از زندگی بریده و جونگکوک خواننده ای که بی اعتمادی آدما رو ازش دور کرده و وقتی سرنوشت اونها رو تو یه مسیر میندازه همه چیز عوض میشه
💙کوکمین💛
نام : moon in the galaxy (ماه در کهکشان)
کاپل: کوکمین ، تهجین
ژانر: رومنس ، درام، انگست،هپی اند ، +18
نویسنده : mind writer
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اولین باری که دیدمت فکر می کردم یه پسر لوس و مغرور و پولداری...
با ابرو های بالا رفته نگاهش کردم که خندید...
-خب؟
+اما بعدش...نمی دونم شاید همون روزی که به جای پول، ازم قهوه خواستی، بنظرم متفاوت اومدی...راستش هیچوقت فکر نمی کردم یه روز باهات حرف بزنم...برم بیرون...بخندم...بستنی بخورم...تو همیشه باعث می شی من به خودم فکر کنم...به اینکه یه چیزی بخوام...به اینکه بخوام بخندم...بخوام شاد باشم...بیرون برم...خوش بگذرونم...
حس می کردم دارم شیرین ترین جمله های دنیا رو می شنوم...
چطور یه نفر می تونست انقدر شیرین باشه؟
+اولین بار که منو دیدی به چی فکر کردی؟
-این پسره اعصاب خوردن کن عجیب کیه؟
داشتم به قیافه ی شاکیش می خندیدم که با حرفی که زد خندم محو شد...
+اون شب من همه چیز رو شنیدم...
.
.
.
[ فصل اول کامل شده]
[فصل دوم کامل شده]
[ افتر استوری کامل شده]
Number 1 in #kookmin
با حس دستای کسی که صورتشو نوازش میکردن اروم چشماشو باز کرد.
اطراف شو از نظر گذروند و چشمش به غریبه ای که کنارش نشسته بود
-تو کی هستی...!
سعی کرد از رو تخت بلند بشه ولی پاهاشو دستاش محکم به تخت بسته شده بودن! با عجز نالید:
-توروخدا باهام کاری نداشته باش
+واقعا جیمین؟؟ تو فکر میکنی من بهت صدمه میزنم؟
غریبه دستاش رو بسمت گونش برد و نوازش وار روش کشید
-به من دست نزن!
+نمیدونی چقد منتظر بودم که اینجوری دوباره لمست کنم.
روزهای آپ: سه شنبه ها
Main couple : kookmin
Sub couple : Yoonmin
Genre : Angst - psycho - stalker Au
Tr : Happiness
(Completed)
خاطرات مبهم!
خاطراتی که باعث شد پسر بی گناهی مثل جیمین وارد بازیِ ناعادلانه ای بشه . بازیی که فقط مافیایی مثل جانگ کوک برنده میشدن .
جیمین فقط میخواست به خواسته اش برسه ، خواسته ای که برای براورده کردنش باید به جانگ کوک نزدیک میشد.
نزدیک شدن به جئون جانگ کوک ، رئیس بزرگترین باندِ مافیا یک تصمیم غلط بود ولی تنها راه بود. تنها راهی که جیمین رو به خواسته اش می رسوند تا جیمین بتونه تمام خاطرات لعنتیش رو به سرانجام برسونه.
--------------------
جانگ کوک: از پسرای بد خوشم نمیاد. پسرای بد باید تنبیه بشن دقیقا مثل تو که باید تنبیه بشی . بهت هشدار داده بودم پسر خوب و مطیعی باشی.
با دست ازادش گونم رو نوازش کرد.
+دوست ندارم پسر خوشگلی مثل تورو تنبیه کنم ولی متاسفانه از پسرای بد خوشم نمیاد حتی خوشگلش.
----------------'
#1kookmin
#1 jikook
#1gayfiction
#1 mafia
#1 fiction
#1 iran
#2 iran
#3fiction