5 stories
𝑷𝒓𝒂𝒈𝒎𝒂𖣸 by Kimtellin
Kimtellin
  • WpView
    Reads 31,478
  • WpVote
    Votes 4,500
  • WpPart
    Parts 56
پراگما یه سوپرمدل خیلی معروفه که تصمیم میگیره برای تولید و جابه جایی مواد با مین یونگی همکاری کنه. اون دلش میخواد برای یه بارم که شده بزرگترین ریسک زندگیش رو انجام بده و قدم تو راهی بذاره که هیچ ربطی به زندگیش نداره... از طرفی بکهیون یه دانشجوی پزشکی اخراجیه که نبوغ و هوشش رو تو راه کثیفی به کار گرفته و برای چندین سال مواد تولید کرده. اون کسیه که تو اقیانوسی از غم و سیاهی شنا میکنه و اونجارو مثل خونه اش میدونه.. حالا پراگما میخواد ترس رو کنار بذاره و خطر غرق شدن رو به جون بخره. ولی آیا کسی هست که شنا کردن بلد باشه و تو این راه ازش محافظت کنه...؟
➷𝐓𝐡𝐞𝐁𝐨𝐲𝐍𝐮𝐦𝐛𝐞𝐫𝟓𝟎𝟔➹  by Kimtellin
Kimtellin
  • WpView
    Reads 40,932
  • WpVote
    Votes 6,600
  • WpPart
    Parts 40
بیون بکهیون عاشقِ عدد ۵۰۶ بود، اولین دلیلش این بود که تو شِش مِی به دنیا اومده بود و دومین دلیلش هم‌ این بود که یه جایی، احتمالا تو یکی از سایت‌های مزخرف پیشگویی، خونده بود ۵۰۶ بهترین عدد شانس دنیاست؛ کسی که شماره اش ۵۰۶ ـه خودمونیه، صمیمیه، صبور نیست ولی کنجکاو و باهوشه. بکهیون فکر میکرد خیلی خودجوش و بانمکه و میتونه راحت مردم رو بخندونه. فکر میکرد معاشرتیه و کارش تو جذب کردن دخترا به خودش عالیه. ولی اون فقط 'فکر' میکرد. اون احمق چیزی نبود جز عنق‌‌ترین، عوضی ترین، لوس‌ترین، حسود‌ترین و رو اعصاب ترین پسرِ مو فرفری‌ای که تو کلِ عمرت دیده بودی و متاسفانه این پسر شماره ۵۰۶ شده بود همسایه ای که درست تو واحد شماره ۵۰۶ روبروییت زندگی میکرد و قرار بود هر صبح و هر شب نگاهت به ریخت عنش بیوفته، عذابت بده و روح و روانت رو به بازی بگیره!
NEWTON'S LAW📎 by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 46,414
  • WpVote
    Votes 3,942
  • WpPart
    Parts 16
چی میشه اگه یه روز سر و کله یه دخترِ شَر تو مدرسه ای که پسرا توش حکمرانی میکنن پیدا بشه؟ دختری که بخاطر تنفرش از جنس مخالف هیچ وقت از شعاع ۴ متری هیچ پسری عبور نکرده و حالا مجبوره تو کلاسی بشینه که ۷۰ درصد دانش آموزهاش پسرهای قلدر و زورگو ان! 📖قانون نیوتن
My Life FF by Sarinaf9
Sarinaf9
  • WpView
    Reads 173,486
  • WpVote
    Votes 10,277
  • WpPart
    Parts 38
My Life : زندگی من ژانر : عاشقانه - درام - انگست - اسمات با تمام زوری که داشتم کنارش زدم +تمومش کن... تمووومش کن... بدنم میلرزید و صدام هم به لرزه افتاده بود ‌+معشوقه،واقعا من معشوقه‌ی توام؟؟ خودت هم میتونی همچین چیزایی رو باور کنی!!... واقعا داری از روی احساساتت حرف میزنی؟!.... ازم انتظار داری اینارو باور کنم؟.. همینو میخوااااای؟؟ میخوای که منو عذاب بدی؟ آررره؟؟ بیشتر عصبی شد. -همین الان از اینجا برو بیرون ✔#1 jungkook
... by EXONEST
EXONEST
  • WpView
    Reads 18,974
  • WpVote
    Votes 3,251
  • WpPart
    Parts 36